تاریخ انتشار:۱۳۹۶/۰۹/۰۶ - ۱۷:۰۴ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 73377

سینماسینما، خسرو دهقان:

  1. فیلم را دوست ندارم. آن را نه حس می‌کنم و نه درک می‌کنم.
  2. این‌جور آوانگاردی را نمی‌فهمم. این ضد جریان و غیر قصه و مدرنیسم را تاب نمی‌آورم. این فیلم‌نسازی و الکنی و ندانم‌کاری را تحمل نمی‌کنم.

نمی‌فهمم از کجاست و حاصل چیست؟

  1. تصور می‌کنم که این نوع کار نتیجه نابلدی است و به کوچه علی چپ زدن است. تا کار نو و بدیع و غافل‌گیرکننده و سنت‌شکن.
  2. معتقدم که به جای پله به پله و مرحله به مرحله و طبقه به طبقه بالا و بالا و بالا و بالاتر رفتن، تاب خوردن است و سرسره‌بازی است و پاندول است.
  3. و این ریشه دارد.
  4. آقای نادری از میانه دهه ۴۰ شمسی شروع کرد. با عکاسی. و به‌تدریج و آرام آرام و با شیفتگی و عشق و علاقه و سخت کوشی و مرارت و رنج، وارد سینما شد و جا باز کرد و موفق شد.

چند فیلم ساخت که نگینش «سازدهنی» است. کارنامه‌ای در حد چند سال و کمتر از یک دهه.

و دیگر فیلم نساخت و رفت و… تا انقلاب.

  1. بعد از انقلاب چند فیلم ساخت. مرحله دوم فیلم‌سازی‌اش. من فیلم‌ها را دوست نداشتم و نپسندیدم. راستش تغییر و تحول و تکامل ادعایی (و هر چه اسمش بگذارید) را نفهمیدم.
  2. متوجه نشدم که چطور آدم از «خداحافظ رفیق» و «تنگنا» و حتی «تنگسیر» می‌رسد به «آب، باد، خاک».

این دگردیسی را ملتفت نمی‌شوم.

سر و ته کار برایم جفت‌وجور نشد که نشد. و نمی‌شود که نمی‌شود.

  1. دوره سوم، فیلم‌های در مهاجرت است. آن‌ها را هم ایضا و به طریق اولی…

تا این فیلم «کوه».

  1. من حدود ۴۰ سالی است که در حیرتم و نمی‌دانم که چی به چی و کجا به کجا، و این مسیر را نیستم و سر درنمی‌آورم.
  2. و اما هم‌چنان پاسدار و شیفته جنبه‌هایی از «خداحافظ رفیق» و صحنه‌هایی از «تنگنا» و سرتاپای «سازدهنی» هستم. چه چیزی از دنیا و کائنات و امیر نادری می‌خواهیم که در «سازدهنی» نیست.
  3. «سازدهنی» یعنی امیر نادری و امیر نادری یعنی «سازدهنی» و تمام.
  4. و جسارت است و می‌بخشید. یک تار موی «سازدهنی» را به «کوه» نمی‌دهم.
  5. کج‌سلیقگی است؟ شاید.
  6. همین

ماهنامه هنر و تجربه

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها