«داستان‌های موازی»؛ تغییر پارادایم در زبان سینمایی اصغر فرهادی

در نشست نقد و تحلیل فیلم «داستان‌های موازی» که در مجموعه «اداپا» برگزار شد، مهرزاد دانش، نویسنده و منتقد سینما، این فیلم را فراتر از یک اثر سینمایی و نقطه عطفی در سیر تکاملی زبان سینمایی اصغر فرهادی دانست.

به گزارش سینماسینما، دانش گفت: «داستان‌های موازی» فراتر از یک اثر سینمایی، نقطه عطفی در سیر تکاملی زبان سینمایی اصغر فرهادی است. در این فیلم، کارگردان آگاهانه از الگوهای آشنای پیشین فاصله گرفته و ساختاری را برگزیده است که شاید برای مخاطبان عادت‌کرده به سینمای او، غافلگیرکننده و حتی چالش‌برانگیز باشد.

دانش افزود: تغییر پارادایم در این اثر را می‌توان در چند محور تحلیل کرد. در سطح فرمال، روایت خطی و رئالیسم عینی آثار قبلی، جای خود را به درهم‌تنیدگی زمان گذشته و حال و تداخل تخیل و واقعیت در میزانسن و روایت داده است. در سطح درونمایه‌ای، نهاد خانواده که پیش‌تر هسته مرکزی درام‌های فرهادی بود، اکنون جای خود را به فردیت داده است؛ پیوندهای خونی در اینجا به ارتباطات مجازی یا منافع مادی تقلیل یافته‌اند و جای خالی والد یا شکاف‌های عاطفی، به بخشی از اتمسفر فیلم تبدیل شده است.

وی ادامه داد: همچنین این بار تمرکز اثر از تحلیل ساختارهای اجتماعی به سوی واکاوی مفاهیم انتزاعی‌تر همچون خلاقیت و قدرت خیال سوق پیدا کرده است. نکته حائز اهمیت دیگر، گسست از سنت تلخ‌کامی در پایان‌بندی‌های فرهادی و جایگزینی آن با حسی نویدبخش است.

این منتقد سینما «داستان‌های موازی» را در واقع واکاوی دیالکتیک خیال و واقعیت دانست و گفت: تخیلی که توسط زن نویسنده از دل کابوس‌های گذشته‌اش و تصاویر ناقص آن سوی پنجره خلق می‌شود، در نهایت به نیرویی تبدیل می‌گردد که واقعیت‌های موجود را دگرگون می‌کند و شخصیت‌ها را از چرخه تکرار زندگی‌شان رها می‌سازد.

دانش افزود: برای فیلمسازی با سبک تألیفی تثبیت‌شده، خروج از حاشیه امن و آزمودن شیوه‌های نو، همواره مخاطره‌آمیز است، اما فرهادی در این اثر، این ریسک را به موفقیتی در تبدیل سبک تبدیل کرده است.

در ادامه این نشست، محسن سلیمانی فاخر، نویسنده و منتقد سینما گفت: اگر از منظر ژیژک به فیلم نگاه کنیم، سه قلمرو خیالی، نمادین و واقع، دائماً در حال جابه‌جایی و نفوذ در یکدیگرند. امر خیالی را می‌توان در تصویر و تصوری دید که سیلویا از آدم‌ها و جهان پیرامونش می‌سازد؛ امر نمادین در زبان، نوشتن، نقش‌های اجتماعی، روابط و قراردادهایی حضور دارد که شخصیت‌ها را تعریف می‌کنند؛ و امر واقع همان چیزی است که در برابر روایت‌سازی و معنا دادن مقاومت می‌کند و مرز میان خیال و واقعیت را مختل می‌سازد.

وی افزود: در خوانش ژیژک از لاکان، نگاه کردن هرگز عملی خنثی و صرفاً بیرونی نیست. سیلویا از طریق تلسکوپ همسایگان را دید می‌زند، اما این عمل فقط مشاهده یک واقعیت موجود نیست؛ نگاه او با میل، توهم و ساختار ذهنی خودش آمیخته می‌شود و به‌تدریج واقعیتی را می‌سازد که قرار است درباره آن بنویسد.

سلیمانی فاخر ادامه داد: در اینجا می‌توان به مفهوم فانتزی در اندیشه ژیژک توجه کرد. فانتزی فقط چیزی نیست که ما در برابر واقعیت قرار می‌دهیم؛ فانتزی می‌تواند همان چارچوبی باشد که از طریق آن واقعیت را تجربه می‌کنیم. در «داستان‌های موازی»، خیال‌پردازی‌های نویسنده هنگامی که روی کاغذ می‌آیند و سپس توسط آدام به جریان می‌افتند، دیگر صرفاً تخیل باقی نمی‌مانند؛ بلکه وارد جهان شخصیت‌ها می‌شوند و مرز میان داستان و واقعیت را از درون متزلزل می‌کنند.

سلیمانی فاخر در پایان گفت: «اهمیت «داستان‌های موازی» در این است که فرهادی این‌بار دوربین را فقط به سوی جامعه و مناسبات اجتماعی نمی‌گیرد؛ بلکه خودِ سازوکار دیدن، روایت کردن و تولید واقعیت را به موضوع فیلم تبدیل می‌کند. در اینجا دیگر فقط نمی‌پرسیم چه اتفاقی افتاده است؛ باید دید چه کسی نگاه می‌کند، چه چیزی را می‌بیند، چگونه آن را روایت می‌کند و در نهایت چگونه همان روایت، واقعیت را تغییر می‌دهد.

این نشست با بحث و تبادل نظر درباره نسبت واقعیت و خیال، نگاه و میل، روایت و حقیقت و همچنین جایگاه «داستان‌های موازی» در مسیر تحول زبان سینمایی اصغر فرهادی ادامه یافت.

وی افزود: در فیلم با سه روایت مجزا روبه‌رو هستیم که با تداخل در یکدیگر جهان فیلم را می‌سازند؛ روایت سیلویا که با مایه‌هایی از زندگی خانوادگی خود وقایع آپارتمان روبه‌رو را روایت می‌کند، روایت آدام و در نهایت خط داستانی بنیتای واقعی که مستقل از تخیلات نویسنده و همخانه موقتش شکل می‌گیرد.

سلیمانی فاخر در ادامه با تکیه بر سه‌گانه خیالی، نمادین و واقعی در اندیشه لاکان و خوانش اسلاوی ژیژک در کتاب «کژنگریستن»، گفت: در «داستان‌های موازی»، نگاه سیلویا از طریق تلسکوپ صرفاً مشاهده واقعیت نیست، بلکه میل و خیال او را وارد زندگی دیگران می‌کند. از این منظر، فانتزی به چارچوبی تبدیل می‌شود که واقعیت از طریق آن تجربه و حتی بازنویسی می‌شود و همین امر مرز میان واقعیت و روایت را مختل می‌کند.

وی افزود: در این فیلم، قدرت نیز تنها امری بیرونی نیست، بلکه به درون میل، سکوت، اضطراب و خودسانسوری شخصیت‌ها نفوذ کرده و رفتار آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در پایان نشست نیز درباره نسبت خیال و واقعیت، نگاه و میل، روایت و حقیقت و جایگاه «داستان‌های موازی» در مسیر تحول زبان سینمایی اصغر فرهادی بحث و تبادل نظر شد.

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 217585 و در روز چهارشنبه ۱ مهر ۱۴۰۵ ساعت 13:45:26
2026 copyright.