گفت‌وگو با پرویز نوری/ سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است*

سینماسینما، علی اصغر کشانی
گفت‌وگوی حاضر در دی ماه ۱۳۹۴ با پرویز نوری عزیز انجام شد و چند روز بعد در هشتم بهمن ماه چاپ شد؛ در آن تاریخ بنا شد ویژه نامه‌ای از گفت‌وگو با تعدادی از بهترین‌های هر رشته و خبره‌های هر شاخه از سینمای ایران در صفحات آخر هفته روزنامه همشهری شکل بگیرد. از بین تعداد زیادی از بهترین نویسنده‌ها و متخصصان نقد فیلم در ایران از پرویز نوری نازنین که پیشکسوت و استاد همه ما بود خواهش کردم و او با بزرگواری افتخار داد. این گفت‌وگوی کوتاه که با محوریت تخصص او در نقد فیلم انجام شد و در آن صمیمیت، انصاف، تجربه، دانش و زندگی با سینما به شدت موج می‌زند زمانی دارد دوباره خوانده می‌شود که او به تازگی از میان ما رفته است‌؛ البته شرایط کشور هم مانند سال ۹۴ نیست و بی‌شک دل و دماغ خواندن چنین مطالبی و سبک گفت‌وگو با چنین رویکردی و مهمتر از آن رغبت به انجام گفت‌وگو به این شیوه دیگر وجود ندارد. اما انگیز انتشار دوباره این گفت‌وگو در شرایط به شدت غم‌انگیز کنونی فقط به خاطر این بود که بگوییم پرویز عزیز کاش در طول این سال‌ها در کنار نوشتن کتاب و مقاله‌های ارزشمندت، شرایطی فراهم بود که فیلم می‌ساختی و مثل بسیاری از همنسلانت محروم از دوربین و صحنه نمی‌شدی و اگر اینطور نمی‌شد تا الان با همان عشق و علاقه‌ای که از جوشش درونی‌ات به سینما داشتی، چهل پنجاه تا فیلم و تعداد زیادی شاگرد عاشق، به سینمای ایران معرفی می‌کردی؛ ولی حالا همه ما را حسرت به دل رها کردی و تنهایمان گذاشتی.

زندگی روزانه یک منتقد چه شکلی است؟

زمانی که داشتم برای نشریه پژواک نقد فیلم می‌نوشتم خانمی به من زنگ زد و از من پرسید «آقای نوری شما چطور این نقدهای خوب را می‌نویسید»گفتم «خانم من الان دارم بادمجان سرخ می‌کنم و همزمان این نقد آخرم را می‌نویسم»، فکر کرد شوخی می‌کنم.

معلوم است همسرتان هم خیلی دوستتان دارد که در خانه به او کمک می کنید؟
از خودش بپرسید!

کارگردان ها باید از منتقدها چیز یاد بگیرند؟
منتقدها به آنها خیلی کمک می‌کنند، این را کسانی مثل هاوارد هاکس به صراحت گفته اند.

خوب! پس چرا خیلی از کارگردان‌ها دل خوشی از منتقدها ندارند؟
اگر فیلم اشکالات زیادی داشته باشد و منتقد ایرادها را بگوید، خود به خود فیلم ساز عصبانی می‌شود، چون هر فیلم‌سازی اثرش را اثری خوب می‌داند و آن را دوست دارد.

شده درباره فیلمی بد بنویسید، بعد متوجه شوید فیلم خوبی بوده و اشتباه کرده اید؟
بله! من در مورد فیلم «روکو و برادرانش» در مجله «فیلم و زندگی» بد نوشتم، اما بعد به این نتیجه رسیدم که آن فیلم یکی از زیباترین و بهترین آثار سینماست. زمانی که آن نقد را نوشتم ۲۳ سالم بود و طبیعی است که در آن سن آدم دچار اشتباه می‌شود.

بهترین زمان برای اظهار نظر در مورد یک فیلم چه زمانی است؟
نقدها همیشه ضرب الاجلی نوشته می‌شوند، چون قرار است در جایی چاپ شوند و به همین خاطر فرصت کافی برای کار کردن روی آنها وجود ندارد، اگر مدت زمانی بگذرد و منتقد دو سه بار فیلمی را ببیند، نقد بهتری می‌تواند بنویسد.

منتقدها روزهای جشنواره روزی پنج فیلم پشت سر هم می‌بینند و در مورد آنها اظهار نظر می‌کنند. نظرتان در این باره چیست؟

این یکی از بدترین کارهاست. بعدها آدم متوجه می‌شود که ارزش فیلم های خوب را به دلیل اینکه چندین فیلم پشت سر هم دیده و خسته شده نتوانسته تشخیص دهد.

شده با کارگردان و تهیه کننده دوست باشید و به خاطر به خاطر او با رودربایستی چیزی بنویسید؟
بله گاهی این قبیل دوستی‌ها مانع از این بوده که نقدی منفی بنویسیم. نمی‌شود کاریش کرد.

این درست است که منتقدها راهی را می‌روند و تماشاگران راه دیگری را؟
فیلم‌های تفریحی و سرگرم کننده هیچ وقت مورد توجه منتقدان نبوده است. منتقد، فیلم های فکری و هنری را تحویل می‌گیرد و تماشاچی هم علاقه‌ای به دیدن فیلم های هنری ندارد؛ مثلاً فیلم‌هایی که در گروه«هنر و تجربه» در جشنواره اکران می‌شود، تماشاچی ندارد، چون عناصر تفریحی در آن وجود ندارد، البته گاه فیلمی ساخته شده که سرگرم کننده هم هست اما خیلی انگشت شمار است.

به نظر می رسد آمریکایی‌ها در همه فیلم‌هایشان مخاطب را لحاظ می‌کنند. درست است؟
بله! درست است. در آنجا خود منتقد هم وابسته به صنعت است، یعنی نمی‌خواهد فیلم‌هایی را بکوبد، بلکه می‌خواهد هر فیلمی از نظر تجاری رشد کند. آنها با این کار به صنعت سینمای خودشان کمک می‌کنند.

فیلم‌هایی هم که شما کارگردانی کرده‌اید فیلم‌های تجاری بودند، به نظرتان چقدر سینمای ایران نیاز به فیلم تجاری دارد؟

خیلی نیاز دارد. به نظر من سینمای ایران از تماشاچی جدا شده است، فیلم ساز نمی‌تواند تماشاچی را دو ساعت در سالن سینما سرگرم کند یا نگه دارد. تماشاچی سینما با فیلم‌هایی که در ایران تولید می‌شود کاملاً غریبه است و به هیچ راهی از آن لذت نمی‌برد. سینمای ایران را تبدیل به سینمای جشنواره‌ای کرده اند. تماشاگر هم به این سینما پشت کرده است و تا زمانی که این روال ادامه پیدا کند، سینمای ایران هیچ وقت موفق نمی‌شود تماشاچی خود را به دست بیاورد. نوع فیلم‌هایی که در ایران می‌سازند بر اساس معیارهای جشنواره هاست. تمام فیلم‌هایی که در جشنواره فجر نشان داده می‌شود فیلمسازانشان فقط به فکر این هستند که جایزه‌ای از این جشنواره یا جشنواره‌های دیگر بگیرند. وقتی چنین وضعیتی به وجود می‌آید تماشاچی به کل از دست می‌رود.

شما اول منتقد بودید بعد کارگردانی کردید، خوب است منتقد خودش فیلم بسازد؟

منتقدها از بس فیلم می‌بینند زمانی می‌رسد که دوست دارند خودشان هم فیلم بسازند. البته همیشه هم منتقدها در ساختن فیلم موفق نبودند.

کسی که منتقد خوبیست می‌تواند فیلمنامه نویس و کارگردان خوبی هم باشد؟

نه لزوماً.
از بین منتقدهای خارجی کدام منتقد را دوست دارید؟
اندرو ساریس.

*تیتر روزنامه همشهری «باید دو سه بار هر فیلمی را دید» بوده است.
۸ بهمن ۱۳۹۴ روزنامه همشهری

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 214923 و در روز شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ ساعت 10:05:46
2026 copyright.