تاریخ انتشار:۱۳۹۴/۱۰/۱۹ - ۱۱:۱۵ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 9374
شقایق فراهانی روبه روی رضا رشیدپور نشست و به پرسش‌های مجری برنامۀ «دید درشب» پاسخ گفت. او که از ابتدای این برنامه نگران بخش نمایش عکس‌ها بود و می‌ترسید که چهره ها را نشناسد در نهایت به رضا رشیدپور گفت که مخاطبان احتمالا فکر می کنند تو پارتی بازی کرده‌ای و تصاویر چهره های خیلی آشنا را برای من نمایش دادی.

شقایق فراهانی، مصاحبه با رضا رشیدپور را در برنامه دید در شب با معرفی چهار کاری که در جشنواره پذیرش شده، یعنی فیلم کفشهایم کو از کیومرث پوراحمد، آبنبات چوبی ، ساخته حسین فرحبخش، نیمه شب اتفاق افتاد  از تینا پاکروان و نقطه کور از مهدی گلستانه، که پیش از این ۲۳ روز نام داشت آغاز کرد.

به گزارش سینماسینما، شقایق فراهانی درباره رابعه اسکویی که به تازگی به شبکه Gem پیوسته است میگوید که اطلاعی از این موضوع نداشته است، جای هیچ کدام از آنها هم نبوده اما قطعا میروند دنبال آٰزوهایشان که بعضیهایشان برآورده میشود و برخی برآورده نمیشوند.

رضا رشیدپور میگوید زندگی جنگ است، اما شقایق فراهانی آن را تایید نمیکند. «حتما فکر کردهاند که بهتر میتوانند زندگی کنند.»

شقایق فراهانی که فرزند بهزاد فراهانی است در این گفتگو میگوید که وقتی کمیته او را گرفته است میگوید گفتم من دختر معاویهام. یک شب زنگ زدهام که بابا بیا، میآمد و من را میبرد.

شقایق فراهانی پیش از این تنها یک بار در تلویزیون گفتگو داشته است که در مقابل رضا رشیدپور بوده است.

او درباره رفتن و حواشی پیرامون او، میگوید من جای گلشیفته نبودم. سال ۸۸ یادمه خیلی از هنرمندان یا مردم انتقاد میکردند من پیش خودم فکر میکردم که خدایا من را در جایگاه دیگران قرار نده. من هم اگر جای دیگران بودم کارهایی میکردم و فیلمهایی بازی میکردم. از خدا میخواستم که من را در جایگاهی قرار نده که اشتباهی بکنم.

او میگوید گلشیفته جز استعدادی که واقعا داشت در جایگاه خوبی قرار گرفت.

رشیدپور میپرسد شما گلشیفته را به سینما میبرید، جزء تراز اول ها بوده است، میم مثل مادر و سنتوری را بازی میکند. طبیعی است که حسادت کنید، راحت باشید.

شقایق فراهانی پاسخ میدهد که الان که ۴۳ سالم است به این فکر میکنم که چطور شد که گلشیفته این طوری شد اما میدانم اگر خودت به خودت رای ندهی در کائنات، کائنات هم به تو رای نمیدهد. آن زمان من خودم را قدر الان دوست نداشتم. من فکر میکنم که آن موقع خیلی پر از خشم بودم، خشمی که مربوط به دوران کودکیام بود، اجتماع بود یا شرایط زندگیام بود و اینها باعث شد که من به این درجه از آگاهی نرسیدم.

او ارتباط سن را با این موضوع رد میکند و آن را آگاهی مینامد. میگوید نمیدانم که رسیدهام یا نه اما حالم بهتر از آن دورانهاست.

 

فراهانی میگوید بعضی از کارها را برای دلی میروم، بعضیها را برای پول میروم، بعضیها را رودربایستی میروم و بعضی را هم میگویم نه نمیروم. او فاسد بودن سینمای ایران را تایید نمیکند.

رشیدپور میگوید فساد را در پیشنهادهای بیشرمانه میداند و از افرادی که در این زمینه صحبت میکنند مثال میآورد. شقایق فراهانی میگوید: نه اصلا. از آن نظر فاسد نمیدانم. کسی که به او پیشنهاد میشود قطعا جاذب آن پیشنهاد است.

رشیدپور از قول آنها میگوید طرف میگوید من دوست داشتم ستاره شوم اما به من گفتند راهی نیست باید از این مسیر رد بشوی. شقایق فراهانی میگوید او آن قدر عاشق آن کار نبوده است. یعنی همه بازیگران ایران از آن سد گذشتهاند و موفق شدهاند؟ من آن را باور ندارم. من فکر نمیکنم این باشد اما اگر هم بوده خود طرف جاذب آن بوده است. برو زحمت بکش بیانت را درست کن. راه رفتنت را درست کن.

شقایق فراهانی ۲۳ سال آمریکا زندگی کرده است. به همین خاطر به درخواست رشیدپور کمی انگلیسی و البته به فرانسوی هم خوش و بش میکند.

شقایق فراهانی میگوید که شاید کمتر از ۱۰ نفر باشند که در میان بازیگران خانه خودشان را دارند، بازنشستگی دارند، دغدغه مالی ندارند. خب این را بازیگران خارج از کشور کمتر دغدغه دارند و تاکید میکند «برای بازیگران خودشان.» اما ما برای وزشکاران جهانیمان هم نداریم.

او مدعی دانشی در زمینه روانشناسی بود که رضا رشیدپور از او درباره یونگ میپرسد. او یونگ را شاگرد فروید میداند که در نهایت با هم ناقض میشوند. اما رشیدپور جواب میدهد که خوب است اطلاعات او.

فراهانی میگوید که من مثلا عاشق برتولوچی هستم اما اگر عکسش را نشانم بدهند نمیدانم کیست. رشیدپور میگوید اما میدانید که فیلم آخرین امپراتور متعلق به چه کسی است. این موضوعات اشارهای بود که گفتگو با سحر قریشی. رشیدپور میگوید در آن مصاحبه صادقانهترین بخش آن وقتی بود که میگفت نمیدانم. شقایق فراهانی زمینهسازی میکند تا در آلبوم برنامه اگر کسی را نمیشناخت اشکالی نداشته باشند.

شقایق فراهانی الگوی خود را در میان بازیگرام سوسن تسلیمی مینامد و خانم فائقه آتشین (گوگوش). او میگوید از بچگی این دو نفر روی من تاثیرگذار بودهاند.

رشیدپور میگوید که شقایق فراهانی شنبه قرار است به کنسرت هنگامه قاضیانی برود. فراهانی بازخوانی ترانههای قدیمی را توسط هنرمند و بازیگر زن ایرانی، هنگامه قاضیانی جاری شدن دوباره عشق مینامد.

شقایق فراهانی میگوید فوتبالی نیستم اما چون پدرش بهزاد فراهانی استقلالی است، او هم استقلالی است.

او میگوید پدر و مادرش با حضور گلشیفته فراهانی (گلی) در سینما مخالف بودهاند اما با حضور شقایق فراهانی مخالف نبودهاند. چون گلشیفته پیانو کار میکرد و میگفتند قاعدتا در آنجا موفق تر خواهد بود تا سینمای ایران.

او میگوید خواهر های خوبی با گلشیفته هستند. او میگوید شاید مامانش باشم.

او میگوید یک شب در کار کلاه پهلوی به کارگردانی آقای دری، هر چه میگفتم دو جمله را کات میدادند. آقای دری نمیپذیرفت و حسی که داشتم غلط بود. اضطراب داشتم و ریاکشن آدمها را میدیدم. کار را آقای دری آف کردند ساعت ۲. من خرد شدم و شکستم. آمدن خانه و من اگر سامی را نداشتم همان شب خودکشی میکردم. فردایش نهار خانه خانواده همسر گلی (گلشیفته فراهانی) دعوت داشتیم من گفتم که آبروم رفت و اینها. برگشت گفت این اتفاقی که افتاده اصلا مال بازیگر است. گفت شقایق من اصلا یک روزی میروم سر صحنه میگویم نمیتوانم کار کنم. حرفهایی به من زد که من دلم آرام گرفت.

رشیدپور در این میان به اعتماد به نفس بالای گلشیفته اشاره میکند.

 

مصاحبه با شوخی درباره بهتر بازی کردن شقایق به گلشیفته میکشد و از آن گذر میکنند. شقایق میگوید میم مثل مادر، بخش اولش که حامله است به گلشیفته بیشتر میخورد اما بخش دومش بیشتر خواهر بود و از لحاظ سن نمیخورد به ماجرا. شاید یک خانمی هم سن و سال من که مادر شدن را تجربه کرده باشد بهتر بود.

شقایق فراهانی خود در ۲۰ سالگی مادر شدن را تجربه کرده است.

در اینجای برنامه موضوع به سام، پسر شقایق فراهانی که در استودیو است کشیده میشود. سام به جلوی دوربین میآید. او ۲۳ ساله است، او از شقایق فراهانی به عنوان مادر تعریف میکند: «خیلی سخت است. کار بازیگری وقت شما را میگیرد. اما من غذایم آماده است. من کمبود مادرم را اصلا حس نکردهام در زندگیم. دستپختش هم خیلی عالی است. من دروغ نمیگویم. یک جاهایی مشکل هم هست. هیچ پدر و مادری بی مشکل نیستند و هیچ بچهای هم نیست که مشکل داشته باشد.»

به گزارش سینماسینما، شقایق فراهانی به عنوان آرزوی کودکی سام، میگوید که او همیشه میخواسته با مادرش به پارک برود. سام حسامی به مادرش شقایق فراهانی در بازیگری از ۲۰ نمیتواند نمره بدهد اما مادرش از معدود بازیگران ایرانی است که همه نقشها را بازی کرده و تنوع نقش را داشته است و همه نقشها را توانسته قابل قبول در بیاورد. او در میان نقشهای مادرش فیلم پروانهآی در باد را مثال میزند.

سام حسامی میگوید امیدوار است فرصتی پیش بیاید که شاگردی مادر و پدر بزرگش را بکند. او در میان مادرش و خالهاش (گلشیفته فراهانی) یکی را بهتر از آنیکی نمیداند.

شقایق فراهانی از ناتوانیاش در فضای مجازی میگوید و اضافه میکند من در خشمهایی که از بچگی از  پدرم دارم میگوید این موضوع که من از او کمتر کتاب میخوانم خشم داشتم. در نتیجه سالها چیزی نخوانده بودم جز روانشناسی که به آن علاقه داشتم. اما دنیای مجازی خواسته یا ناخواسته باعث میشود که چیزهایی را بخوانم. آن قدر هم بد نیست که از آن انتقاد میشود.

شقایق فراهانی میگوید من خودم به تجربه خودم تمرین کردم عدم وابستگی را. از مال شروع میشود. از غریزه های اصلی که مثلا من عاشق خوردن ماهی و گوشت بودم اما دو سال است که نخوردهام. با موبایل هم همین طور رفتار کردهام.

رشیدپور میگوید که بعضی از ستارههایمان مورد انتقاد قرار میگیرند که در پدیدههای اجتماعی حضور ندارند. میگویند انرژی هستهای، تحریم، برجام، سیاست به من چه. یک عده دیگری مرتب در حال اظهار نظر درباره مسائل اجتماعی هستند. شما کدام هستید؟ شقایق فراهانی میگوید من خودم به شخصه به چیزی معتقدم که هر فکری و هر فرایند ذهنی که ایجاد میشود بی دلیل نیست.

مثلا درباره موضوع گرمایش زمین میگوید چقدر ما در سالهای پیش روی آن کار کردیم و من را مسخره میکردند که «برو بابا ایران مثلا حالا میخواهی برق را کم کنی که انرژی را کم کنی؟» این قضیه را خیلی از بچههای سر صحنه یادشان است که میخواستم تلاش کنم. الان که میبینم در اروپا مثلا دوشنبه را گذاشتهاند که گوشت نخورند دلم شاد میشود که تعداد «من» ها زیاد بودهاند در جهان یا مثلا جداکردن آشغالهای خشک و تر. که میبینم الان شهرداری گذاشته است کیسهای برای این کارها.

 

رشیدپور اینها را کارهای بیخطر میداند اما میگوید مثلا فلان بازیگر چرا در موضوع تسخیر سفارت عربستان موضع نمیگیرد؟ و شقایق فراهانی میگوید اظهار نظر هزینه دارد. برای سفارت عربستان میگوید منظورم این نیست. به طور کلی میگویم.

او درباره کلیدواژه خشم که در ذهن او وجود دارد میگوید از این کلمه به لحاظ روانشناسی دارد استفاده میکند، شاید حسرت باشد، شاید کلمه دیگری باشد.

شقایق فراهانی سال ۸۲ را آخرین بار ممنوعالتصویر شدنش میداند. دلیل آن جمعی بوده است که دور هم جمع شده بودند.

شقایق فراهانی درباره مسعود دهنمکی با دیدن عکس او میگوید که واقعا در مورد فروش فیلمها و اعدادی که میگویند مشکوکم. نمیدانم همیشه برایم علامت سوال بوده است که چطور این قدر میفروشد. از طرف ایشان یک بار به من پیشنهاد بازیگری شد که من سر کار بودم.

شقایق فراهانی عکس مهناز افشار را که میبیند میگوید «یا ابوالفضل»، او میترسد که عکسها را نشناسد. درباره مهناز افشار میگوید به خاطر زحمتی که برای ارتقای سطح کاری خود کشیده است از مهناز افشار سپاسگذار است و میگوید که این زحمت را از شور عشق تا الان در کارهایش میبیند.

عکس داریوش مهرجویی که میآید میگوید خوشحال است که در فیلم لیلا نقشی داشته است و از آن نقش به عنوان شبحی در اپرا نام میبرد. او از هامون تعریف میکند و خشمی از زن را در تمام فیلمهای داریوش مهرجویی حس میکند. میگوید مثلا در هامون ضد زن بوده است. به شوخی، رشیدپور میگوید که تهمینه میلانی جبران میکند. او در اینجا کلمه خشم از مرد را استفاده میکند. شقایق فراهانی درباره تهمینه میلانی وارد بحث نمیشود اما درباره داریوش مهرجویی میگوید که امیدوار است این خشم را کنار بگذارند.

عکس بعدی گلشیفته فراهانی است. شقایق فراهانی جایی که عکس گرفته شده است را نمیداند.

سوال رضا رشیدپور اشارهای به غیرتی شدن بهزاد فراهانی در زمانی که او را کمیته گرفته است دارد. میگوید واکنش بهزاد فراهانی در زمانی که اتفاقات افتاد در پیرامون گلشیفته چه بود؟ شقایق فراهانی میگوید که غیرتی بودن با سنتی بودن فرق میکند.

شقایق فراهانی میگوید که پدرم و مادرم جوری ما را بار آوردند که هر کسی تجربه خودش را در زندگی داشته باشد. سعی میکنیم همدیگر را راهنمایی کنیم، دعوا کنیم، مشاجره کنیم، اما در نهایت هر کسی تصمیم خودش را میگیرد و احترام میگذاریم به تصمیمی که میگیریم.

 

او میگوید که پدرم در حال پاس کردن امتحان خودش است. او اضافه میکند که این را از منظر خوبی میگویم.

عکس بعدی سام درخشانی است. او میگوید که وقتی بازی او را در یک سریال با کامبیز دیرباز دیدم خوشحال شدم و حتی فکر میکنم که یک سر و گردن آمده بالاتر.

عکس بعدی، پدر شقایق فراهانی، بهزاد فراهانی است. او بهزاد فراهانی را دنیایی از تجربه مینامد و میگوید دنیایی از عشق است وجود او. میگوید بهزاد فراهانی عصبی نیست ولی خیلی رک است و میخندد و اضافه میکند که من هم از او الگو گرفتهام. بهزاد فراهانی را دارای اخلافهای رک مینامد که به یک بلاغتی رسیده است.

او عکس بعدی را سحر قریشی مینامد. او میگوید او را خیلی میشناسد و در یک کلیپ کوتاه هم همبازی بودهاند که قرار بوده از طرف فارابی یک سکه هم برایش بگیرند که نگرفتهاند. او میگوید کاری از او ندیده است که نظر بدهد.

شقایق فراهانی عکس جیمز کامرون را دیده و به شوخی میگوید مسعود کیمیایی است؟ شقایق فراهانی او را دارنده پرفروشترین فیلمهای هالیوود مینامد. او خود را طرفدار فیلم ترمیناتور مینامد.

تصویر هدیه تهرانی، عکس بعدی است. توضیح میدهد که دوباره دارد پررنگ میشود و از این موضوع خوشحال است. همینطور درباره محمدرضا گلزار میگوید که همه میگویند که در حال خوردن نام خوشگلی و زیبایی است، اما سینما نیاز به چنین چهرههایی دارد تا این گردونه اقتصادی سینما هم بگردد.

جواد ظریف، چهره بعدی است. میگوید در آن دوره دست به دعا بوده است که تحریمها تمام شود و از این بابت از جواد ظریف ممنوع است.

شقایق فراهانی میگوید آقای روحانی را مثل خاتمی، آن زمانی که بودند، قلبا دوست دارد و احساس راحتی میکند از وقتی ایشان آمدند و خیلی اتفاقات خوبی افتاد برای ما. سواد سیاسی ندارم اما همین تحریمها و اتفاقاتی که افتاد فکر میکنم اتفاقات خوبی بود.

او آینده ایران را غیر قابل پیشبینی میداند. نمیداند ۶ ماه دیگر بهتر است یا ۶ ماه دیگر بدتر است.

او میگوید که جای گلشیفته فراهانی نبودهام که بدانم از ایران میرفتم یا نه. اما اضافه میکند که اگر بودم که خیلی اوضاع بهتر بود.

شقایق فراهانی میگوید که من که ساعت ۲ قطعی شد بیایم اینجا، نرسیده بودم که کارهای قبلی شما را ببینم. به هر کس گفتم میروم امشب برنامه آقای رشیدپور میگفتند نرو. میخواهد ضایعت کند. در متقابل آن، برخی میگویند اوه چه باحال حتما برو.

رضا رشیدپور در پایان برنامه میگوید که نمیخواهد تریبون سیاسی کسی باشد. حضور افرادی که در صنعت و اقتصاد صاحبنام هستند به آن کمک میکند.

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها