تاریخ انتشار:۱۳۹۷/۱۰/۱۲ - ۱۵:۳۶ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 102614

سینماسینما، خسرو دهقان

۱٫ نه. ما کارهای نیستیم. نظر و دیدگاه ما چه اهمیتی دارد و اگر دارد مثلا. اما چه جایگاهی دارد. حرف ما کارکردی ندارد و اجرایی نیست. برای خشنودی و رضایت دل خودمان است که نجوا میکنیم.
۲٫ در باره اکران فیلم های خارجی داریم صحبت می کنیم.
۳٫ و اگر بار منفی جملات فوق را کناری بگذاریم و فراموش کنیم، می ماند مقداری پیشنهاد و یادآوری نکات و گوشزد و تذکر و توجه به مواردی از قبیل سر فصل های زیر:
۴٫ تلویزیون دم دستمان است. تلویزیون چه میکند. تلویزیون با سینمای خارجی چه میکند. همواره و همیشه از تلویزیون سینمای آن سو را دیده ایم. با کم وکاستی ها و چند و چون ها و رعایت خط قرمزها. اما به هرحال تماشاگران میلیونی تلویزیون همیشه اقبال این را داشته اند که سینمای دیگر را ببینند. سینمای غیربومی و غیرمحلی. چرا و چگونه است که این حداقل از تماشاگر عادی سینمارو حرفهای دریغ میشود. جواب قانع کننده ای سراغ نداریم. خوشحال میشدیم که حجتها را بشنویم. و میکوشیم که قانع شویم. اما هنوز این تفاوت را کسی برایمان توضیح نداده است.
۵٫ و اما تذکر دوم. اینکه حکایت جدال اکران سینمای ایران و سینمای جهان تازگی ندارد. همواره در طول تاریخ سینمای ایران بودهاند کسانی که سر سازگاری با اکران فیلم خارجی نداشتهاند. و آن را مخل و مزاحم روند جاری و عادی سینمای ایران میدانسته اند. و معتقد بوده اند که اکران سینمای غیرخودی، لطمه مادی و غیره به پیکر نحیف سینمای ایران وارد میکند. در روزگار دور و آغاز دهه ۵۰ شمسی مثلا آقایان علیرضا داوودنژاد و مهدی فخیم زاده و سیروس الوند پرچمدار این طرز تلقی و نگاه بودهاند و بر سر مرام و اعتقاد و باور خود بسیار جنگیدهاند. نق زدنها همیشه بوده و هست و خواهد بود. گاه موثر بوده و کارآمد و گهگاه کم اثر و بی اثر. وقتی به تاریخ اکران سینمای ایران نگاهی میاندازیم.
۶٫ اکران فیلم در تاریخ سینمای ایران تا مقطع انقلاب به چهار دوره تقسیم میشود.
الف) ۳۰ سال اول تاریخ سینما، که پدران پدران پدران و مادران مادران مادران ما تماشاگران فیلم های خارجی بودهاند. چراکه از ۱۲۷۹ شمسی تا ۱۳۰۹ هیچ تولیدی (سینمای بدنه و داستانی و رایج و عادی) نداشته ایم تا «آبی و رابی» ساخته آوانس اوگانیانس .
منباب یادآوری یادمان باشد که حکایت سینمای مستند حدیث جداگانهای است. که از اول فعال بوده است.
ب) چند سال از ۱۳۰۹ تا حدود ۱۳۱۶ تعدادی فیلم ساخته میشود. توسط سه رادمرد؛ اوگانیانس، سپنتا، مرادی. اولین فیلم ناطق، «دختر لر»، در این روزگار ساخته میشود.
ج) از ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۷ دوران رکود است. منباب ساخت سینما توسط خودمان. و پدران و مادرانمان به دیدن سینمای آن سوی مرزها ادامه میدهند.
هر چند دیدن فیلم های خارجی هیچوقت از دستور کار تاریخ اکران سینمای ایران حذف نمیشود.
د) از ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۷ که سیطره اصطلاحا فیلم فارسی است. و اکران سینمای خارجی بیش و کم فراز و فرود داشته، اما هرگز قطع نشده است.
توجه به نکته ظریفی حائز اهمیت است، و آن اینکه فیلم فارسی رغبت و گرایش و پای تماشاگر بومی را به سینما باز میکند و جا میاندازد. که بررسی فیلم فارسی خود محل تحقیق و بررسی دقیقتری دارد، که بماند و از چهارچوب این یادداشت خارج است.
۷٫ و بعد از انقلاب بیش و کم اکران سینمای دیگر کشورها از دستور اکران سینمای ایران خارج میشود.
۸٫ چه باید کرد؟ نمیدانیم. چه پیشنهادی داریم. نکته جدید و نگفته ای به ذهنمان نمی رسد. جز اینکه توجه کنیم. سینما صنعت است. اکران سینمای آن سو به پیشرفت و توانایی فنی سینمای ایران میتواند کمک کند (حتی در شکل روایت و موضوع و فیلمنامه و تعریف کردن قصه). و در یک کلمه، به صنعت سینمای بومی، اکران سینمای غیربومی، میتواند مددرسان باشد

منبع:ماهنامه هنر و تجربه

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها