تاریخ انتشار:۱۳۹۶/۱۱/۰۱ - ۱۷:۳۱ تعداد نظرات: ۱ نظر کد خبر : 77902

سینماسینما، حسین سلطان‏‌محمدی:

عمر جشنواره فیلم فجر، آنقدر هست که بتوان به مرور تجربیات آن رسید و برای بهبود روند اجرایی، از آنها بهره جست. هر مدل تجربه‏‌ای را هم که بتوان تصور کرد، در این سال‏‌ها داشته‌‏ایم؛ از تجربه بین‏‌المللی گرفته تا داخلی، از کشف استعداد داخلی و خارجی گرفته تا هر نکته جدی و قابل نقد و تحلیل دیگر. اما هر چه جشنواره با وجود هویت ذاتی‏‌اش، به سمت حرفه‏‌ای‌‏تر شدن می‏رود، رسانه‏‌های ما، گرفتار چندگانگی‏‌های عمدتا خام و لحظه‌‏ای هستند و نمی‏‌دانند از این جشنواره چه انتظاری دارند و باید دربرابرش چه کرد.
جشنواره فیلم فجر، خاستگاه دولتی دارد و به علت شریط فعالیت هنری قانونی در ایران، خواسته یا ناخواسته، باید در آن دیده شد، حتی اگر بعد از جشنواره، غیبت از آن برای ادامه فعالیت و اکران اثر، تأثیر منفی نداشته باشد. تلاش فیلمسازان برای حضور در آن و اعتراض به عدم انتخاب یا حتی نیامدن به جشنواره با سر و صدای رسانه‌‏ای، حاصل این نکته است. بنابراین برای تحلیل هر تصمیم جشنواره، باید خاستگاه و ماهیت دولتی آن را درنظر داشت و بالاتر از آن، پذیرفت که به علت نام «فجر»، تصمیمات از اندازه سازمان سینمایی و دولت، به اندازه حاکمیت ارتقا یافته است و موجب شده تا حتی نتوان خیلی از این تاریخ سنتی جدایش کرد و اگر هم به لطایف‏‌الحیل، بخش بین‏‌الملل آن را جدا کردیم، یادمان باشد که چه معرکه‌‏ای به پا شد و نام فجر، بر آن باقی ماند. بنابراین در این جشنواره که از نگاه حاکمیتی، نمایانگر بازدهی سیاست‌‏های سینمایی، جمهوری اسلامی که چه عرض کنم، انقلاب اسلامی است، نمی‏‌توان به همین سادگی طرح درخواست کرد یا رد کرد. عناصری چون نمایش در مراکز استان‏‌ها، حضور هنرمندان در بعضی استان‏‌ها، هیأت انتخاب یا داورانی که مدیر سینمایی یا دولتی یا حاکمیتی هستند، تعدد سالن‏های نمایش در سطح تهران برای جشنواره و مانند اینها، تبعات همان هویت حاکمیتی جشنواره است. اکنون که این‏گونه است، موضع‌‏گیری‏‌ها یا اظهارنظرها یا حتی فضاسازی رسانه‏ای باید واقع‏‌بینانه‏‌تر باشد.
اگر برخورد واقع‏‌بینانه باشد، دیگر عضو هیأات انتخاب یا تهیه‌‏کننده‏‌ای که اثرش در جشنواره به نمایش در می‏‌آید و برای هر نوبت نمایش در جشنواره، اعم از نوبت به استاندارد بین‏المللی موردنظر یا نوبت فوق‏‌العاده به سبک ایران، پولش را از ساختار جشنواره دریافت می‏‌کند، نباید بگوید که تعداد نمایش فیلم‏‌ها زیاد است! نباید بگوید که دیگر در اکران کسی آن را نمی‌‏بیند! و حرف‏هایی نظیر این، چون برای همین ۱۶ یا ۲۳ یا ۳۰ یا هر تعداد نوبت نمایش فیلم در جشنواره، با سالن عمدتا اشغال سالن صددرصد برخلاف ضریب اشغال عمدتا زیر پنجاه درصد در زمان اکران، وجه آن را دریافت کرده‏‌اید. بنابراین بیان این حرف که تعداد نمایش جشنواره باید کم شود، به عبارت ویراستارانه، حشو و زواید است. بگذریم که پیش از طرح این موضوع، وقتی پذیرفتید که در جشنواره شرکت کنید، یعنی قواعد جشنواره و اجرائیات آن را هم پذیرفته‏اید و نباید در «شهرفرنگ» یا در سایر رسانه‏‌ها، به موضوع مثالی تعدد نوبت نمایش در جشنواره دامن بزنید.
اگر واقع‏بینانه باشیم، باید بدانیم، که می‏دانیم، در این جشنواره تصمیم‏گیر و پاسخگوی حاکمیتی، دبیر اسمی جشنواره و گروه سیاستگزار و سازمان سینمایی و بالاتر از آن، وزارت ارشاد و سایر سلسله مراتب است. بنابراین، اگر این تصمیم‏‌گیر، هیأت انتخاب و داوری برگزیند، حق اوست و نباید به تمسخر گرفت که چرا مثلا از پنج یا هفت یا هر تعداد عضو این هیأت‏ها، دولتی هستند. دولتی بودن که حق اوست، چرا سخره؟! جشنواره که دولتی است، نه مانند جشنواره‌‏های مثالی خارجی، بظاهر خصوصی. بنابراین، چه اصراری است که بعد از موضوع تعداد نمایش و مخالفت صوری، به این نوع انتخاب هیئات انتخاب و داوری خرده گرفته شود؟ اگرچه در سایر جشنواره‏‌های سینمایی بین‌‏المللی، همان‏طور که دوست عزیز نیما حسنی‌‏نسب در برنامه شهرفرنگ گفت، کسی هیئت انتخابش را اعلام نمی‏‌کند. اما حالا که اینجا اعلام می‏‌شود، حق اعتراض وجود ندارد. صاحب یا به عبارت محترمانه‏‌تر، مسئول اجرایی جشنواره به نیابت از حاکمیت و با احترام به جامعه سینمایی، ترکیبی را اعلام کرده است.
اگر واقع‎‏بینانه به موضع نگریسته شود، بعد از متفاوت بودن خاستگاه جشنواره و اینکه نمادی از تصمیمات سینمایی حاکمیتی نظام در آن جلوه دارد و مسئولانش مشتاق هستند تا در سالگرد دهه فجر، به این دستاوردهای سیاست‏‌ها، بها داده و فیلم‏‌ها را در همه کشور نشان دهند، بنابراین اختصاص بلیت برای رده‏های گوناگون اجتماعی را باید طبیعی دانست. اگر قرار بر محدود اجرا کردن جشنواره و کم کردن سالن‏ها بود، که در رده مهمانان تخصصی و عمومی و تعداد نیروهای رسانه‏ای هم باید محدودیت می‏‌پذیرفتیم. در چنان محدودیتی، دیگر آمار ثبت نام بیش از ۱۵۰۰ نیروی رسانه‌‏ای و تعداد قابل توجهی از سایر رده‌‏ها و حتی مانند امروز که «به عوامل تولید فیلم کوتاه هم کارت جشنواره بدهید»، نباید مطرح شود. اگر برای خود محدودیت نمی‏‌پذیریم، باید به عمومی‏ کردن کل جشنواره برسیم و تعداد سالن‏‌ها را محدود نکنیم و اینکه در پیش‌‏فروش بلیت حداکثر تنوع را داشته باشیم. بنابراین وقتی شش هزار صندلی داریم، باید نوعی تقسیم بندی را قائل شویم. حالا در روز نخست، برای پیش‏فروش بلیت مراجعه شده و تعدادی به فروش رفته است. دیگر بحث سایر سهمیه‌‏ها چرا بلیت می‏گیرند یا نه، معنایی ندارد، زیرا سایر سهمیه‏‌ها هم جزو عموم هستند، مثل خود ما. جشنواره دولتی است و هر چه هم خود را متظاهر به اجرای استاندارد مرسوم سینمایی کند، از پاسخگویی به ارگان‏‌های مختلف نمی‏‌تواند فرار کند.
البته جشنواره سعی کرده در تهران خود را محدودتر نماید اگرچه در شهرستان‏‌ها بازتر شده است، بنابراین باید همین محدودتر شدن امسال را، به هر بهانه‏‌ای که بوده اعم از احترام به خواست جامعه سینمایی یا کمبود بودجه، گردن بنهیم. یک بام و دو هوا که نمی‏‌شود. خود رسانه‏‌ا‌ی‏‌ها به اندازه یک سوم کل ظرفیت مردمی، متقاضی شده‏‌اند. دیگر چه جای اعتراض به سهمیه سایر سالن‏‌ها و چگونگی اختصاص آنها؟ ما که سالن مجزا داریم، بگذاریم سیستم جشنواره خودش راه ‏حلی حاکمیتی برای توزیع صندلی‏‌هایش پیدا کند. ما یا هوادار شعاری مردم هستیم که دیگر نباید به تعداد نوبت‏‌های نمایش یا اکران مراکز استان‏ها اعتراض کنیم، یا خواستار محدود کردن جشنواره و تظاهر به استادارد مرسوم بین‏‌المللی هستیم که اول از خود باید شروع کنیم و تعداد خودمان در رسانه‏‌ها را محدود کنیم.
قصه قرعه‌‏کشی نوبت نمایش در سالن رسانه‏‌ها هم یکی از آنها بود که برای اینکه سازنده‌‏ای احساس جانب‌داری ساختار جشنواره از یک فیلم و بی‌توجهی به فیلم دیگر را براساس چینش فیلم‏‌ها در جدول نمایش نکند، مراسم قرعه‏‌کشی راه انداخته شد و خود رسانه‌‏ای‏‌ها و صاحبان فیلم‌ها و جامعه سینمایی دخیل شدند و جدولی تنظیم شد، دیگر دیدن این طعنه که «حالا که جدول با قرعه‌‏کشی تنظیم شد، سیمرغ‌‏ها را با قرعه‏‌کشی بدهید» چه معنایی دارد؟ همکار رسانه‌‏ای که این نوع مطالب را شنیدید و منتشر کردید، به خودتان احترام بگذارید و چنین مطالبی را بدون تحلیل منعکس نکنید، بماند که تیتر کردنش بدتر بود. هنرمند باتجربه قرعه برداشته و همان حرکتی را که خود در آن مشارکت داشته، به سخره می‏‌گیرد! جشنواره همچنین به این نکته هم پاسخ داده که بودجه اجرای جشنواره زیاد است و اکنون آمده در خیلی موارد محدودیت تعریف کرده تا هزینه اجرا پایین آید، شمایی که در رسانه منتقد ریخت و پاش و مانند آن می‏‌شوید، اکنون چرا از حضور در پردیس ملت شکایت دارید و برج میلاد می‏‌طلبید و مرتب در حال انتقال اخبار همراه با فضاسازی‏‌های خاص هستید تا برگردیم برج میلاد؟ بالاخره تکلیف خود را نسبت به هزینه که باید بدانید.
این گونه که دیده می‌‏شود، فیلم‌ها در جشنواره امسال فجر، در آستانه ده روز مانده به جشنواره، خیلی محلی از اعراب ندارند و برخلاف سابق مورد توجه و فضاسازی نبوده‌‏اند و ما آنقدر که فقط از حاتمی‏‌کیا و مؤتمن شنیدیم، از بقیه نشنیده‌‏ایم. حتی تحلیل سیاستی سینمایی که چرا مثلا به قول یک رسانه از تم «خیانت» چرخیدیم به سمت تم «مقاومت» و این کار، طبیعی است یا نه، تحلیل مثبت و منفی ندیدیم. رسانه‏‌های سینمایی ما باید تکلیف خود را دربرابر جشنواره فیلم فجر روشن کنند؛ سیاست رسانه‌‏ای مبتنی بر تحلیل داریم یا سیاست لحظه‌‏ای مبتنی بر خبرنگار و عنصر فردی رسانه؟ بالاخره بعد از اینهمه سال برپایی جشنواره فیلم فجر و مشتاق بودن در آن، فیگور مخالفت اپوزیسیونی دربرابر جشنواره دولتی فجر، بدون تحلیل و نقد منطقی، جواب نمی‏دهد. این جشنواره، خوب یا بد، هر سال به بخشی از تجربیات اجرایی پاسخ داده است. این پاسخ‌‏ها تحلیل لازم دارد نه بیانات متنوع و هرج و مرج گونه!

لینک کوتاه

نظرات شما

  1. جلیل
    ۱, بهمن, ۱۳۹۶ ۶:۳۴ ب.ظ

    طرب شاهنامه نوشته بابا موجز بنویس و با املای سلیس.نه اینکه هر دو سال یک مطلب بنویسی و نشه خوندش

نظر شما


آخرین ها