تاریخ انتشار:۱۳۹۷/۰۲/۱۰ - ۰۸:۴۶ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 85607

بازیگر فیلم “آژانس شیشه ای” گفت: منظور من از بازیگر کسی است که آن بازی داشته باشد. برخی متاسفانه هنرور هستند و جای بازیگران را گرفته اند. این هنروران وارد سینما شده و دستمزدهای میلیاردی می گیرند. من اینها را بازیگر نمی دانم.

به گزارش سینماسینما، بهناز توکلی بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون همواره در کارنامه کاری خود نشان داده که از آن دسته بازیگرانی است که به آثار تاریخی و تلویزیونی علاقمند است.

از سویی در آثار سینمایی نیز توکلی به شدت وسواس گونه به انتخاب پرداخته و هر چند تعداد آثار کمی را در سینما تجربه کرده اما در این میان فیلم های مطرحی همچون “آخرین دعوت”، “آژانس شیشه ای” و “به رنگ ارغوان” دیده می شود.

در تلویزیون اما وی چندین اثر ماندگار را به یادگار گذاشته است. بازی بی نظیر و قابل تحسین توکلی در سریال مختارنامه با وجود کوتاه بودن همیشه در خاطر بیننده های جعبه جادویی خواهد ماند. همچنین وی بازی در آثار تلویزیونی همچون “معصومیت از دست رفته” را نیز در کارنامه خود می بیند.

وی طی سالهای اخیر کم کار شده و به نوعی از سینما و عرصه بازیگری فاصله گرفته است. طی گفت و گویی تفصیلی دلیل کم کاری این بازیگر توانمند را جویا شده است.

بازیگر بزرگی همچون بهناز توکلی چرا این سالها کم کار شده است؟

واقعیت امر اینکه پیشنهادات بسیار کم شده و از سویی که کاری که دوستش داشته باشم هم پیشنهاد نشده تا بخواهم در آن به ایفای نقش بپردازم.

فیلمنامه تنها دلیل دوری شما از بازیگری است؟

یک اتفاق بسیار بد در آخرین کار من پیش آمد که باعث شد بسیار سختگیرتر در تمامی مسائل پیشنهادات را بررسی کنم. متاسفانه در یک اثر سینمایی به ایفای نقش پرداختم و یکی از کارگردانان گردن کلفت کشور برای من چک بی‌محل کشید. به بانک رفتم و فهمیدم که پولی در حساب نیست. متصدی بانک گفت که چک را برگشت بزنم اما من نمی خواستم با این کار آبروی آن کارگردان را بریزم.

شاید هر بازیگری به جای شما بود چک را به اجرا می گذاشت. چه چیز باعث شد این کار را انجام ندهید؟

وجدان. همواره سعی کردم در انتخاب آثارم و زندگی شخصی ام وجدان کاری داشته باشم و در کارهایی بازی نکنم که در خور مردم نباشد. من از اولین روزی که وارد این عرصه شدم اعتقاد داشتم که یک بازیگر باید چیزی به فرهنگ مردم اضافه کند. حداقل اگر چیزی به فرهنگ جامعه اضافه نمی کند از آن کم هم نکند.

وضعیت حال حاضر سینما را چگونه می بینید؟

سینمای ایران متاسفانه با برخی انتخابها به سمت پوچی و بی اخلاقی رفته است. بازیگران اگر وجدان خود را در نظر بگیرند در هر کاری به ایفای نقش نخواهند پرداخت. من همیشه گزیده کار بوده ام و حرف‌هایم شعار نیست. با یک نگاه به کارنامه کاری‌ام می توانید به صداقت حرف هایم پی ببرید.

متاسفانه وضعیت سینما اصلاً خوب نیست و نمی دانم چرا دیگر اخلاقیات را در نظر نمی‌گیرند. نمی خواهم از کلمه ای مثل مافیا استفاده کنم اما سینما دست عده محدودی افتاده که همگی با هم کار می کنند و به محض اینکه یک پروژه تمام شد تمامی عوامل مثل طراح صحنه، فیلمبردار، بازیگران، گریمورها و هم به یک اثر دیگر می روند. این برای سینمای ایران سمی مهلک است.

شاید شما نقش ها را رد کنید. اما ما هر روز شاهد حضور بازیگران در نقش های متنوع هستیم. چرا شما به این جرگه نمی پیوندید؟

البته نباید منکر این شویم که سینمای ایران معدود آثار خوبی هم دارد اما متاسفانه این نوع کارها تاکنون طی این سالها به من پیشنهاد نشده است. به نظر من بازیگری که برای یک پروژه انتخاب می شود باید از همه جهت برای آن نقش مناسب باشد. اینطور نیست که هرکسی را برای هر نقشی انتخاب می کنند. هر بازیگری نوعی از توانایی ها، چهره و خصوصیات را دارد که این اتفاق باید از سوی کارگردان در نظر گرفته شود اما متاسفانه این اتفاق بسیار معدود مشاهده می شود.

این کارگردان است که تصمیم می گیرد کدام بازیگر در کدام نقش ظاهر شود. من به عنوان بازیگر انتخاب شونده هستم و نه انتخاب کننده پس باید منتظر پیشنهادات جذاب بمانم. اما این روزها برخی ملاک های اصلی برای انتخاب نقش به کلی فراموش شده است. خیلی از مردم می گویند شما چرا نیستید. چرا آن نقش را به جای آن خانم به شما ندادند. من واقعیت امر جوابی ندارم به آنها بدهم.

نظرتان در مورد هچوم بسیاری از جوانان برای بازیگر شدن و ورود بازیگران جوان به سینما چیست؟

خوشبختانه بسیاری از جوانان وارد عرصه بازیگری شده اند که کارشان به شدت عالی است و من برای این جوانان دست می زنم اما در در مورد سن های بالاتر کمی سینما پیچیده است. من هم منتظرم کاری پیشنهاد شود که ارزنده باشد. ارزنده بودن معنای بزرگی دارد. هفته گذشته برای بازی در یک فیلم سینمایی دعوت شدم اما آن را نپذیرفتم. کار خوب بود و همچنین نقش بسیار موثر بود اما چون تا به حال از کارگردان کاری موفق ندیده بودم کار را رد کردم.

شاید رویم نشد که به آن کارگردان بگویم اما ته دلم این بود که این چه کارهایی بوده که تا به حال ساخته ای؟. چرا این همه زحمت را برای این چنین فیلم هایی کشیده ای؟. به همین دلیل هر چند نقشم پررنگ بود اما بازی در فیلم اینکارگردان را نپذیرفتم.

با تمام این اوضاف از نظر بهناز توکلی مشکل اصلی سینمای ایران کجاست؟

دو مشکل بسیار عمده سینمای ما را احاطه کرده است. اول اینکه ساخت آثار فاخر از نظر اخلاق و ادبیات به کلی فراموش شده است. ما به عنوان هنرمند وظیفه خطیری در قبال جامعه داریم و باید فرهنگ جامعه را جهت دهیم اما همه چیز انگار فراموش شده است. متاسفانه ما به جای رفتار درست و اخلاق مداری برعکس عمل می کنیم. ما نسبت به جامعه مسئول هستیم و وقتی ما که گاهاً در جایگاه الگو قرار می گیریم بی اخلاقی می کنیم مردم از ما برداشت می کنند و به همین واسطه موج بی اخلاقی جامعه را فرا می گیرد.

تا به حال نقش اول بازی کرده اید؟ چقر نقش اول بودن برای شما مهم است؟

من از آن دست بازیگرانی هستم که برایم تعداد سکانس و یا پلان و مقدار دیالوگ و حضور مهم نیست. اصلاً برایم بازی در نقش اول مهم نبوده است. مهم در یک اثر برای من فیلمنامه و کارگردان است و اگر در فیلمی یک سکانس کوتاه اما موثر داشته باشم قطعاً بازی می کنم. بازیگری متر کردنی نیست. به عنوان مثال داریوش ارجمند برای یک سکانس در فیلم “سگ کشی” جایزه گرفت و نشان داد متری برای بازیگری نمی توان قائل شد بلکه بازیگر باید در کوتاه ترین زمان تاثیرگذارترین نقش را ایفا کند.

این روزها کمی بازیگرسالاری شایع شده است. آیا این نگاه به سینما درست است؟

برخی فکر می کنند که سینما یعنی بازیگر و کارگردان. اما من می گویم که سینما برای تمامی عوامل حتی آن فردی است که سر صحنه برای سایر عوامل چای می آورد. همان فرد وقتی با اخلاق و انرژی برای من بازیگر چای می آورد بازخورد این انرژی در بازی من دیده می شود. متاسفانه این انرژی و اخلاق در سینما نایاب شده است و برخی فقط می آیند تا فیلمبرداری تمام شود و سریعاً به کار خودشان برسند.

اخباری مبنی بر ساخت سریال سلمان فارسی به گوش می رسد. شما دو بار سابقه بازی برای میرباقری را داشته اید. آیا پیشنهادی به شما شده است؟

طی آخرین صحبت هایی که با داوود میرباقری داشتم می دانم که وی در حال نگارش فیلمنامه است و با وسواسی که از وی سراغ دارم مطمئنم که مدت ها طول خواهد کشید. میر باقری کارگردان بزرگی است و من همواره از کار با او لذت می برم. یادم می آید که در مختارنامه سکانس من آخر پروژه روی داد و سختی های فراوانی برای بازی کشیدم اما آنقدر کار خوب بود که ارزش همه سختی ها را داشت. من سوار اسب شدم و بعد از پرتاب شدن از اسب دست و پایم صدمه دید اما ناراحت نبودم. بازیگری همین است. اگر این اتفاقات هم نباشد که آن سختی مرسوم در مورد بازیگری بی جا است. من هیچ وقت نمی گویم بازیگری سخت ترین کار دنیاست اما کم هم سختی ندارد.

چه چیز یک بازیگر خوب را با دیگر بازیگران جدا می کند؟

من همیشه در کار وسواس های خودم را دارم اما معتقدم باید با تمام عوامل رفتار محترمانه ای داشت. باید حرمت همه را حفظ کرد و حتی اگر بازیگری از لحاظ اخلاقی و سلیقه کاملاً برعکس آدم باشد باید حرمت او را نیز حفظ کرد زیرا سینما حرکتی دسته جمعی است. برای خود من پیش آمده که برای بازیگری در کنار یک بازیگر قرار گرفته ام که اعتقادات و اخلاق او را نمی پذیرفتم اما سعی کردم با او مدارا کنم.

به عنوان مثال من در سریال معصومیت از دست رفته در بخشی از پلان ها پیشنهاداتی می دادم که خوشبختانه داوود میرباقری با صحه صدر آنها را گوش کرده و بعضاً اعمال می کرد. از نظر من همه چیز بازیگری حفظ درست روابط، بیان محترمانه و سعی در احترام گذاشتن به یکدیگر خلاصه می شود. من با اینکه شنیده بودم میرباقری اصلاً دوست ندارد چیزی را تغییر دهد اما نوع برخورد و پیشنهاد باعث شد خودش هم از سکانس تازه بیشتر لذت ببرد.

برخی بازیگران بیکارند و بعضی تا هفت فیلم در جشنواره فجر دارند. آیا این تبعیض درست است؟

قطعاً نه. برخی افراد به یکباره وارد سینما می شوند چند سال کار می کنند و یکباره از گود خارج می شوند. همین امروز می بینیم که بسیاری از افراد در جشنواره و یا سینماهای در حال اکران پنج یا شش فیلم دارند. این اتفاق چگونه می افتد؟ چرا این همه بازیگران تکراری شده اند؟. بازیگری که تکرار شود بازیگر مرده است.

ورود به سینما همیشه اینقدر آسان بوده یا به تازگی آسان شده است؟

منظور من از بازیگر کسی است که آن بازی داشته باشد. برخی متاسفانه هنرور هستند و جای بازیگران را گرفته اند. این هنروران وارد سینما شده و دستمزدهای میلیاردی می گیرند. من اینها را بازیگر نمی دانم. من نمی فهمم ما مگر کم بازیگر داریم که اینها بازیگران اصلی فیلم ها شده اند. در هر صورت هنر بازیگری جوهره ای می خواهد که امثال اینها از آن بی بهره اند.

به نظر من اصلاً فرض کنیم این بازیگران توانایی هفت کار در سال را دارند. فرض می کنیم در همه فیلم ها عالی بازی کنند اما باز هم اشتباه است. بازیگر نباید خودش را برای مردم تکراری کند. باید ارزش و شان خود را نگه دارد. بازیگری بسیار پیچیده است و یک بازیگر نباید خودش را تکرار کند. همین طور در مورد انتخاب نقشها بگویم که نق تکراری برای بازیگر سم است. وقتی یک بازیگر تکرار میشود ارج و قربش در میان کارگردانان و مردم از بین می رود و بعد از فروکش کردن تب آن نقش محو می شود.

چه چیز بازیگر را در اوج نگه می دارد؟

انتخاب هایش و اخلاق. بازیگری که طی دو یا سه سال نقش های تکراری ایفا می کند بازیگر ارزشمندی نیست. به عنوان مثال پرویز پرستویی یکی از نمونه های بزرگ بازیگری است. پرستویی به محض اینکه متوجه شد در آثار جدی به تکرار رسیده سریعاً به سینمای کمدی رفت و مشاهده کردیم که در آن ژانر هم خوش درخشید. ما بازیگران ارزشمند بزرگی داشته ایم که مراقب خودشان نبودند و با انتخاب های اشتباه ارزشان را پیش مردم از بین برده اند.

به گفته خودتان چند سال بیکار بودید. آیا با مشکل امرار معاش روبرو نیستید؟ در زمان بیکاری کسی از شما حمایت می کند؟

متاسفانه از بازیگران هیچ حمایتی نمی شود. اگر چند سال کار نکنیم نمی دانیم از کجا امرار معاش کنیم. شاید برخی دیگر از صنف ها از خودشان حمایت کنند اما هیچ نهاد حمایتی از بازیگران وجود ندارد. مشکل اصلی بازیگران درسینمای ایران نبود پشتوانه ثابت و درست است.

بیکاری و مشکلات امرار معاش چرا بهناز توکلی را به قبول هر کاری مجبور نکرده است؟

من چهار سال است که هیچ درآمدی از بازیگری نداشته ام و نمی توانم به خاطر پول سر هر کاری بروم. من ذاتاً بازیگرم و به این کار عشق می ورزم و با اینکه شاید مشکل مالی داشته باشم اما نمی خواهم به خاطر پول در هر کاری بازی کنم. من عاشق وطنم و مردم هستم. این عشق مسئولیت می آورد و به همین خاطر سر هر کاری نمی روم. این روزها برخی بازیگران به خاطر مشکلات مالی چندین کار در سال انجام می دهند اما نمی خواهم اینگونه باشم و ترجیح می دهم یکسال بازی نکنم و چهره ام را برای مخاطب تکراری و دست خورده نکنم.

برخورد شما با مردم چگونه است. آیا با وجود دوری از بازیگری هنوز شما را دوست دارند؟

به شدت. مردم همیشه به من لطف دارند. بازیگر فیلم “یکی بود یکی نبود” مردم مرا در خیابان می بینند و می پرسند چرا کار نمی کنید. این مرا خوشحال و ناراحت می کنید. خوشحال به این واسطه که هنوز در خاطر مردم هستم و ناراحت از اینکه دلم نمی آید در این کارها بازی کنم و خطاب به مردم می گویم دوست دارید من در چنین آثار ضعیفی بازی کنم؟. من با کارگردانان بزرگی کار کرده ام اما آن کارگردانان هم به خاطر مشکلات حاضر در سینما کم کار شده اند.

پس هیچ امیدی به آینده بازیگری سینما نیست یا هست؟

من همواره به امید زنده ام. اینجا کشور من است و من همیشه امیدوارم که کشورم رشد کند. برخی نامیدند و دم از رفتن و نابودی می زنند. برخی می گویند که مثلاً فلان کشور به ما حمله می کند و می ترسند و نامیدند اما این اتفاق ها نمی افتد. من یک ذره از خاک کشورم را به احدی نمی دهم و همواره امیدوارم این کشور از هر لحاظ رشد کند.

منبع: میزان

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها