«قلب هیولا» با بازی برد پیت بهترین فیلم دیوید آیر از نظر نقدهای دریافت شده است که از «خشم» فیلم قبلی این ۲ نیز پیشی گرفت.
به گزارش سینماسینما، «قلب هیولا»، فیلمی درباره بقا با بازی برد پیت و با حضور یک سگ، قرار است جمعه این هفته به سینماها بیاید. این فیلم به کارگردانی دیوید آیر، از حضور در جشنوارهها خودداری کرد و به جای آن هفته پیش یک نمایش جهانی کمسروصدا را در نشویل برگزار کرد.
با نمایش این فیلم برای مطبوعاتیها و برداشته شدن ممنوعیت نقد و بررسی، نقدها بسیار خوب هستند، یا حداقل بسیار بهتر از دیگر فیلمهای دیوید آیر که شایسته آن هم هست.
این فیلم در حال حاضر امتیاز ۹۶ درصد در راتن تومیتوز و ۷۰ در متاکریتیک را دارد. اگر این امتیازها حفظ شوند، به راحتی بهترین فیلم دوران حرفهای آیر خواهند بود. «پایان نگهبانی» این کارگردان با ۸۵ درصد و ۶۸ امتیاز و «خشم» با ۷۶ درصد امتیاز و ۶۴ امتیاز در حال حاضر بهترین فیلمهای او هستند.
فیلمنامه «قلب هیولا» که توسط کامرون الکساندر تازهکار نوشته شده است، داستان یک سرباز سابق نیروهای ویژه ارتش (پیت) و سگ جنگی بازنشستهاش را دنبال میکند که پس از سقوط هواپیما در اعماق طبیعت وحشی آلاسکا، برای بقا میجنگند. جی. کی. سیمونز نقش فرعی کوچکی در این فیلم دارد.
نقدها بیش از هر چیز بر سگ ژرمن شپرد که نقش اودین، سگ جنگی، را بازی میکند و پیوند او با جیمز (پیت) متمرکز هستند و در عین حال بازی برد پیت توجه زیادی را به خود جلب کرده است و برخی این فیلم را مدرکی از قدرت ماندگار او به عنوان یک ستاره خواندهاند.
دیوید آیر هم برای کارگردانی مطمئن و کارآمد و اجرای سریع در طول ۱۰۱ دقیقه، نقدهای خوبی دریافت کرده است و بسیاری از منتقدان آن را بهترین کار او از زمان «خشم» میدانند.
پیت و آیر پیش از این در سال ۲۰۱۴ در فیلم «خشم» همکاری کرده بودند که فیلمی جنگی از جنگ جهانی دوم بود و بیش از ۲۰۰ میلیون دلار فروش کرد. «خشم» بهترین فیلمی است که آیر ۵۸ ساله ساخته و در کارنامهای که شامل «روزگار خشن»، «سلاطین خیابان»، «پایان کشیک»، «خرابکاری»، «درخشان»، «حق حساب بگیر»، «زنبوردار» و «مرد کارگر» میشود، واقعاً بینظیر است. «جوخه انتحار» هم هست که آیر آن را تأئید نکرده است و تلاش کرده تا تدوین نسخه کارگردان خودش را منتشر کند.
اوون گلیبرمن منتقد ورایتی درباره فیلم نوشته است: در «قلب هیولا»، برد پیت کاری را انجام میدهد که بسیاری از بازیگران ممکن است در حماسهای از یک انسان و سگش در طبیعت وحشی نتوانند آن را به خوبی انجام دهند: او بازی خودش را ارائه میکند. شخصیت او، جیمز بلمونت، یک افسر بازنشسته نیروهای ویژه است که در ماموریتهای زیادی شرکت کرده است. (فلشبکهایی از جنگ به جایی شبیه افغانستان یادآور این امر است.)
در سکانس آغازین، او در حال هدایت یک هواپیمای کوچک در کوههای دیدنی آلاسکا است، سگ او اودین، کنارش است. اودین زخمهای متعددی از جنگ دارد، دندانهایش تیتانیومی است و تنها سه پا (یک پای مصنوعی) دارد. اودین یک سگ جنگی است که از وقتی توله بوده با جیمز بزرگ شده و در جنگهای زیادی با جیمز همراه بوده است و پیت میتواند عشق و اعتمادی را که جیمز و سگ دارند، به شما نشان دهد. جیمز کهنهکار فردی هوشیار، خاکستری، کمحرف، کاردان، کمی بیش از حد راضی از تنها بودن است و این شکلی است که از جنگ پذیرفته است.
در آغاز برای مدتی، ما از همه چیز لذت میبریم: عظمت آسمانها و جنگلها و دریاچهها و صخرههای پوشیده از برف (فیلم در نیوزیلند فیلمبرداری شده است)، سکوت سوررئال، پیادهروی در جنگل، آرامش چادر زدن در ساحل زیر ستارهها، دنج بودن آتش، ماهیگیری، ریختن قهوه بخارپز از قوری حلبی و …
پیت با ظاهری جدید با خالکوبی یک قطبنما زیر گوش چپش، نقش مردی مانند همینگوی را بازی میکند. جیمز چنان در این طبیعت بکر جا افتاده است که ما هم احساس راحتی میکنیم. شخصیت او هیچ آسیب روانی آشکاری از جنگ نشان نمیدهد ولی تجربه جنگی او را در همان مقدمه فیلم حس میکنید: اشتیاق او به انزوا.
آیر و پیت (هر ۲ تهیهکننده فیلم) با هم همکاری کردهاند تا چیزی بسازند که از نظر شکل و روح، چندان از یک فیلم قدیمی دیزنی دور نیست، اما شگفتی واقعی «قلب هیولا» این است که خیلی خوب ساخته شده است. آیر از استعداد و حتی سلیقهاش در خشونت بهره میبرد تا داستانی از بقا را خلق کند که باعث میشود درد، ترس و سختی و خطراتی را که برای نبرد با طبیعت لازم است، حس کنیم.
حس میکنیم قرار است مشکلی پیش بیاید و در نهایت جیمز و اودین، بدون هواپیما، برای زنده ماندن و رسیدن به جاده باید از میان جنگل و کوه و دشت، عبور و در این مسیر حماسه انسان در مقابل طبیعت را خلق کنند. طبیعتی که بخشنده نیست و از خرس گریزلی تا گرگهای زوزهکش و پلی ساخته شده از تنه درخت که ۲ سمت صخرهای را روی یک رودخانه خروشان به هم وصل میکند، سر راه آنها قرار میدهد.
برد پیت قدرت و حس شوخطبعی یک بازمانده را به نمایش میگذارد، که قهرمانانه است اما هرگز فراانسانی نیست و وقتی فکر میکند اودین را از دست داده و معلوم میشود که اینطور نیست، با قدردانی گریه میکند.
راهی برای خلاصه کردن «قلب هیولا» وجود دارد: یک فیلم فوقالعاده است، برد پیت هم فوقالعاده خوب است و بازی سگی که نقش اودین را بازی میکند هم فوق العاده است. این فیلم در واقع پیوند قلب ۲ هیولا را تصویر میکند.
منبع: مهر به نقل از ورایتی