بوسان؛ جایی که آسیا آینده سینمایش را می‌سازد

سینماسینما، علی نوری اسکویی؛

در بوسان، بعضی از مهم‌ترین فیلم‌ها هنوز ساخته نشده‌اند. فعلاً در حد یک داستان، یک فیلمنامه یا گفت‌وگوی چند فیلمساز و تهیه‌کننده‌اند؛ اما همین‌جا، در فاصلهٔ نمایش‌ها و ملاقات‌های بازار، امکان ساخته‌شدن پیدا می‌کنند. آنچه در بازدید امسال بیش از همه توجهم را جلب کرد، همین هم‌زمانی بود: نمایش سینمای امروز، در کنار فراهم‌کردن شرایط برای سینمای فردا.

برای پیگیری همکاری در یک مجموعهٔ سریالی با طرف کره‌ای و همراهی با چند فیلم ایرانی در زمینهٔ پخش و اطلاع‌رسانی به بوسان آمده بودم. در کنار برنامه‌های کاری، فرصت پیدا کردم جشنواره و بازار آن را از نزدیک رصد کنم؛ نه فقط با این پرسش که کدام فیلم‌ها انتخاب شده‌اند یا چه کسی جایزه خواهد گرفت، بلکه با پرسشی بنیادی‌تر: این مجموعه چگونه به ساخته‌شدن فیلم‌های بعدی کمک می‌کند؟

تصویری که از این رفت‌وآمدها به دست آوردم، فراتر از یک جشنوارهٔ پرجمعیت با مهمانان مشهور بود. بوسان را رویدادی با اعتمادبه‌نفس فرهنگی دیدم؛ جشنواره‌ای که می‌خواهد در مقیاس جهانی جدی گرفته شود، اما برای رسیدن به این جایگاه، لزوماً در پی شبیه‌شدن به نمونه‌های اروپایی نیست. جذابیت اصلی‌اش نیز همین‌جاست: به جای کنارگذاشتن ویژگی‌های خود، می‌کوشد آن‌ها را به مزیت تبدیل کند.

اعتباری تازه، با معنایی فراتر از اسکار

سی‌ویکمین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم بوسان از ۶ تا ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ برگزار می‌شود. انتخاب رسمی این دوره بیش از ۲۴۰ فیلم از ۵۹ کشور را دربر می‌گیرد؛ با ۹۵ نمایش نخست جهانی و ۱۰ نمایش نخست بین‌المللی. با احتساب برنامهٔ «کامیونیتی بوسان»، شمار آثار به ۳۱۶ فیلم می‌رسد و نمایش‌ها در ۳۱ سالنِ هشت مجموعه توزیع شده‌اند. این مقیاس، تنها بخشی از جدیتی است که در فضای جشنواره احساس کردم.

بوسان امسال از شناسایی خود به‌عنوان جشنواره‌ای در ردهٔ «A» از سوی فدراسیون بین‌المللی انجمن‌های تهیه‌کنندگان فیلم، FIAPF، خبر داده است. مسابقهٔ اصلی نیز، با ساختاری که در سال ۲۰۲۵ آغاز شد، دومین سال خود را تجربه می‌کند و ۱۳ فیلم را در رقابت دارد. این تغییرات، جایگاه تازهٔ رویدادی را نشان می‌دهد که می‌خواهد از محل معرفی سینمای آسیا، به یکی از مراکز اثرگذار سینمای جهان تبدیل شود.

امتیاز تازهٔ مرتبط با آکادمی اسکار نیز مهم است. در مقررات جدید آکادمی، علاوه بر مسیر معرفی رسمی یک فیلم از سوی کشور یا منطقه، مسیر دیگری برای معرفی فیلم غیرانگلیسی‌زبان به بخش فیلم بلند بین‌المللی پیش‌بینی شده است: کسب جایزهٔ تعیین‌شده در یکی از شش جشنوارهٔ واجد صلاحیت. «جایزهٔ بهترین فیلم بوسان» در کنار جوایز مشخص جشنواره‌های کن، برلین، ونیز، ساندنس و تورنتو در این فهرست قرار گرفته است.

به این ترتیب، برندهٔ جایزهٔ تعیین‌شده می‌تواند بدون اتکا به انتخاب ملی، برای بررسی معرفی شود؛ البته با رعایت سایر شرایط و مهلت‌های آکادمی. این امتیاز نه به همهٔ جوایز بوسان تعمیم پیدا می‌کند و نه نامزدی خودکار در اسکار است. ملاحظهٔ زمانی هم ضروری است: مهلت اعلام‌شده برای بخش بین‌المللی نودونهمین دورهٔ اسکار، ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ بوده؛ پیش از بوسان امسال. بنابراین نباید این اعتبار نهادی را با ورود قطعی برندهٔ دورهٔ جاری به اسکار ۲۰۲۷ یکی دانست.

با این همه، آنچه برای من اهمیت بیشتری داشت، چیزی فراتر از نزدیک‌شدن بوسان به مدار اسکار بود. ارزش یک جشنواره را می‌توان با جایگاهش نزد نهادهای بین‌المللی سنجید، اما پرسش تعیین‌کننده‌تر این است که برای سینمای پیرامون خود چه می‌کند. پاسخ این پرسش را بیشتر در بازارها، برنامه‌های آموزشی و ملاقات‌های حرفه‌ای پیدا کردم تا در تشریفات رسمی.

ایران؛ چند نسل و چند شیوهٔ روایت

حضور سینمای ایران، یکی از بخش‌های مهم این تجربه بود. برای من، جالب بود که این حضور به یک کارگردان شناخته‌شده یا یک فیلم بلند محدود نمی‌شد؛ فیلم داستانی، مستند، فیلم کوتاه و حتی پروژه‌ای در مرحلهٔ توسعه، هر کدام سهمی از تصویر ایران در بوسان داشتند.

«غذای نیمروز» (Midday Meal)، تازه‌ترین ساختهٔ مجید مجیدی، با نمایش نخست جهانی در مسابقهٔ اصلی حضور دارد. داستان، معلم یک روستا را دنبال می‌کند که با قطع کمک مالیِ تأمین غذای مدرسه، در برابر مسئله‌ای بزرگ‌تر از ادارهٔ یک کلاس قرار می‌گیرد: نبود غذا می‌تواند به بازماندن کودکان از تحصیل و تعطیلی مدرسه بینجامد. کوشش او برای حفظ مدرسه، پیوندی میان آموزش، معیشت و کرامت انسانی برقرار می‌کند. هومن بهمنش در کنار مجیدی فیلمنامه‌نویس و نیز مدیر فیلمبرداری است و تهیه‌کنندگی را مجیدی و امیر بنان بر عهده دارند.

حضور رضا عطاران روی صحنه نیز از جلوه‌های ملموس مشارکت ایران بود. فیلم او، «خواب» (Slumber) به کارگردانی مانی مقدم، در بخش «ویژن ـ آسیا» و با عنوان نخستین نمایش بین‌المللی عرضه شده است. این فیلم ۱۰۶ دقیقه‌ای و نخستین تجربهٔ بلند مقدم، دربارهٔ مردی گرفتار بی‌خوابی و فاصلهٔ میان زندگی روزمره و جهان رؤیاهایش است. مریلا زارعی، هدی زین‌العابدین، کاظم سیاحی و علی مصفا نیز در کنار عطاران بازی می‌کنند. حضور یک فیلم اول با چنین ترکیبی، وجه دیگری به تصویر سینمای ایران می‌دهد؛ تصویری که فقط بر اعتبار نام‌های تثبیت‌شدهٔ کارگردانی تکیه ندارد.

«سر به سر» (Head to Head)، نوشته و ساختهٔ قصیده گلمکانی، در بخش «پنجره‌ای به سینمای آسیا» قرار دارد. این اثر ۸۰ دقیقه‌ای، محصول مشترک ایران و آلمان، پس از حضور در بخش دیسکاوری جشنوارهٔ تورنتو به بوسان رسیده است. داستان آن دربارهٔ کارگردان زنی است که از بازیگران مرد می‌خواهد برای فیلم تازه‌اش در نقش زنان ظاهر شوند؛ موقعیتی که به مواجهه‌ای طنزآمیز و تلخ با مناسبات اجتماعی تبدیل می‌شود. حضور این فیلم، هم به تنوع نگاه‌ها در سینمای ایران اشاره دارد و هم به مسیرهایی که یک اثر می‌تواند میان چند فضای جشنواره‌ای طی کند.

در فیلم کوتاه، «فاطیما» (Fatima)، ساختهٔ سروش شاهپوری، در مسابقهٔ فیلم‌های کوتاه آسیاییِ بخش «واید انگل» حضور دارد. این فیلم ۱۴ دقیقه‌ای با نمایش نخست جهانی، به زندگی دختری نوجوان و علاقه‌اش به خواندن، در برابر محدودیت‌های محیط پیرامون می‌پردازد. اهمیت چنین حضوری را نباید صرفاً به نتیجهٔ داوری محدود کرد. برای یک فیلمساز جوان، همین قرارگرفتن در معرض نگاه مخاطبان و برنامه‌ریزان بین‌المللی، می‌تواند آغاز رابطه‌ای باشد که تا فیلم بعدی ادامه پیدا می‌کند.

مستندهای ایرانی نیز تصویری متنوع ارائه می‌کنند. «خواب بلوط‌های وحشی» (Dreams of the Wild Oaks)، ساختهٔ مرجان خسروی، با نمایش نخست جهانی در مسابقهٔ مستند حضور دارد. این مستند ۷۹ دقیقه‌ای، محصول مشترک ایران، فرانسه و اسپانیا، زندگی سمانه، نوجوانی از جامعهٔ بختیاری، و خواست او برای ادامهٔ تحصیل و انتخاب آینده‌اش را دنبال می‌کند. در مرکز روایت، فاصلهٔ میان آرزوی فردی و انتظاراتی قرار دارد که می‌کوشند مسیر زندگی او را از پیش تعیین کنند.

در همان بخش، «در جاده با عباس کیارستمی» (On the Road with Abbas Kiarostami)، ساختهٔ سیف‌الله صمدیان، حضور دارد؛ مستندی ۸۸ دقیقه‌ای که از تصاویر ثبت‌شده در طول ۲۵ سال همراهی و سفر، برای نزدیک‌شدن به جهان کیارستمی استفاده می‌کند. فیلم در دهمین سال پس از درگذشت او، با ساختاری متشکل از ده داستان و ده سفر معرفی شده است. در کنار آثار تازه، چنین فیلمی حافظهٔ سینمایی ما را نیز وارد گفت‌وگو با مخاطب امروز می‌کند؛ گذشته در اینجا فقط موضوع بزرگداشت نیست، بلکه هنوز ظرفیت کشف و مواجهه دارد.

«تمرین‌هایی برای یک انقلاب» (Rehearsals for a Revolution)، ساختهٔ پگاه آهنگرانی، در بخش نمایش مستندها قرار گرفته است. این اثر ۱۰۱ دقیقه‌ای، با مشارکت جمهوری چک، اسپانیا و ایران، آرشیوهای خانوادگی و مواد تصویری متعلق به دوره‌های مختلف را برای مواجهه با تاریخ و حافظه کنار هم می‌گذارد. تفاوت موضوع و شیوهٔ روایت این مستند با دو اثر دیگر، خود بخشی از گستردگی حضور فیلمسازان ایرانی را نشان می‌دهد.

در کنار این آثار، «داستان‌های موازی» (Parallel Tales)، ساختهٔ اصغر فرهادی، در بخش «آیکونز» حضور دارد. اینجا باید میان فیلم تولیدشده در ایران و فیلم ساختهٔ یک کارگردان ایرانی تفاوت گذاشت: کشورهای تولیدکنندهٔ این فیلم در کاتالوگ، فرانسه، ایتالیا، بلژیک، عربستان سعودی و آمریکا ثبت شده‌اند. این تمایز از اهمیت حضور فرهادی کم نمی‌کند، اما کمک می‌کند دربارهٔ جغرافیای تولید و دامنهٔ حضور سینماگران ایرانی دقیق‌تر حرف بزنیم.

وقتی این نام‌ها و مسیرها را کنار هم می‌گذارم، آنچه برایم برجسته می‌شود، تنوع است: چند نسل، چند شکل روایت و چند الگوی تولید. سینمای ایران اینجا هم حافظه دارد، هم تجربهٔ تازه و هم امکان همکاری بین‌المللی. پرسش بعدی این است که چگونه این مجموعهٔ حضورهای ارزشمند را به رابطه‌ای مستمر تبدیل کنیم؛ رابطه‌ای که فقط در روز نمایش فیلم آغاز و تمام نشود.

بازاری برای فیلم‌هایی که هنوز ساخته نشده‌اند

نام رسمی بازار همراه جشنواره، «بازار محتوا و فیلم آسیا» یا ACFM است که از ۱۰ تا ۱۳ اکتبر در مرکز نمایشگاهی بکسکو برگزار شد. اضافه‌شدن واژهٔ «محتوا» در نام این مجموعه، با چیزی که در آن می‌بینیم تناسب دارد: بحث فقط فروش فیلم آماده نیست؛ داستان، حقوق اقتباس، پروژه و شکل‌های گوناگون تولید دیداری‌ـ‌شنیداری نیز موضوع مذاکره‌اند.

در نگاه من، یکی از امتیازهای بوسان، تفکیک کارکردها در عین ارتباط میان آن‌هاست. بازار فیلم، محل عرضه و ارتباط تجاری آثار است؛ «بازار پروژهٔ آسیا» به فیلم‌هایی توجه دارد که هنوز در مسیر شکل‌گیری‌اند؛ و «بازار داستان بوسان» به سرچشمه‌های روایی و آثاری می‌پردازد که می‌توانند مبنای تولیدی تازه قرار بگیرند. هر مرحله، جای مشخصی دارد و در عین حال، از مرحلهٔ بعد جدا نمی‌ماند.

بازار پروژهٔ آسیا، APM، فعالیت خود را در سال ۱۹۹۸ با نام «برنامهٔ ترویج پوسان» آغاز کرد و در سال ۲۰۱۱ نام کنونی را گرفت. کار آن پیوندزدن پروژه‌های در حال توسعه با سرمایه‌گذاران، تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان است. استمرار این فعالیت برای من مهم‌تر از برگزاری یک نشست پرزرق‌وبرق در یک سال مشخص است؛ زیرا اعتماد حرفه‌ای با تکرار، پیگیری و تجربهٔ همکاری ساخته می‌شود.

امسال، از میان ۶۰۴ درخواست از ۴۸ کشور، ۳۰ پروژه از ۱۷ کشور انتخاب شده‌اند. در این میان، پروژهٔ Bon Voyage به کارگردانی مهرنوش علیا، با مشارکت ایران و آمریکا و تهیه‌کنندگی محمد عاقبتی و بهروز هاشمیان، قابل‌توجه است. این پروژه در فهرست دریافت‌کنندگان حمایت توسعهٔ فیلمنامهٔ صندوق سینمای آسیا نیز قرار دارد. حضور آن یادآوری می‌کند که سهم ایران را نباید فقط در جدول نمایش آثار تمام‌شده جست‌وجو کرد.

تفاوت این مدل با یک ملاقات اتفاقی، در آماده‌کردن زمینهٔ گفت‌وگوست. پروژه پیشاپیش معرفی شده، مرحلهٔ کارش روشن است و طرف مقابل می‌تواند با شناخت اولیه به جلسه بیاید. البته هیچ‌کدام از این‌ها قرارداد را تضمین نمی‌کند، اما فاصلهٔ میان آشنایی و گفت‌وگوی حرفه‌ای را کوتاه‌تر می‌کند. برای فیلمسازی که منابع محدودی دارد، همین کوتاه‌شدن فاصله، اهمیت واقعی دارد.

زندگی چندبارهٔ یک داستان

از میان بخش‌های بازار، «بازار داستان بوسان» بیش از همه با دغدغه‌های حرفه‌ای من ارتباط داشت. کتاب، وب‌تون، رمان اینترنتی، بازی و دیگر آثار دارای ظرفیت اقتباس، در این بخش به صاحبان صنعت معرفی می‌شوند. وب‌تون، به زبان ساده، داستان مصوری است که برای انتشار و خواندن در فضای دیجیتال طراحی شده است. در چنین بازاری، سرچشمهٔ یک فیلم یا سریال الزاماً فیلمنامه‌ای آماده نیست؛ گاهی یک شخصیت یا جهان داستانی، نقطهٔ آغاز مذاکره است.

موضوع IP در اینجا فقط یک اصطلاح تجاری نیست؛ بحث بر سر یک دارایی فکری و روایی و امکان توسعهٔ آن است. ناشر، نویسنده، استودیو، صاحب حقوق اثر و تهیه‌کننده می‌توانند پیش از آغاز تولید، دربارهٔ زندگی بعدی یک داستان گفت‌وگو کنند. همکاری نهادهایی مانند آژانس محتوای خلاق تایوان، TAICCA، و سازمان ترویج صنایع تصویری ژاپن، VIPO، با این بخش نیز نشان می‌دهد که معرفی داستان، صرفاً به تلاش فردی صاحبان اثر واگذار نشده است.

برای توضیح آنچه اینجا جذاب می‌یافتم، می‌توان مسیری را تصور کرد که در آن یک داستان مصور، به انیمیشن یا فیلم زنده تبدیل می‌شود؛ یا شخصیتی که در یک رسانه شناخته شده، در بازی، سریال یا محصولات شخصیت‌محور زندگی دیگری پیدا می‌کند. هیچ الزامی وجود ندارد که همهٔ آثار این مسیر را طی کنند. نکته، بازبودن امکان‌هاست: داستان با انتشار در نخستین قالب خود، لزوماً به پایان راه نمی‌رسد.

در انتخاب‌های امسال بازار داستان، ۱۵ اثر کره‌ای در کنار آثاری از تایوان، ژاپن، اندونزی و هنگ‌کنگ معرفی شده‌اند. قالب‌ها نیز از کتاب و کمیک تا وب‌تون، رمان اینترنتی و فیلم کوتاه انیمیشن امتداد دارند. این تنوع برای من مهم است، زیرا نشان می‌دهد صنعت قرار نیست فقط به دنبال تکرار یک فرمول موفق بگردد؛ دست‌کم در سطح عرضه، راه‌های متفاوتی برای رسیدن به یک روایت تازه باز گذاشته شده است.

بازتاب این نگاه را در خود فیلم‌های جشنواره هم می‌توان دید. انیمیشن بلند Long Long Night، ساختهٔ یوم کیوبوک، که در مسابقهٔ اصلی حضور دارد، از کتاب کودکی به همین نام اقتباس شده است. کنار هم قرارگرفتن بازار اقتباس و نمونه‌ای از حاصل آن روی پرده، به بحثِ رابطهٔ ادبیات و سینما وجهی ملموس می‌دهد.

البته این ویژگی را نباید با نبودن بازارهای اقتباس در اروپا اشتباه گرفت. برنامهٔ «کتاب‌ها در برلیناله» نیز سابقه‌ای طولانی دارد و در سال ۲۰۲۶ بیستمین سال خود را پشت سر گذاشته است. تفاوتی که در بوسان احساس کردم، انحصار این ایده نبود؛ برجستگی آن و نزدیکی‌اش به دیگر بخش‌های تولید، آموزش و تجارت بود. هویت آسیایی این جشنواره، برای من بیشتر در همین ترکیب آشکار می‌شد تا در ادعای متفاوت‌بودن.

در عین حال، آسیا را نباید یک فرهنگ یکدست تصور کرد. مانگا و انیمهٔ ژاپنی، وب‌تون کره‌ای و سنت‌های روایی دیگر کشورها، تاریخ و مسیر یکسانی ندارند. ارزش چنین فضایی، از نگاه من، در فراهم‌کردن امکان ارتباط میان همین تفاوت‌هاست؛ بدون آنکه همهٔ آن‌ها در یک قالب واحد حل شوند.

جایزه‌ای برای امکانِ ساخته‌شدن

در ۱۳ اکتبر، نخستین مراسم یکپارچهٔ جوایز بازار بوسان برگزار شد؛ مجموعه‌ای که حوزه‌های صندوق سینمای آسیا، بازار داستان، نوآوری، برنامهٔ مستند و بازار پروژه را دربر می‌گرفت. ارزش اعلام‌شدهٔ حمایت‌ها در ۱۷ حوزه، حدود ۴۸۰ میلیون وون بود؛ نه فقط جایزهٔ نقدی، بلکه حمایت تولید و پس‌تولید و دعوت به رویدادهای حرفه‌ای بین‌المللی.

در بازار داستان، کتاب My Upstairs Neighbors و وب‌تون Friend Request جایزهٔ ارتباط IP با بازار JAFF را دریافت کردند و برای حضور در برنامهٔ مربوط به جشنوارهٔ آسیایی جوگجاـنتپک در اندونزی دعوت می‌شوند. این نوع جایزه، ارتباط ایجادشده در بوسان را به رویدادی دیگر وصل می‌کند؛ یعنی پایان بازار می‌تواند آغاز مرحلهٔ بعدی باشد.

اهمیت این سازوکار را فقط در مبلغ حمایت نمی‌بینم. توجه حرفه‌ای به پایان تولید محدود نشده است: یک پروژه می‌تواند پیش از فیلمبرداری دیده شود، داستانی پیش از اقتباس شریک پیدا کند و فیلم ناتمام برای رسیدن به نسخهٔ قابل‌نمایش حمایت بگیرد. جشنواره فقط نتیجه را قضاوت نمی‌کند؛ در فراهم‌شدن شرایط رسیدن به نتیجه نیز سهم می‌گیرد.

با این حال، معیار نهایی موفقیت، در خود مراسم جایزه روشن نمی‌شود. باید دید چه تعداد از پروژه‌ها به تولید می‌رسند و کدام رابطه‌ها پس از پایان رویداد ادامه پیدا می‌کنند. شور و هیجان بازار، شروع خوبی است، اما جای پیگیری را نمی‌گیرد. امتیاز یک ساختار جدی آن است که برای این «بعد از جشنواره» نیز فکری کرده باشد.

جوان‌ها؛ از تماشاگر به شریک آینده

یکی از زنده‌ترین بخش‌های تجربه‌ام، دیدن فیلمسازان و تهیه‌کنندگان جوان آسیایی در حال ارتباط‌گرفتن با یکدیگر بود. کسانی از ژاپن، چین، تایوان، تایلند، هند و دیگر کشورهای منطقه آمده بودند که فقط دنبال عکس‌گرفتن با چهره‌های مشهور نبودند؛ پروژه، پرسش و پیشنهاد داشتند. در ملاقات‌هایی که من دیدم، جوان‌بودن لزوماً به معنی ماندن در حاشیه نبود.

در همین چند روز، دست‌کم دو سه گفت‌وگوی جدی دربارهٔ شکل‌گیری پروژه‌های مشترک را از نزدیک دنبال کردم؛ ارتباط‌هایی میان تهیه‌کنندگان ژاپنی و هندی و فیلمسازانی از تایوان و دیگر کشورهای آسیایی. طبعاً نمی‌توان هر گفت‌وگو را قرارداد قطعی دانست. آنچه برای من ارزش داشت، فراهم‌بودن موقعیتی بود که چنین ترکیب‌هایی بتوانند اصلاً شکل بگیرند؛ آدم‌هایی با تجربه‌ها و امکانات متفاوت، برای ساختن یک فیلم مشترک کنار هم بنشینند.

فهرست بازار پروژه نیز نمونه‌های مشخصی از این ظرفیت دارد. Kuroshio، ساختهٔ پارک جون‌هو، با مشارکت کره، تایوان و ژاپن معرفی شده و Veil of Dust، ساختهٔ دومینیک سانگما، پیوندی میان هند و چین دارد. همکاری منطقه‌ای در اینجا فقط عنوان یک میزگرد نیست؛ در مشخصات پروژه‌ها هم دیده می‌شود.

برای من، بوسان از این جهت می‌تواند فضایی امیدبخش برای فیلمساز جوان باشد: موفقیت دیگران را در برابر او قرار می‌دهد، اما او را به تماشاکردن محدود نمی‌کند. به او امکان می‌دهد دربارهٔ فیلم خودش حرف بزند و همکار آینده‌اش را جست‌وجو کند. تفاوت میان دعوت‌کردن یک جوان به جشنواره و بازکردن جایی برای او در صنعت، دقیقاً در همین نقطه است.

آموزشی که به فیلم بعدی فکر می‌کند

این توجه به نسل تازه، در برنامه‌های آموزشی نیز نمود دارد. آکادمی فیلم آسیایی «شانل × بوسان» برای دورهٔ امسال، از میان درخواست‌های ۵۰۱ فیلمساز نوظهور از ۳۴ کشور، ۲۴ نفر را انتخاب کرده است. اما آنچه بیشتر توجهم را جلب کرد، تغییر جهت برنامهٔ آموزشی بود: تمرکز از ساخت فیلم کوتاه مستقل، به توسعهٔ نمونه‌هایی منتقل شده که بتوانند امکان اجرایی فیلم بلند آینده را نشان دهند.

شرکت‌کنندگان ابتدا روی فیلمنامه‌های بلند خود کار می‌کنند و سپس هشت نمونهٔ کوتاهِ کمتر از پنج دقیقه تولید می‌شود؛ نمونه‌هایی که در ادبیات حرفه‌ای «اثبات ایده» نام دارند. هدف، فقط تمام‌کردن یک تمرین آموزشی نیست، بلکه تهیهٔ چیزی است که فیلمساز بتواند با آن دربارهٔ پروژهٔ بعدی مذاکره کند. این ارتباط میان آموزش و آیندهٔ شغلی، برای من معنای روشنی دارد.

«پلتفرم بوسان» نیز که از سال ۲۰۱۷ فعالیت می‌کند، به ارتباط فیلمسازان مستقل آسیایی اختصاص دارد. حضور نهادهای همکار از کشورهایی مانند فیلیپین، ژاپن، اندونزی و کامبوج در این شبکه، آموزش و تبادل تجربه را از فعالیتی محدود به یک کلاس فراتر می‌برد. استعدادها فقط شناسایی نمی‌شوند؛ امکان معرفی‌شدن به نهادها و همکاران دیگر نیز پیدا می‌کنند.

در برخورد با این برنامه‌ها، بارها به فاصلهٔ میان آموزش و تولید فکر کردم؛ همان جایی که بسیاری از تجربه‌های آموزشی، بی‌ادامه می‌مانند. یک کارگاه می‌تواند الهام‌بخش باشد، اما وقتی مسیر ارائهٔ پروژه، یافتن شریک و ادامهٔ کار نیز به آن وصل شود، اثرش عمیق‌تر خواهد بود. آنچه در بوسان ارزشمند یافتم، تلاش برای کوتاه‌کردن این فاصله‌ها بود.

آسیایی گسترده‌تر از چند صنعت بزرگ

وقتی از سینمای آسیا حرف می‌زنیم، معمولاً نام چین، ژاپن، کره جنوبی و هند زودتر از دیگران به ذهن می‌آید. اما بوسان یادآور جغرافیایی گسترده‌تر است. در بخش «ویژن ـ آسیا»، آثاری از ویتنام، مغولستان و قزاقستان نیز حضور دارند؛ از جمله The Cord، ساختهٔ دارخان تولگنوف از قزاقستان، و Zogsool، ساختهٔ ساکیا بیامبا، محصول مغولستان و آلمان.

در فضای ملاقات‌های حرفه‌ای، فعال‌بودن سینماگرانی از قزاقستان و آذربایجان نیز توجهم را جلب کرد. این مشاهده برای من نشان می‌داد که جاذبهٔ بوسان از شرق و جنوب‌شرق آسیا فراتر رفته است. بخش‌هایی از قاره که الزاماً ارتباط مداوم و آسانی با یکدیگر ندارند، اینجا فرصت پیدا می‌کنند در یک فضای مشترک حرفه‌ای حاضر شوند.

انتخاب تایلند به‌عنوان نخستین «کشور مورد توجه» بازار بوسان در سال ۲۰۲۶ نیز در همین چارچوب معنا دارد. برنامهٔ این انتخاب، بر تولید مشترک، سرمایه‌گذاری، فروش و گسترش ارتباط‌های صنعتی تأکید می‌کند. معرفی یک کشور در این مدل، صرفاً به نمایش چند فیلم یا اجرای یک برنامهٔ تشریفاتی محدود نمی‌ماند.

نمی‌خواهم از این مشاهدات نتیجه بگیرم که پیشرفت سینمای یک کشور، فقط محصول جشنواره‌هاست. آموزش، منابع مالی، امکان تولید و نمایش و تداوم فعالیت حرفه‌ای، همگی اهمیت دارند. برداشت من این است که بوسان می‌تواند این ظرفیت‌های پراکنده را به یکدیگر نزدیک کند. جشنواره جای صنعت را نمی‌گیرد، اما می‌تواند به بخش‌های آن امکان بدهد یکدیگر را بهتر پیدا کنند.

اروپا در گفت‌وگو با آسیا؛ حضور پررنگ ایتالیا

حفظ هویت آسیایی، در بوسان به معنی بستن درها به روی اروپا نیست. اتفاقاً یکی از نکات جالب برای من این بود که مشارکت اروپایی‌ها در فضایی رخ می‌داد که دستور کار آسیایی خود را حفظ کرده بود. در میان حضورهای اروپایی، پاویون و فعالیت ایتالیا بیش از همه توجه مرا جلب کرد. این برداشت شخصی من از بازدید است، نه رتبه‌بندی رسمی کشورها بر اساس اندازهٔ حضورشان.

آنچه در این حضور اهمیت داشت، جدی‌گرفتن امکان همکاری بود. برای من، پاویون زمانی معنا پیدا می‌کند که فقط محل نصب نام یک کشور نباشد؛ فضایی برای آشنایی با پروژه‌ها، گفت‌وگو دربارهٔ تولید مشترک و ادامهٔ رابطه میان دو صنعت باشد. حضور ایتالیا را از همین منظر دنبال می‌کردم: کشوری که در این فضای آسیایی، امکان شراکت و مبادله را جست‌وجو می‌کند.

در کنار آن، شبکهٔ «ترویج فیلم اروپا»، با همکاری یونی‌فرانس، از حضور ۱۶ شرکت فروش بین‌المللی در فضای مشترک EUROPE! Hub بازار امسال خبر داده است؛ شرکت‌هایی از جمله از فرانسه، آلمان، بلژیک، دانمارک و یونان. این حضور سازمان‌یافته نشان می‌دهد که با سفر پراکندهٔ چند مهمان روبه‌رو نیستیم؛ بخشی از رابطه، ساختاری حرفه‌ای و معطوف به عرضه و همکاری دارد.

نکتهٔ مهم برای من، امکان تغییر زاویهٔ نگاه بود. آسیا در چنین فضایی فقط جایی برای کشف یک فیلم متفاوت و انتقال آن به مدار غربی نیست؛ خودش می‌تواند محل آغاز مذاکره، توسعهٔ پروژه و طراحی همکاری باشد. این تفاوت کوچک نیست. مرکز گفت‌وگو، همیشه لازم نیست در جای دیگری باشد.

بوسان، توکیو، شانگهای؛ رابطه‌ای که می‌تواند ادامه پیدا کند

در ملاقات‌های این روزها، فکرکردن به مسیر بعدی ارتباط‌ها نیز جذاب بود. سی‌ونهمین جشنوارهٔ فیلم توکیو از ۲۶ اکتبر تا ۴ نوامبر برگزار می‌شود و بازار TIFFCOM از ۲۸ تا ۳۰ اکتبر برنامه دارد. این فاصلهٔ نسبتاً کوتاه با بوسان، از نظر عملی امکان ادامهٔ برخی ملاقات‌ها و معرفی‌ها را فراهم می‌کند؛ هرچند این رویدادها مستقل‌اند و نباید آن‌ها را یک برنامهٔ واحد با مدیریت مشترک تصور کرد.

شانگهای نیز در بخش دیگری از تقویم، یکی دیگر از نقاط مهم این جغرافیای سینمایی است. در نگاه من، بوسان، توکیو و شانگهای را می‌توان همچون سه محلِ تکرار فرصت‌ها دید: جاهایی که فیلم‌ها، پروژه‌ها و آدم‌ها دوباره امکان مواجهه پیدا می‌کنند. این یک برداشت از ظرفیت ارتباطی آن‌هاست، نه ادعای وجود برنامه‌ای مشترک میان سه جشنواره.

رابطهٔ حرفه‌ای همیشه در یک جلسه به نتیجه نمی‌رسد. آشنایی اولیه ممکن است در رویداد بعدی، به گفت‌وگویی دقیق‌تر تبدیل شود. فاصلهٔ میان تبادل کارت و تصمیم به همکاری، گاهی به چند ملاقات و پیگیری نیاز دارد. مزیت چنین جغرافیایی، همین امکان بازگشت و ادامه‌دادن است؛ اینکه گفت‌وگو با پایان یک سفر قطع نشود.

پرسشی که برای سینمای ایران باقی می‌ماند

حاصل این بازدید برای من فقط تحسین تنوع برنامه‌های بوسان نبود. پرسشی جدی‌تر باقی ماند: ما از حضور در چنین رویدادهایی چه می‌خواهیم؟ نمایش فیلم و کسب جایزه، ارزشمند است. اما آیا تمام ظرفیت حضور بین‌المللی در همین دو هدف خلاصه می‌شود؟ آیا می‌توانیم هم‌زمان با معرفی آثار تمام‌شده، برای فیلم‌ها و داستان‌های بعدی نیز شریک پیدا کنیم؟

به گمان من، یکی از درس‌های بوسان این است که حضور حرفه‌ای باید از قبل طراحی شود. داستان خوب نقطهٔ آغاز است، اما برای مذاکره باید روشن باشد پروژه چیست، در چه مرحله‌ای قرار دارد و چه همکاری‌ای می‌خواهد. یک معرفی دقیق، شناخت مخاطب جلسه، برآورد قابل‌بحث و نمونهٔ تصویری مناسب، می‌تواند گفت‌وگو را از تعارف فراتر ببرد. کیفیت رابطه فقط به تعداد ملاقات‌ها نیست؛ به آمادگی ما برای استفاده از آن‌ها نیز بستگی دارد.

درس دیگر، نگاه‌کردن به داستان پیش از تبدیل‌شدن به فیلم است. آیا نویسنده، ناشر، تهیه‌کننده و صاحب یک اثر می‌توانند زودتر از مرحلهٔ تولید با هم وارد گفت‌وگو شوند؟ آیا یک شخصیت یا جهان روایی، پیش از آنکه همهٔ ظرفیتش مصرف شود، امکان توسعهٔ سنجیده پیدا می‌کند؟ این پرسش‌ها برای من در بازار داستان بوسان، از موضوعی نظری به مسئله‌ای عملی تبدیل شد.

با این حال، پیوند هنر و بازار نباید به نسخه‌ای برای یکسان‌سازی روایت‌ها تبدیل شود. ارزش هر اثر الزاماً در قابلیت تبدیل‌شدن به چند محصول نیست. بعضی داستان‌ها باید یک فیلم کوتاه بمانند، بعضی یک مستند و بعضی یک رمان. مزیت ساختار حرفه‌ای، فراهم‌کردن انتخاب‌های بیشتر است، نه تحمیل یک الگوی تجاری به همه. حفظ اصالت، بدون حفظ حق انتخاب خالق اثر، معنای کاملی ندارد.

از این زاویه، مهم‌ترین چیزی که می‌توان از تجربهٔ بوسان آموخت، صرفاً افزایش تعداد رویدادها نیست. مسئله، برقرارکردن رابطه میان آن‌هاست: آموزش به توسعهٔ پروژه برسد، توسعه به امکان تولید نزدیک شود و نمایش فیلم، به آغاز همکاری بعدی کمک کند. اگر این پیوندها برقرار نباشد، حتی برنامه‌های خوب نیز ممکن است جدا از یکدیگر باقی بمانند.

جشنواره‌ای که فقط پایان کار را جشن نمی‌گیرد

اکنون، در آستانهٔ اختتامیه، طبیعی است که نگاه‌ها به نتیجهٔ داوری‌ها باشد. برای من هم سرنوشت فیلم‌های ایرانی مهم است. اما آنچه از بوسان این دوره در ذهنم می‌ماند، فقط نام برندگان نخواهد بود؛ تصویر کنار هم قرارگرفتن چند مرحله از زندگی سینماست: داستانی که معرفی می‌شود، فیلمسازی که آموزش می‌بیند، پروژه‌ای که شریک جست‌وجو می‌کند، اثری که روی پرده می‌رود و گفت‌وگویی که قرار است بعد از جشنواره ادامه پیدا کند.

اعتبار تازهٔ بین‌المللی برای بوسان مهم است، اما ارزش عمیق‌تر آن را در همان چیزی می‌بینم که از نزدیک احساس کردم: این جشنواره می‌کوشد محل رشد سینمای منطقهٔ خود باشد، نه صرفاً ویترین آن. هویت آسیایی در اینجا فقط مجموعه‌ای از نشانه‌های فرهنگی نیست؛ در شکل ارتباط‌ها، توجه به داستان و فرصت‌دادن به نسل بعد نیز معنا پیدا می‌کند.

بوسان در بهترین لحظه‌هایش، به فیلمساز جوان نمی‌گوید فقط بیا و موفقیت دیگران را تماشا کن. جایی باز می‌کند که او نیز بتواند دربارهٔ اثر بعدی‌اش حرف بزند و همکار آینده‌اش را پیدا کند. برای من، مهم‌ترین نشانهٔ بلوغ این جشنواره همین است: بوسان فقط سینمای ساخته‌شده را جشن نمی‌گیرد؛ برای سینمایی که هنوز ساخته نشده نیز جا باز می‌کند.

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 218070 و در روز پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ ساعت 11:17:43
2026 copyright.