سینماسینما، گردآوری و ترجمه: مهگان فرهنگ
خاویر باردم درباره مادرش، پیلار باردم: «خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد؛ در محیطی که برای حساسیت و همدلی اهمیت قائل بود. دیگران چنین شانسی نداشتهاند.»
گوستاوو ایگروئلا، روزنامهنگار و نویسنده حوزه رسانههای دیجیتال است و سابقه بیش از ۲۰ سال فعالیت در رسانههای دیجیتال را دارد. او این گفتگو را برای وبسایت Esquire تهیه کرده است.
نقش او در فیلم «معشوق» El ser querido باعث شده است بار دیگر به تربیتی که در خانه دریافت کرده فکر کند و از نوعی نگاه به مردانگی دفاع کند که در آن، آسیبپذیری جایگاه مهمی دارد.
بازگشت به جایی که همهچیز از آن آغاز شده، همیشه به معنای بازگشت به خانه نیست. برای استبان مارتینس، کارگردان افسانهای سینما که خاویر باردم در تازهترین فیلمش، El ser querido، نقش او را بازی میکند، این بازگشت به معنای روبهرو شدن با تمام چیزهایی است که سالها تلاش کرده از آنها فرار کند: گذشتهای خشونتآمیز، تصمیمهایی که گرفته و زخمهایی که هم به دیگران و هم به خودش وارد کرده است.
استبان برای فیلم جدیدش تصمیم میگیرد نقش اصلی را به دخترش «امیلیا» ــ با بازی ویکتوریا لوئنگو ــ پیشنهاد کند. در ظاهر، هدفش این است که دوباره به حرفه بازیگری دخترش رونق بدهد، اما در پس این تصمیم، میل پنهانی برای بازیابی صمیمیتی وجود دارد که سالهای زیادی میان آنها از بین رفته است.
این روند، شخصیت باردم را مجبور میکند با بخشی از وجود خودش روبهرو شود که ترجیح میدهد پنهان نگه دارد؛ بخشی که با اعتیاد و ناتوانی آشکار او در پذیرفتن اشتباهات خودش ارتباط دارد. تا زمانی که نتواند بر این مشکلات غلبه کند و زخمهای گذشته را التیام دهد، رسیدن به آشتی که آرزویش را دارد ممکن نخواهد بود.
داستان «معشوق»/ El ser querido باعث شد خاویر باردم در گفتوگوی مفصل ما برای شماره سپتامبر مجله Esquire درباره دشواریهایی صحبت کند که هنوز برخی مردان در پذیرش آسیبپذیری، اعتراف به اشتباهات و بیان احساسات خود دارند؛ گویی انجام این کارها قدرت یا آن تصور نادرست از مردانگی را زیر سؤال میبرد.
این موضوع، مشهورترین بازیگر اسپانیایی در سطح بینالمللی را مستقیماً به یاد تربیتی انداخت که خودش در خانه دریافت کرده بود.
باردم هنگام صحبت درباره حساسیت و همدلی، ناگزیر به مادرش، پیلار باردم، فکر میکند. این بازیگر نهتنها یکی از چهرههای اساسی خانواده بود، بلکه از مهمترین افرادی محسوب میشد که بر شیوه ارتباط خاویر با دیگران و درک او از برخی احساسات تأثیر گذاشت.
باردم در گفتوگوی ما توضیح داد که بازگشت استبان بسیار فراتر از یک جابهجایی فیزیکی ساده است:
بهاصطلاح، به محل جرم بازمیگردد؛ به تمام چیزهایی که پشت سر گذاشت، چیزهایی که رها کرد، معنایی که آن مکان برایش داشت و به خشنترین بخش گذشتهاش. این خشونت فقط متوجه بیرون نبود، بلکه علیه خودش هم بود؛ از طریق اعتیاد و شیوهای که خودش را مجازات میکرد.
در طول فیلم میبینیم که استبان با هدف پایان دادن به یک دوره از زندگیاش بازمیگردد، اما خیلی زود متوجه میشود که نمیتواند صرفاً با پشت سر گذاشتن اتفاقات گذشته، پرونده آنها را ببندد.
از نظر باردم، هر تلاشی برای آشتی و ترمیم، الزاماً باید با پذیرفتن پیامدهای اعمال خود همراه باشد:
برمیگردد تا سعی کند آن گذشته را آرام کند، اما تا زمانی که عدالت اجرا نشده باشد، آرام کردن هیچچیز ممکن نیست. و عدالت از پذیرفتن تقصیر و به رسمیت شناختن تأثیری که اعمالت بر دیگران گذاشتهاند آغاز میشود.
اینجاست که یکی از جنبههای مورد علاقه باردم در این شخصیت مطرح میشود: دشواری برخی مردان در پذیرفتن این واقعیت که آسیبناپذیر نیستند.
منظورم همین دشواری است که نوع خاصی از مردان در پذیرفتن شکستپذیری، نقص یا ضعف خود دارند.
باردم این مسئله را فقط از منظر داستان فیلمی که رودریگو سوروگوین کارگردانی کرده بررسی نمیکند. تجربه شخصی خودش نیز باعث شده بر اهمیت تربیتی که در خانه دریافت کرده و بهویژه تأثیر مادرش تأکید کند:
من خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد؛ در محیطی که برای حساسیت و همدلی اهمیت قائل بود. دیگران چنین شانسی نداشتهاند.
باردم معتقد است بزرگ شدن در محیطی که چنین ویژگیهایی در آن ارزشمند تلقی میشدند، امتیازی بود که نصیب همه نشده است: بعضیها در فضایی بستهتر و خشکتر بزرگ شدهاند و آن وضعیت را با امنیت، استواری یا قدرت اشتباه گرفتهاند. این مسئله درد زیادی برای اطرافیان ایجاد میکند.
او در مصاحبه حتی یک قدم فراتر میرود. از نظر باردم، صرفاً آگاه بودن از مشکلات مرتبط با تربیت و الگوهای مردانگی کافی نیست. باید برای حل آنها اقدام کرد و مشخصاً نشان داد چه بخشهایی همچنان دچار مشکل هستند:
فیلم مستقیماً درباره این موضوع نیست، اما با یک مشکل واقعی ارتباط دارد: آگاهی بهتنهایی کافی نیست؛ باید روی مسئله تمرکز کرد، آن را محکوم کرد و پذیرفت که نظام تربیتی در کجا دارد شکست میخورد. امروز هم مردانی که بسیار از من جوانترند همچنان مرتکب جرایم ناشی از خشونت مردسالارانه علیه زنان میشوند و فهم این مسئله برای من واقعاً بسیار دشوار است.
پیلار باردم، مادر خاویر باردم، بازیگر اسپانیایی، در در ۱۴ مارس ۱۹۳۹ در سویا، اسپانیا، متولد شد و در ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۱ در ۸۲سالگی درگذشت. پیلار باردم از اعضای یکی از خانوادههای شناختهشده هنری اسپانیا بود و بخش بزرگی از زندگی حرفهای خود را در سینما، تئاتر و تلویزیون گذراند.
پدرش رافائل باردم و مادرش ماتیلده مونیوس سامپدرو، بازیگر بود. برادر او نیز خوان آنتونیو باردم، از کارگردانان مطرح سینمای اسپانیا بود.
فعالیت حرفهای پیلار باردم از دهه ۱۹۶۰ آغاز شد. او طی دوران کاری خود در بیش از ۸۰ فیلم، ۴۳ اثر تئاتری و ۳۱ نقش تلویزیونی حضور یافت. او در سال ۱۹۹۶ جایزه گویا برای بهترین بازیگر زن نقش مکمل را به همراه داشت.
پیلار باردم همچنین مادر سه فرزند بود که هر سه وارد عرصه بازیگری شدند: کارلوس باردم، مونیکا باردم و خاویر باردم. پیلار باردم علاوه بر جایگاهش بهعنوان عضوی از یک خاندان باسابقه هنری، با چندین دهه فعالیت مستمر در سینما، تئاتر و تلویزیون، خود نیز چهرهای مهم در عرصه بازیگری اسپانیا به شمار میرفت.
- منابع:
- https://www.sensacine.com/actores/actor-23564/biografia/
- https://www.esquire.com/es/actualidad/cine/a73529161/javier-bardem-madre-pilar-bardem-educacion-sensibilidad-empatia/
- https://www.rtve.es/play/noticias/20260717/pilar-bardem-aniversario-muerte-legado-hijos/17159971.shtml