تاریخ انتشار:۱۳۹۷/۰۸/۲۵ - ۱۷:۰۱ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 99985

سینماسینما، همایون امامی:

 

در روند رخدادهای تاریخ هر کشوری برهه هایی وجود دارد که گاه در لایه  ضخیمی از محاق فرو رفته اند. ابهام موجود در این قبیل رخدادها یا مقاطع تاریخی آنها را به سوژه های نابی برای فیلم مستند بدل می کند. وقتی این جذابیت در کنار ارزش  های تاریخی آن مقطع قرار گیرد، زمینه هایی فراهم می سازد تا فیلم مستندی که ناظر بر این دوره است، از جذابیت، ارزش و اهمیت خاصی برخوردار شود. فیلم مستند «رزم آرا؛ یک دوسیه  مسکوت» ساخته سیداحسان عمادی، مصداق چنین مدعایی است.

عمادی در مستند ۷۷ دقیقه ای اش به اتکای اسناد و مواد آرشیویِ نابی که فرآچنگ آورده و آمیختن آنها با طرح هایی که از برخی جلسه های بازجویی تدارک دیده، توانسته دسترسی به یکی از مرموزترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران را میسر سازد. دوره ای که راز سر به مهر آن تا امروز هم چنان از پرده برون نیفتاده است.

حاج علی رزم آرا که تاریخ نام او را به عنوان یک نظامی تحصیلکرده، جدی، مقتدر و هوشمند در خود ثبت کرده، به مدت هشت ماه پر تب و تاب بر اریکه  صدارت تکیه می زند؛ دولت واقعا مستعجلی که خیلی زود رخت صدارتش با تیر کلت بلژیکی نجاری به نام خلیل طهماسبی به خون می نشیند. آنچه این رخداد را از جذابیت خاصی برخوردار ساخته، راز سر به مهر تروری است که حاشیه های فراوان داشته و رازهایی را در خود ناگشوده نگه داشته که بر سر چند و چونش اتفاق نظر و قطعیتی وجود ندارد. شایع است رزم آرا قصد داشته کودتایی علیه محمدرضا شاه ترتیب دهد و با قبضه کردن قدرت، بلندپروازی های سیاسی خود را جامه عمل بپوشاند. واکنش شاه در قبال ترور او و سخنی که پس از مرگ او به او نسبت داده اند، انگشت اتهام ترور را به سوی دربار نشانه می رود. به این صورت که یکی از دو محافظ او با شلیک چند گلوله او را به قتل رسانده است. در این میان خلیل طهماسبی عامل نمایشی تلقی می شود که یا با عاملیت غیرمستقیم دربار، یا همچون اراده ای موازی، حادثه  ترور را به نام خود تمام می کند. تبرئه و آزادیِ اولیه خلیل طهماسبی یکی از شگفتی های این پرونده است که بخشش او موید این نظر بوده و ظن ها را بیشتر متوجه دربار می سازد. از طرف دیگر، نقش فداییان اسلام، شخص نواب صفوی از یک سو و آیت الله کاشانی و دیگر نمایندگان مجلس نظیر مظفر بقایی، حسین مکی، حسین فاطمی و دکتر مصدق از سوی دیگر، در این ماجرا با ابهام هایی همراه است که اگرچه در جلسه های بازجویی یکایک این افراد از آنها سلب اتهام می شود، ولی با این وجود، راز ترور رزم آرا هم چنان در هاله ای از ابهام باقی می ماند.

«رزم آرا؛ یک دوسیه مسکوت» یکی از مصداق های یک داکیودرام سیاسی اجتماعی است که به شیوه گردآوری یا آرشیوی سامان یافته است. بنابراین تعجبی نخواهد بود اگر آن را مشحون از اسناد، مدارک و مواد تصویری دست اولی ببینی که برای نخستین بار در معرض دید عموم قرار می گیرد. اسناد و مدارکی که ما را با خود به دوردستهای تاریخ معاصر ایران برده، لذت بازخوانی برشی از تاریخ سیاسی معاصر ایران را به ما می بخشد.

عمادی همانند فیلم پیشین خود، «محاکمه»، با تکیه بر پژوهشی عمیق و جزءنگر کوشیده است با اشراف بر تمامی جزئیات تاریخی و مطالعه دیدگاه های مختلف و به دور از تنگ نظری های رایج که عمدتا از سوی رسانه های رسمی اعمال میشده و می شود، پرتوی بر تاریکی رمزآلود بخشی از تاریخ معاصر ایران بیندازد.

عمادی در این پرتوافکنی از ظرفیت های حسی و روایی رخداد سود جسته و به خوبی درمی یابد نه با نگرشی توضیحی، آماری، که با رویکردی داکیورامانه به استقبال موضوعی چنین جذاب برود. عمادی با چشم داشت بر الگوی درام سه پرده ای، حتی از نقاط عطف فیلمنامه هم نگذشته و عیناً از ظرفیت های روایی آن و نقش مؤثرشان در ایجاد تعلیق سود می جوید. اگرچه ظرافت های بیانی او در کاربرد مواد آرشیوی منحصر به فرد و تکیه بر عنصر ماجرا، تا حدودی او را از پرداختن به ساختار فیلم بازداشته و فیلم را کمی شلوغ کرده است، اما بی انصافی خواهد بود اگر از حلاوت حاصل کار او سخن نگوییم و از برابر آن با بی اعتنایی بگذریم. در عین حال و به رغم اذعان به این حقیقت، کاستی های فیلم را هم نمی توان نادیده گرفت. عمادی بیش از هر چیز بر واقعه نگاری تکیه داشته و فراموش می کند که از مقوله ای تاریخی فیلم می سازد. مقوله ای که ایجاب می کند به رخدادهای تاریخی نه همچون امری منفرد که مقوله ای قانونمند و علمی بنگرد. او بی آنکه رخداد صدارت رزم آرا را در بستری اجتماعی سیاسی به گونه ای ارزیابی کند که از رخدادهای دیگر اثر پذیرفته و به سهم خود بر مجموعه رخدادهای سیاسی عصر خود اثر می گذارد، آنها را به صورتی واقعه نگارانه تصویر می کند؛ چنین رویکردی نقش مردم و شرایط عینی و ذهنی جامعه را در تکوین رخدادها نادیده می گیرد و به تعبیری دیگر، فرد را در مقام تعیین کننده بروز و ظهور رخدادهای تاریخی می نشاند. اگرچه فقدان نگرشی تاریخی به اعتباری که از آن سخن رفت، فیلم را از دستیابی به اعتباری علمی ، تاریخی محروم می سازد، اما نمی توان بر ارزش های اسنادی فیلم و کارکرد ارزشمند آن در آشنایی ما – به ویژه نسل جوان – اشاره نکرد.

گذشته از موردهای یادشده، که عمدتا در ساختار و محتوای تاریخی فیلم نهفته است، باید به ظرافت های تکنیکی آن نیز اشاره کرد. تلفیق عکس ها و طرح هایی که بر مبنای رخدادهای فیلم – از جمله صحنه های بازجویی – که با گوشه چشمی به پویانمایی ارائه می شود، مصداقی بر این ظرافت است. افزون بر این، باید از پیوستگی روایی فیلم یاد کرد که «رزم آرا؛ یک دوسیه مسکوت» را به صورت کلی واحد با سیر موزونی از روایت برابر ما قرار می دهد. اشاره به برخی جزئیات و نقل قول ها یا صحبت هایی که کمتر جنبه  بیرونی یافته و عمدتا در قالب اموری خصوصی مطرح اند، بر شیرینی و جذابیت فیلم افزوده است.

در پایان مایلم از رخداد خوبی سخن بگویم که عمادی و دوستانش با ساخت فیلم های تاریخی سامان داده اند. فیلم های ارزشمندی که با موضوعیت بازخوانی تاریخ معاصر ایران صورت گرفته و باید از آن به مثابه پاسخی یاد کرد که تا به حال به این صورت مورد توجه قرار نگرفته اند.

منبع: ماهنامه هنرو تجربه

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها