«زن ناشناس»؛ داستانی از روزهای آزادی دانمارک در سال ۱۹۴۵

سینماسینما، محمد حقیقت- ونیز؛ امسال از بین ۲۱ فیلم مسابقه تنها یک کارگردان زن با فیلمی بلند و داستانی درخشان و خوش ساخت «زن ناشناس» پذیرفته شده بود ولی در آخرین لحظات قبل از شروع جشنواره، مدیر جشنواره البرتو باربرا یک فیلم بلند مستند اسراییلی که بطور مشترک توسط خانم راشل سور و یوال‌ آبراهام ساخته شده بود را اضافه کرد.

در شب اختتامیه، هر دو فیلم جایزه گرفتند؛ اولی به شایستگی شیر طلا دریافت کرد و دومی از نظر ساخت سینمایی خیلی معمولی و فقط پرحرف اما افشاگرانه است و تنها جنجال‌های سیاسی برپا می‌کند. ونیز ۲۰۲۶ در مجموع بیشتر از سالهای قبل چه در انتخاب فیلم‌ها و چه در هیاهویی که در مدت زمان جشنواره برپا بود، سیاسی تلقی شد. البته انتخاب هییت داوران که برخی از آثار اجتماعی متعهدانه در کارنامه خود دارند نیز انتظار ها را در دادن جوایز به فیلم های سیاسی بالا برده بود. شیر طلای امسال بر خلاف سال گذشته که به «خواهر، برادر، پدر، مادر» از جیم جارموش، خیلی متوسط داده شد، امسال شیر بسیار قدرتمند، بجا، و تحسین بر انگیز عمل کرد.

برنده شیر طلا خانم می ال توکی (برخی نام وی را ال توخی تلفظ می‌کنند) ۴۹ سال دارد. اگر چه اصلیت مصری دارد از نوجوانی در دانمارک زندگی و تحصیل کرده و امروزه کارگردان دانمارکی به حساب می‌آید. وی در سال ۲۰۰۲ از مدرسه عالی «هنرهای صحنه» در دانمارک مدرک خود را گرفت و سپس وارد مدرسه سینمایی همین کشور شد که در سال ۲۰۰۹ آن را به پایان رساند. مدتی در رادیو و تلویزیون برنامه‌هایی اجرا کرد و چند فیلم کوتاه نیز کارگردانی کرد. از فیلم‌های بلند او که مورد توجه قرار گرفته، می‌توان به Dronningen در سال ۲۰۱۹ و «فریاد گرگ» در سال ۲۰۲۰ اشاره کرد. تازه‌ترین اثر وی «زن ناشناس» در مسابقه ونیز پذیرفته شد و دو جایزه بهترین بازیگر زن (متیلد ارسل) و همچنین «شیر طلا» را بدست آورد. در‌ زیر خلاصه‌ای از گفتگو با برنده شیر طلا را می‌آوریم که وی به نکات قابل توجهی اشاره دارد.

این اثر مورد پسند منتقدان و تماشاگران هم قرار گرفته بود

+ خانم می ال توخی توضیح می‌دهد: سوژه «زن ناشناس» به روزهای آزادی در سال ۱۹۴۵ دانمارک باز می‌گردد، به زمانی که اروپا سرانجام از سلطه نازی‌ها رهایی یافت. در بحبوحه آن جشن‌های پر شور، اقدامات انتقام جویانه بی رحمانه‌ای رخ داد. در آن زمان گاهی زنانی بودند که با برخی سربازان المانی رابطه عاشقانه داشتند. من روی این فصل تاریک تمرکز کرده ام.

– ایده اولیه و اینکه شما نقطه نظر ‌خود را روی بدن زن در این اثر قرار داده اید از کجا ناشی می شود؟

+ این موضوع حاصل پژوهش‌ های گسترده من درباره زنان دانمارکی است که با سربازان المانی رابطه داشتند. من عمدتا به آثار «انت وارینگ » استاد تاریخ که سالها وضعیت این زنان را مطالعه کرده است رجوع کردم. همچنین فرصت این را یافتم که با تعدادی از آنان که هنوز در قید حیات بودند گفتگو کنم، بدن زن به عنوان یک «عرصه عمومی» و در دوران جنگ، به‌مثابه نبردی بی قانون، تبدیل شده که همگی در طول تاریخ توصیف شده‌اند. بدن زن همواره به چشم نمادی از هویت ملی، و قلمرو ملی نگریسته شده است. آنها در هفته‌های نخست پس از آزادسازی مملکت این را تجربه کرده‌اند و این یکی از مضامین اصلی فیلم است.

-زن اصلی داستان در آستانه ازدواج با مردی بیوه و مرفه از طبقه متوسط رو به بالا است که سالها از او بزرگتر است. این ازدواج نه از روی عشق ، بلکه برای دستیابی به امنیت و آسایش صورت می‌گیرد که کمی یادآور فیلم «روز خشم» ساخته کارل درایر است، اینطور نیست؟

+به نکته درستی اشاره کردید. او در خلق جهانی مینیمالیستی مر ا مجذوب کرده بود. طراحی صحنه حال و هوای شبیه به صحنه تئاتر و سبک کلاسیک یونانی دارد، این رویکرد گویی کیفیتی اسطوره‌ای به شخصیت‌ها می‌بخشد، من فیلمنامه را با همکاری مارن لوییز کنه نوشتم و بدنبال خلق فضایی بودیم که گویی دو هزار سال پیش نیز جریان داشته است ولی حالت جهان شمول پیدا کرده است.

-تصاویر آن آزادسازی در سال ۱۹۴۵ برای بسیاری خیلی عزیز و حتی تقریبا مقدس بوده است. با گذشت زمان، دیدگاه‌های تازه پدید آمده، نظر شما درباره کنار گذاشتن نگاه رومانتیک و آرمانگرایانه به آن روزهای شگفت انگیز که پایان بخش پنج سال وحشت و هراس از رژیم دیکتاتوری‌ بود، چیست؟

+به گمان من به نقطه‌ای رسیده‌ایم که می‌توانیم داستان‌های جنگ جهانی دوم را روایت کنیم و پیچیدگی‌های آن دوران را به تصویر بکشیم. آن زمان تازه از شر دیکتاتوری رها شده بودیم و نیاز به تقویت حس ملی گرایی وجود داشت، اما اکنون ۸۰ سال از آن گذشته است، احساس می‌کنم آماده‌ایم تا به جنبه‌های پیچیده آن دوران بپردازیم.

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 217393 و در روز یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ ساعت 16:20:45
2026 copyright.