تاریخ انتشار:۱۳۹۷/۰۳/۱۹ - ۰۵:۰۰ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 88902


علی درستکار یکی از اهالی رسانه است که شاید به واسطه ساعت‌ها گفت ‌وگو با مرحوم سیدمهدی طباطبایی و حشر و نشری که به این واسطه با ایشان پیدا کرده، گفتنی ‌های بسیاری از این استاد اخلاق و شاگرد قدیمی امام خمینی (ره) دارد؛ به ویژه آن که شاید خبر سازترین سخنان طباطبایی درعرصه سیاسی، در برنامه «این شب‌ها» بیان شد که مجری آن علی درستکار بود.

**۳۰ شب ماه رمضان سفره سحری پهن می‌ کرد

درستکار درباره این آشنایی و نشست و برخاست به خبرنگار ایرنا می‌گوید: آشنایی اولیه من با آقای طباطبایی، به عنوان یکی از مخاطبان برنامه خانواده بود. آقای طباطبایی در برنامه خانواده حضور می ‌یافتند و من به عنوان مخاطب مجذوب شخصیت و سخنان ایشان بودم. این بود تا اینکه بنده در سال‌های ۸۷ و ۸۸ در برنامه «این شب‌ها» در شبکه یک سیما انجام وظیفه می ‌کردم و برای گفت‌ وگو به صورت زنده و داخل استودیو خدمت ایشان به عنوان یکی از کارشناسان دینی می‌ رسیدم. رفته ‌رفته با برخی ویژگی‌ های فردی ایشان آشنا شدم. از جمله اینکه در منزل و دفتر ایشان به روی همه باز است و سال‌هاست عادت دارند ۳۰ شب ماه رمضان برای مردم سفره سحری پهن کنند. تدریجا برای دیدار پایم به دفتر و خانه ایشان باز شد. آنجا ملاحظه کردم که نه تنها ماه رمضان، که در طول سال هم در دفتر ایشان از حوالی نماز صبح و پیش از طلوع آفتاب تا نماز مغرب باز است و بین این ساعات اگر کسی هنگام وعده‌های غذایی در دفتر ایشان بود، باید حتما با سفره ایشان شریک می‌ شد. بعدا دانستم که بذل و بخشش و عطا و خیر کردن به مردم ویژگی بارز ایشان است.
وی درباره نحوه برخورد آقای طباطبایی با مردم گفت : می‌ دیدم که مردم در کوچه و خیابان، با ظواهر و سنین مختلف علاقه خاصی به ایشان دارند، ایشان هم پذیرایی عمومی داشت و ظواهر افراد برایش معیار رد و قبول آنها نبود؛ بلکه به عنوان یک رحمت به هم مردم از همه گروه‌ها توجه داشت. بعدها موفق شدم در بعضی از وعده‌های نماز جماعت ایشان مثل نماز صبح شرکت کنم. ایشان معمولا بعد از اذان صبح نماز جماعت را در همان محله غیاثی که محل سکونت ‌شان بود، در مسجد موسی بن جعفر اقامه می کردند. شاهد بودم که همان اوایل صبح، جوان و پیر برای مراجعه نوبت می ‌گیرند. البته ایشان سعی می کرد حتما بعد از نماز از محراب بیرون بیاید و سر راه مردم و دم در ورودی بنشیند تا مردم برای رجوع به ایشان دچار زحمت نشوند و احیانا احساس شرم و حیا مانع از مراجعه به ایشان نشود. خودشان می ‌آمدند جلوی در می‌ نشستند تا مردم به راحتی با ایشان ارتباط داشته باشند. حتی ایشان از افراد جویای مسائل و مشکلاتشان می‌شد و خود به سمت حل مشکل افراد می‌رفت تا اینکه افراد به او عرض مشکل کنند. در واقع دغدغه اول آقای طباطبایی مردم ‌داری و تلاش برای حل مسائل و مشکلات مردم بود.
مجری برنامه «این شب‌ها» اضافه کرد: آقای طباطبایی تلاش می‌کرد هر آنچه از دانش و تجریبات در حوزه خانواده و جامعه، در حوزه سیاسی و هم‌ زیستی اجتماعی و در حوزه مدیریت اقتصادی و تقدیر معاش اندوخته بود، به مردم آموزش دهد؛ چه از مسیر وعظ و منبر و چه از راه مصاحبه، اما با ادبیاتی مردم‌ فهم و روان و قابل لمس برای گروه‌ های مختلف با سطوح مختلف سواد و دانش.

**از دهه چهل صاحب مکنت و فعال اقتصادی بود
درستکار ادامه داد : ایشان کسی بوده که از دهه چهل صاحب مکنت نسبی بوده. راننده و ماشین داشته. تجارت‌ های مختلفی کرده و فعال اقتصادی بودند. از کارگری و کشاورزی و کار در مزرعه انجام داده بودند تا تجارت. در سطوح مختلف تحصیلات عالی داشتند. ولی همه این دارایی‌ها را در ظرف خدمت به مردم ریختند و بر مدار فهم دینی بالا و درستی که داشتند، خدمت به مردم را پیشه کردند و حاصلش هم مرگی با شرافت بود. همین طور که زندگی سعادتمندی داشتند و انشاءالله آخرتی آرام و متعالی هم داشته باشند.
درستکار درباره نحوه حضور سید مهدی طباطبایی در برنامه «این شب‌ها» گفت : ایشان در گروه مهمانان و کارشناسانی بودند که حق‌ الزحمه نمی‌ گرفتند. منتها مزید بر این، ایشان معمولا پول هم می‌ دادند. به بهانه ولادت یکی از معصومین یا یک مناسبتی بعد از برنامه از جیبشان پول بین بچه‌ها به عنوان عیدی و تحفه می‌ دادند. به هر تعداد که بودند. معمولا ما ۲۰ یا ۳۰ نفر بودیم. حتی اگر در راهروها به بچه‌ های برنامه‌های دیگر سازمان برخورد می‌کردند، به آنها هم هدیه می‌دادند. نزدیکان ایشان تعریف می‌ کنند که اساسا عادت ایشان بوده و حتی صبح ها هم وقتی برای نماز به مسجد می‌رفتند اصرار داشتند جیب ‌شان پول باشد برای اینکه اگر کسی رجوع کرد ناامید نشود. آخرین نکته‌ای که از یکی از نزدیکانشان شنیدم اینکه پیش از ماه رمضان به او گفته بودند برو مقداری معین روغن و برنج بگیر در خانه باشد تا اگر کسی آمد ناامید بر نگردد.
او یکی دیگر از ویژگی‌های مرحوم طباطبایی را آزادگی و حریت ایشان در بیان واقعیت‌ها دانست و گفت: از بیان بعضی تحلیل‌ها و و اقعیت‌های اجتماعی برخاسته از فهم اجتماعی و سیاسی مبتنی بر آموزه‌های دینی ترسی نداشت. اگر طبق تکلیف تشخیص می‌ داد که باید نکته ‌ای را بگوید، می‌گفت. ضمن اینکه همواره سعی می‌کردند مواضع شان بر پایه انصاف و مصلحت کشور و دین باشد. برهمین اساس اگر در مقطعی باید از شخصیتی طرفداری می‌ کردند و آن شخصیت شایسته طرفداری بود وارد می‌شدند و اگر در مقطعی دیگر همان شخصیت شایستگی ‌های خود را برای طرفداری ایشان از دست می ‌داد جسورانه و شجاعانه حرف خود را عوض می‌ کردند و موضع خود را تغییر می دادند و در موضع مخالفت با همان شخصیت بر می ‌آمدند.

**استدلال دینی برای نقد احمدی‌نژاد
وی تأکید کرد که این منش ایشان بر مدار تعالیم اسلامی بود و افزود: در برنامه شب مبعث بعد از انتخابات ۸۸ ایشان نقدی کرد بر رفتار آقای احمدی ‌نژاد در میدان ولی عصر بعد از پیروزی انتخابات. اما برای همین نقد هم استدلال دینی داشت و نقدشان ایشان برخاسته از یکی از جملات دعای شب مبعث بود که از خدا خوش‌ گفتاری را طلب می‌ کند. ایشان در آن برنامه با اشاره به این دعا یادآوری کردند که با خوش‌ گفتاری می ‌توان خود و جامعه را در آرامش نگه داشت، همان طور که با غفلت از این ویژگی می‌ شود جامعه را آشفته کرد.
درستکار درباره تأثیر این روحیه شجاعانه مرحوم طباطبایی بر میزان حضور ایشان در تلویزیون در سال‌های اخیر گفت : خبر ندارم که به صورت رسمی منع یا تنگی خاصی برای حضور ایشان اتفاق افتاده باشد، اما شاید به صورت نانوشته و غیر رسمی برای حضور ایشان تضییقات یا شرایطی قرار داده می‌شد؛ مانند اینکه پخش زنده تشریف نیاورند یا در این مقطع تشریف نیاورند و امثال این. البته آنچه عرض می‌ کنم دارای سند قابل ارائه و محکمه ‌پسند نیست و فقط بر اساس شنیده‌ها و نقل افراد و همکاران عرض می‌ کنم.

**آخرین حضور سیدمهدی طباطبایی در تلویزیون
وی درباره آخرین حضور سیدمهدی طباطبایی در تلویزیون گفت : آخرین حضور ایشان در دی ماه سال ۹۵ در شب‌هایی بود که آقای هاشمی به رحمت خدا رفته بودند. یکی از مصاحبه‌های من با ایشان بود. در آن برنامه ایشان آقای هاشمی را شهید خواندند.
درستکار با بیان اینکه این آخرین حضور ارتباطی به صحبت ایشان نداشت، افزود: درست است که بعد از این در تلویزیون حضوری نداشتند، ولی آنجا که خبر دارم علتش بیماری ایشان بود. همان موقع هم اگر نوار را گوش کنید می ‌بینید که ایشان با سختی حرف می ‌زنند. ایشان مشکل ریه داشتند و همین بیماری ریه ایشان را از پا در آورد. همان موقع هم به سختی و از سرعشق به انقلاب و نظام و شناختی که از آقای هاشمی داشتند، دعوت ما را قبول کردند. اما باید بگویم که شهید خواندن آقای هاشمی جنجالی ایجاد نکرد.
وی اضافه کرد : بخشی از سخنان آن شب ایشان که بنده نیز بابتش تذکر دریافت کردم، مربوط به اخلال در نماز جمعه آقای هاشمی بود. البته آن تذکر را نه بنده توجه کردم و نه کسی دیگر. ولی برنامه شب بعد که آقای ناطق ‌نوری مهمان ما بودند باعث تذکر جدی شد و عملا یک ممنوعیت یکساله بدون توضیح برای من قرار دادند. بعد از آن، در دی ماه ۹۶ که آشتی‌ کنان اتفاق افتاد، به من توضیح دادند که این ممنوعیت «در نتیجه دلبری‌ زیادی ‌ای بوده که از آقای هاشمی کردم».
وی در پایان این گفت ‌وگو اظهار کرد: من افتخار داشتم هنگام تشییع جنازه در مسجد موسی بن جعفر، وصیت‌ نامه شخصی دست‌ نویس ایشان را بر منبر خواندم. در نظر به متن این وصیت‌ نامه و سبک زندگی و اظهارات ایشان در طول زمان و آنچه که در معاشرت خصوصی دانسته‌ام، دریافتم که اگر کسی بکوشد دین خدا را هرچه بهتر و درست‌ تر بفهمد و تلاش کند آنچه از حق را فهمیده در زندگی خود و در تعامل با جامعه اعمال کند و در صدر دستورات دینی اگر کسی بکوشد بر مدار خدمت به مردم و غمخواری مردم حرکت کند، هم زندگی سعادتمندی خواهد داشت و هم مرگ سعادتمندی و هم محبوب مردم می‌شود. البته این فهم و روش هم زحمت و هزینه دارد و هم جسارت می ‌خواهد. اعمال آنچه از حق می‌ فهمیم جسارت می‌ خواهد. خیلی از ما حق را می‌ شناسیم اما جرأت اظهار آن را نداریم ولی آقای طباطبایی شجاعت این را داشت که آنچه از حق می‌فهمد در مقیاس فردی، خانوادگی و اجتماعی در تعامل با اشخاص در سطوح مختلف از شخص اول تا سطوح پایین ‌تر، اظهار و اعمال کند. هرچند به طور همزمان هیچ‌ گاه از تدبیر و عقلانیت و خرد دور نبود و همواره بر بنیاد خرد رفتار می‌کرد.

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها