«پرده آخر»؛ نمونه‌ای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی

در روز ملی سینما، نسخه اصلاح و مرمت‌شده فیلم ماندگار «پرده آخر» ساخته واروژ کریم مسیحی، شنبه، ۲۱ شهریورماه با حضور علی ژکان فیلمنامه‌نویس و کارگردان مطرح سینمای ایران در سالن «سینماتوگراف» موزه سینمای ایران به نمایش درآمد.
به گزارش سینماسینما، در ابتدای نشست، بهناز شیربانی، مجری برنامه ضمن عرض خیر مقدم به حضار گفت: روز ملی سینما بر همه شما مبارک. خیلی خوشحالم که پنج روز در کنار هم بهترین آثار سینمای ایران را مرور کردیم، از ناصر تقوایی تا امیر نادری، علی حاتمی، داریوش مهرجویی و امشب که «پرده آخر» به کارگردانی واروژ کریم مسیحی عزیز را می بینیم. ای کاش استاد کریم مسیحی امشب کنار ما بود تا فیلم را با هم‌ ببینیم. مطمئن هستم که با دیدن نسخه مرمت‌شده «پرده آخر» بسیار هیجان‌زده خواهید شد چرا که نسخه بی‌نظیری از این اثر نمایش داده می شود.
او افزود: در ادامه، از تلاش‌های لادن طاهری مدیر فیلمخانه ملی ایران قدردانی می‌کنم که بی‌وقفه کوشیدند در این هفته که به اسم سینما نام‌گذاری شده است، بهترین آثار سینمای ایران را ببینیم. از تلاش های مدیرعامل موزه سینمای ایران فاطمه محمدی برای نمایش فیلم ها بسیار سپاسگزارم.همچنین، از منوچهر شاهسواری رییس هیات مدیره موزه سینمای ایران و دکتر اسماعیلی و دکتر سجادی از اعضای هیئت مدیره و تمامی همکارانم در موزه سینمای ایران ممنونم که بسیار همدلی کردند برای اینکه این برنامه‌ها در پنج روز به بهترین شکل اجرا شود. در نهایت، از همه شما سپاسگزارم که افتخار دادید و این روزها در کنار ما بودید.
شیربانی سپس از علی ژکان دعوت کرد تا پشت تریبون قرار بگیرد.
علی ژکان در سخنان ابتدایی، راجع به ویژگی‌های آثار دهه ۶۰ شمسی سینمای ایران عنوان کرد: سینما در آن‌زمان تازه داشت هویت جدیدی پیدا می‌کرد. اگر به شکل دهه‌ای به سینمای ایران نگاه نکنیم و یک نگاه مستمر داشته باشیم، سینمای ایران همیشه گرفتار وضعیت تامین بودجه و مسئله اقتصاد و سیاست بوده؛ به طوری که این دو عامل همواره بر مسائل فرهنگی ما از جمله فعالیت‌های سینمایی سیطره داشته است. با اقتصاد دولتی، آثاری تولید شد و من هم یکی از افرادی بودم که در سال ۱۳۶۳، اولین فیلم خودم را با بودجه دولتی ساختم. پس دومین ویژگی سینمای آن دهه را می‌توان جستجوی سینمای اسلامی نامید، چه از سوی فارابی و چه از سوی حوزه هنری که در واقع، در یک نوع رقابت و دودستگی با هم قرار داشتند. این روند ادامه داشت تا اینکه نوبت به سومین مولفه رسید که بحث جنگ است. این جنگ که بین ایران و عراق رخ داد، منجر به ایجاد سینمای دفاع‌مقدس شد ، چون ضرورت و نیاز آن وجود داشت. این جریان در کل دهه ۶۰ ادامه یافت تا اینکه در سال‌های پایانی این دهه، واروژ کریم مسیحی «پرده آخر» را می‌سازد.
این کارگردان، «پرده آخر» را نمونه‌ای از یک فیلم ایرانی در ژانر پلیسی و معمایی توصیف کرد: از نظر من، «پرده آخر» مولفه‌های سینمای آلفرد هیچکاک را داراست که شامل بحث توطئه و دست به یکی کردن علیه قهرمان فیلم می‌شود. حُسنی که این فیلم دارد این است که اگر از منظر ژانر و به عنوان یک فیلم معمایی به آن نگاه کنیم، توانسته است این مولفه‌های ژانری را ملی کند. در «پرده آخر» برای اولین بار شاهد یک فیلم سینمایی خوش‌ساخت هستیم که بوی ایران و بوی وطن را می‌دهد و در طراحی صحنه و لباس به دوره قاجار و پهلوی ارجاع دارد؛ به طوری که موفق می‌شود یک فیلم پلیسی خوب بسازد. قبل از این فیلم، در این ژانر سابقه خوبی نداشته‌ایم و بهترین فیلم‌هایی که از این نوع ساخته شده‌اند، متعلق به ساموئل خاچیکیان در دهه ۳۰ شمسی است که مورد استقبال هم قرار گرفت. در واقع، تمام آن فیلم‌ها گرته برداری از فیلم‌های خارجی بود و هنوز آن شمایل ایرانی را پیدا نکرده و مال ما نشده بود. به نظر من، «پرده آخر» موفق به ساخت این فضا شد. این مهم‌ترین ویژگی«پرده آخر» است.
او درباره ارزیابی خودش از این فیلم به لحاظ فنی این‌گونه اظهار داشت: آنچه که برای من جالب است این است که یک فیلم‌ساز در یک شکل تئاتری موفق به ساخت فیلمی سینمایی می‌شود. به صورتی که دکوپاژها سینمایی است ولی جنس تئاتر در فیلم وجود دارد . از آنجایی که کل فیلم در یک خانه قدیمی می‌گذرد، آنهایی که دست‌اندرکار ساخت فیلم هستند، می‌دانند که خیلی سخت است که در یک جای محدود مثل خانه ای که در فیلم«پرده اخر» می بینید، بتوانید یک فیلم زنده، پویا و پرتحرک خلق کنید. اصلا کار ساده‌ای نیست و حتی در جهان هم معدود‌ فیلم‌سازانی موفق به کسب چنین دستاوردی شدند که کارهای تئاتری را فیلم کنند و فیلم هم موفق باشد. برای نمونه، می‌توان از اورسون ولز مثال زد. این بارزترین خصوصیت فنی «پرده آخر» است و از نظر من، می‌تواند یک الگوی خوب برای رسیدن به یک دکوپاژ سینمایی قابل‌قبول و ساخت یک فیلم خوب در یک محیط محدود و بسته باشد بدون اینکه به سمت تله تئاتر شدن برود. لازم به ذکر است که در بخش میزانسن، حرکت بازیگران بسیار خوب طراحی شده و بازی‌های خوبی از بازیگران گرفته است.
این فیلمنامه‌نویس راجع به شخصیت واروژ کریم مسیحی گفت: واروژ یک ایرانی تمام عیار است، انقدر که گاهی فراموش می کنیم ارمنی است و تسلط خوبی به مسائل فرهنگی ایران دارد. از منظر شخصی هم بسیار آدم کوشایی است و یکی از بهترین دستیاران کارگردان سینمای ایران به شمار می‌رود که با فیلم‌سازان بزرگ این عرصه همکاری داشته است. اگر غیبت نباشد، فکر می‌کنم به صورت پنهانی، خیلی جاها بعضی از فیلم‌ها را ایشان ساخته ولی خب، عنوانش دستیار کارگردان بوده است. آدم تلاشگر و کارکشته ای است که به طور رسمی، از سال ۱۳۵۰، با دستیار کارگردانی بهرام بیضایی در «رگبار» شروع به فعالیت کرد و سپس با بهترین فیلم‌سازان به عنوان دستیار و برنامه‌ریز کار کرد تا اینکه در سال ۱۳۶۹، اولین فیلم خودش را بسازد. او همیشه می‌خواسته که فیلم بسازد ولی شرایط مناسب فراهم نمی‌شد تا اینکه با همیاری دوستان و آشنایان، موفق به ساخت دومین فیلمش به نام «تردید» می‌شود که اقتباسی از «هملت» ویلیام شکسپیر است. بعد از آن هم دیگر فرصت ساخت فیلم پیدا نکرد و اینکه چرا موفق به ادامه این مسیر نشد، به طور خلاصه می‌گویم که سینمای ایران گرفتار یک نوع بخش خصوصی منفعت‌طلب شد که دنبال خالی کردن جیب مخاطبان با فیلم‌های بی‌کیفیت بود و این در جدال با سینمای فرهنگی و جدی است. این صحبت هم فقط محدود به واروژ نمی‌شود.

نمایش «پرده آخر» بخشی از برنامه نمایش آثار شاخص و مرمت‌شده سینمای ایران است که به مناسبت روز ملی سینما و با همکاری فیلمخانه ملی ایران تدارک دیده شده است.
«پرده آخر»محصول سال ۱۳۶۹ است و جمشید هاشم پور، فریماه فرجامی، سعید پورصمیمی، داریوش ارجمند، نیکو خردمند و ماهایا پطروسیان در آن ایفای نقش کرده اند.

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 217399 و در روز یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ ساعت 16:39:48
2026 copyright.