۲۰ سریال غیرانگلیسی‌زبان برگزیده سال‌های اخیر

سینماسینما، علی افتخاری

در دو دهه گذشته، تلویزیون بیش از هر زمان دیگری از مرزهای جغرافیایی عبور کرده است. زمانی اگر کسی به دنبال بهترین سریال‌های جهان بود، تقریباً تمام پیشنهادها به آثار آمریکایی و بریتانیایی ختم می‌شد، اما امروز، تولیدات کشورهای مختلف نشان داده‌اند که زبان، مانعی برای روایت داستان‌های بزرگ نیست.

دانمارک، اسپانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان، ایسلند و بسیاری از کشورهای دیگر، در سال‌های اخیر آثاری خلق کرده‌اند که نه‌تنها مخاطبان داخلی، بلکه میلیون‌ها بیننده در سراسر جهان را مجذوب خود کرده‌اند.

هدف این گزارش معرفی همین آثار است؛ سریال‌هایی که شاید کمتر از تولیدات آمریکایی یا بریتانیایی درباره آن‌ها شنیده باشیم، اما از نظر کیفیت، نویسندگی، کارگردانی و بازیگری چیزی از بهترین آثار جهان کم ندارند.

این فهرست قصد ندارد مجموعه‌ای از «محبوب‌ترین» یا «پربیننده‌ترین» سریال‌ها را معرفی کند؛ بلکه به سراغ آثاری می‌رود که ارزش صرف زمان دارند و پس از پایان هر قسمت، چیزی فراتر از سرگرمی برای مخاطب به‌جا می‌گذارند.

معیار انتخاب مجموعه‌ها این بوده است که نخستین فصل آن‌ها از سال ۲۰۲۰ به بعد منتشر شده باشد، به زبانی غیر از انگلیسی ساخته شده باشند، در وب‌سایت آی‌ام‌دی‌بی تا لحظه تنظیم گزارش دست‌کم پنج هزار رأی و امتیاز ۷ از ۱۰ یا بالاتر کسب کرده باشند و در کنار استقبال مخاطبان، از سوی منتقدان در راتن تومیتوز یا متاکریتیک نیز بازخورد مثبتی دریافت کرده باشند. همچنین برای حفظ تمرکز بر تولیدات کمتر دیده‌شده، سریال‌های کره‌ای، ترکی و هندی در این فهرست قرار نگرفته‌اند.

ترتیب معرفی سریال‌ها بر اساس تعداد رأی‌دهندگان در آی‌ام‌دی‌بی است و به معنای رتبه‌بندی کیفی آثار نیست؛ چراکه تعداد مخاطبان، تنها یکی از معیارهای سنجش موفقیت یک اثر است. هدف، معرفی مجموعه‌ای از سریال‌های ارزشمند سال‌های اخیر است.

تمام سریال‌های این فهرست از طریق نتفلیکس در دسترس مخاطبان قرار گرفته‌اند؛ موضوعی که بار دیگر نقش این پلتفرم را در جهانی‌شدن تولیدات تلویزیونی غیرانگلیسی‌زبان نشان می‌دهد.

در ادامه، ۲۰ سریال غیرانگلیسی‌زبان را مرور می‌کنیم که هر یک به دلیلی متفاوت، ازجمله آثار قابل‌توجه تلویزیونی سال‌های اخیر به شمار می‌روند.

 

لوپن (Lupin)

سال انتشار: – ۲۰۲۱
تولید: فرانسه، آمریکا
زبان: فرانسوی
ژانر: جنایی، معمایی، اکشن، تریلر، درام
ساختار: سریال (۳ فصل، ۱۷ قسمت)
وضعیت: ادامه دارد
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۵ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۱۶۰ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: فصل ۱: ۹۸٪ | فصل ۲: ۹۶٪ | فصل ۳: ۱۰۰٪
امتیاز متاکریتیک: فصل ۱: ۸۲ از ۱۰۰ | فصل ۲: ۸۰ از ۱۰۰ | فصل ۳: ۷۶ از ۱۰۰

خلاصه داستان

آسان دیوپ، دزد جنتلمن، با الهام از آرسن لوپن، شخصیت افسانه‌ای ادبیات فرانسه، مجموعه‌ای از سرقت‌های پیچیده و هوشمندانه را طراحی می‌کند تا پرده از حقیقتی بردارد که سال‌ها پیش زندگی پدرش را نابود کرد.

توضیح

«لوپن» یکی از موفق‌ترین تولیدات بین‌المللی نتفلیکس و از مهم‌ترین عوامل جلب توجه مخاطبان جهانی به سریال‌های فرانسوی در سال‌های اخیر به شمار می‌رود. این مجموعه که با الهام از شخصیت کلاسیک «آرسن لوپن» اثر موریس لوبلان خلق شده، داستانی امروزی را با حال ‌و هوای رمان‌های کلاسیک با موضوع سرقت درهم می‌آمیزد. نتیجه، اثری پرتعلیق و سرگرم‌کننده است که از همان قسمت نخست مخاطب را با خود همراه می‌کند.

بخش مهمی از موفقیت سریال به نقش‌آفرینی عمر سی بازمی‌گردد که با کاریزما، شوخ‌طبعی و حضور تأثیرگذارش، شخصیت آسان دیوپ را به یکی از محبوب‌ترین قهرمانان تلویزیونی سال‌های اخیر تبدیل کرده است. طراحی هوشمندانه سرقت‌ها، ریتم مناسب روایت، استفاده جذاب از لوکیشن‌های پاریس و تلفیق معما با درام خانوادگی از دیگر نقاط قوت سریال به شمار می‌روند.

 

فراطبیعی (Paranormal)

سال انتشار: ۲۰۲۰
تولید: مصر
زبان: عربی
ژانر: فانتزی، ترسناک، معمایی، درام، تریلر
ساختار: سریال (۱ فصل، ۶ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۸ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۷۶ هزار رأی)

خلاصه داستان

در مصر دهه ۱۹۶۰، دکتر رفعت اسماعیل، هماتولوژیست مجرد و استاد دانشگاه قاهره، ناخواسته با مجموعه‌ای از رویدادهای فراطبیعی روبه‌رو می‌شود؛ اتفاقاتی که باورهای علمی و نگاه شکاکانه او به جهان را به چالش می‌کشد و او را وادار می‌کند با رازهایی فراتر از منطق روبه‌رو شود.

توضیح

«فراطبیعی» نخستین سریال عرب‌زبان مصری تولیدشده توسط نتفلیکس و یکی از مهم‌ترین تجربه‌های این پلتفرم در گسترش تولیدات منطقه‌ای به شمار می‌رود. این مجموعه با اقتباس از مجموعه رمان‌های پرفروش «ماوراءالطبیعه» نوشته احمد خالد توفیق، نویسنده برجسته مصری، ساخته شده است؛ مجموعه‌ای که با فروش بیش از ۱۵ میلیون نسخه، یکی از موفق‌ترین آثار داستانی در جهان عرب محسوب می‌شود.

داستان سریال، ماجراهای رفعت اسماعیل را دنبال می‌کند؛ پزشکی لاغراندام، بدبین، سیگاری و گرفتار بیماری‌های مختلف که به‌شدت به توضیح‌های علمی باور دارد، اما آرام‌آرام با اتفاقاتی مواجه می‌شود که دیگر نمی‌تواند آن‌ها را تنها با منطق و دانش توضیح دهد. جذابیت اصلی سریال بیش از آنکه در موجودات فراطبیعی و عناصر ترسناک باشد، در مسیر درونی این شخصیت و مواجهه او با ترس‌ها، تردیدها و گذشته‌اش شکل می‌گیرد.

احمد امین در نقش رفعت اسماعیل یکی از نقاط قوت اصلی مجموعه است. او شخصیتی را خلق می‌کند که برخلاف قهرمانان معمول، فاقد ویژگی‌های قهرمانانه کلاسیک است؛ مردی تنها، تلخ‌اندیش و سرشار از تناقض که به‌تدریج به شخصیتی دوست‌داشتنی برای مخاطب تبدیل می‌شود. طنز سیاه، مونولوگ‌های درونی رفعت و نگاه فلسفی او به زندگی، فضای متفاوتی به «فراطبیعی» بخشیده است. هر قسمت سریال به یک پدیده ماورایی متفاوت می‌پردازد، اما در کنار آن، روابط خانوادگی، عشق گذشته رفعت و کشمکش میان علم و باورهای ناشناخته نیز نقش مهمی در روایت دارند.

«فراطبیعی» اگرچه در کنار برخی آثار مشهور ترسناک نتفلیکس مانند «تسخیر در عمارت هیل» و «تسخیر در عمارت بلای» قرار می‌گیرد، اما هویت مستقلی دارد و بیشتر از آنکه صرفاً بر ایجاد ترس تکیه کند، درباره تنهایی انسان، مواجهه با ناشناخته‌ها و محدودیت‌های عقل در برابر جهان پیچیده پیرامون ماست.

 

مرد بلوطی (The Chestnut Man)

سال انتشار: ۲۰۲۶۲۰۲۱
تولید: دانمارک
زبان: دانمارکی
ژانر: جنایی، معمایی، تریلر، درام
ساختار: سریال (۲ فصل، ۱۲ قسمت)
وضعیت: فصل دوم منتشر شده
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۶ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۶۹ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: ۱۰۰٪

خلاصه داستان

پس از کشف جسد یک زن که به شکل فجیعی به قتل رسیده، در یک زمین بازی در کپنهاگ، بازرس نایا تولین و مارک هس، مأمور سابق یوروپل، پرونده‌ای پیچیده را دنبال می‌کنند. در کنار جسد، عروسکی ساخته‌شده از بلوط پیدا می‌شود که ارتباطی مرموز با ناپدید شدن دختر وزیر امور اجتماعی در سال گذشته دارد.

توضیح

«مرد بلوطی» یکی از موفق‌ترین نمونه‌های موج جدید سریال‌های جنایی اسکاندیناویایی و ادامه‌دهنده سنت «نوآر نوردیک» است؛ ژانری که با فضاسازی سرد، شخصیت‌های خاکستری و پرداختن به تاریکی‌های پنهان جوامع ظاهراً آرام شمال اروپا شناخته می‌شود.

این سریال بر اساس رمان پرفروش سورن سوئیستروپ، نویسنده فیلمنامه سریال تحسین‌شده «قتل»، ساخته شده است. داستان با یک پرونده قتل تکان‌دهنده آغاز می‌شود، اما به‌تدریج لایه‌های اجتماعی و انسانی آن آشکار می‌شود؛ از پیامدهای آسیب‌های دوران کودکی گرفته تا پرسش درباره مسئولیت جامعه در قبال افراد آسیب‌پذیر.

دانیکا کورچیچ در نقش نایا تولین و میگل بو فولسگورد در نقش مارک هس، دو کارآگاه متفاوت را به تصویر می‌کشند که در کنار اختلاف‌های شخصی، مجبورند برای حل پرونده‌ای پیچیده همکاری کنند. بازی کورچیچ به‌ویژه در خلق شخصیتی که میان مسئولیت حرفه‌ای و زندگی شخصی خود گرفتار است، از نقاط قوت مجموعه به شمار می‌رود.

«مرد بلوطی» اگرچه از قواعد آشنای تریلرهای جنایی پیروی می‌کند، اما صرفاً به دنبال یافتن قاتل نیست؛ سریال در پسِ معمای اصلی خود، درباره خشونت علیه زنان، کودکان آسیب‌دیده و پیامدهای بی‌توجهی اجتماعی صحبت می‌کند. فضای سرد و سنگین، ریتم آرام اما پرتعلیق و تصویری واقع‌گرایانه از جامعه دانمارک، آن را به اثری نزدیک به بهترین نمونه‌های نوآر نوردیک تبدیل کرده است.

 

در دل شب (Into the Nigh)

سال انتشار: ۲۰۲۱–۲۰۲۰
تولید: بلژیک
زبان: چندزبانه (فرانسوی، لهستانی، ایتالیایی و…)
ژانر: آخرالزمانی، علمی‌تخیلی، تریلر، درام
ساختار: سریال (۲ فصل، ۱۲ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۳۹ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: ۸۸٪

خلاصه داستان

پس از وقوع یک رویداد مرموز کیهانی که باعث می‌شود تابش خورشید برای موجودات زنده مرگبار شود، گروهی از مسافران یک پرواز شبانه از بروکسل تلاش می‌کنند با حرکت به سمت غرب و فرار از نور خورشید، زنده بمانند. آن‌ها در مسیر با کمبود منابع، بحران‌های انسانی و رازهای پنهان یکدیگر روبه‌رو می‌شوند.

توضیح

«در دل شب» یک ایده اولیه ساده اما جذاب دارد: خورشید که همیشه نماد زندگی بوده، به تهدیدی مرگبار برای بشریت تبدیل شده است. داستان از داخل یک هواپیمای مسافربری آغاز می‌شود؛ جایی که خلبان، خدمه و گروهی متنوع از مسافران باید برای بقا تصمیم‌هایی دشوار بگیرند.

یکی از نقاط قوت «در دل شب» ریتم سریع و نفس‌گیر آن است. زمان کوتاه قسمت‌ها که معمولاً بین ۳۵ تا ۴۰ دقیقه است، باعث می‌شود روایت بدون افت پیش برود و حس اضطراب و فوریت دائمی در طول سریال حفظ شود.

ساختار اپیزودیک مجموعه نیز هوشمندانه طراحی شده است؛ هر قسمت تمرکز بیشتری بر یکی از شخصیت‌ها دارد و با استفاده از فلش‌بک‌های کوتاه، گذشته، انگیزه‌ها و رازهای پنهان آن‌ها را آشکار می‌کند. این شیوه روایت باعث می‌شود مخاطب علاوه بر دنبال کردن بحران اصلی، به‌تدریج با شخصیت‌ها و پیچیدگی‌های انسانی آن‌ها ارتباط برقرار کند.

تنوع ملیتی و زبانی شخصیت‌ها نیز از ویژگی‌های متفاوت مجموعه است؛ مسافرانی از فرهنگ‌ها و پیشینه‌های مختلف که مجبورند برای زنده ماندن همکاری کنند. این ویژگی به سریال حال‌ و هوایی بین‌المللی می‌دهد و آن را از بسیاری از آثار مشابه متمایز می‌کند.

 

مسافر ابدیت (The Eternaut)

سال انتشار: –۲۰۲۵
تولید: آرژانتین
زبان: اسپانیایی
ژانر: علمی‌تخیلی، تریلر معمایی، بقا، آخرالزمانی
ساختار: سریال (۱ فصل، ۶ قسمت)
وضعیت: ادامه دارد
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۲ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۳۷ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: ۹۵٪
امتیاز متاکریتیک: ۷۳ از ۱۰۰

خلاصه داستان

پس از بارش برفی مرگبار که میلیون‌ها نفر را در سراسر جهان از بین می‌برد، خوان سالوو و گروهی از بازماندگان در بوئنوس‌آیرس تلاش می‌کنند راز این فاجعه را کشف کنند. آن‌ها به‌زودی درمی‌یابند با تهدیدی بیگانه روبه‌رو هستند که نیرویی نامرئی آن را هدایت می‌کند.

توضیح

«مسافر ابدیت» اقتباسی از رمان مصور کلاسیک «مسافر ابدیت» اثر هکتور گرمان اوسترلد و فرانسیسکو سولانو لوپس است که نخستین بار در سال ۱۹۵۷ منتشر شد. این کتاب در فرهنگ آرژانتین جایگاهی نمادین دارد و علاوه بر یک داستان علمی‌تخیلی، همواره به‌عنوان اثری با لایه‌های سیاسی و اجتماعی نیز مورد توجه بوده است.

سریال به‌جای تکیه صرف بر جلوه‌های ویژه و صحنه‌های اکشن، بیشتر بر تجربه انسانی بازماندگان تمرکز می‌کند. فضای سرد و وهم‌آلود شهر پوشیده از برف، خیابان‌های خالی بوئنوس‌آیرس و حس دائمی تهدید، از مهم‌ترین نقاط قوت بصری مجموعه هستند. روایت با ریتمی آرام و تدریجی پیش می‌رود و در شش قسمت فصل نخست، بیشتر به واکنش‌های انسانی، روابط میان شخصیت‌ها و شکل‌گیری اعتماد میان آن‌ها می‌پردازد.

یکی از ویژگی‌های مهم «مسافر ابدیت» تأکید بر مفهوم همبستگی است؛ ایده‌ای که در قلب داستان اصلی نیز قرار داشت. در برابر نیروی ناشناخته و تهدیدی که از کنترل انسان خارج است، تنها راه بقا، همکاری و مقاومت جمعیِ شهروندان عادی است. سریال از این طریق، داستان یک حمله بیگانه را به استعاره‌ای درباره اتحاد، مقاومت و مسئولیت اجتماعی تبدیل می‌کند. ریکاردو دارین در نقش خوان سالوو، حضوری محوری درمجموعه دارد و به شخصیت اصلی ابعادی انسانی و واقع‌گرایانه می‌بخشد.

«مسافر ابدیت» ممکن است برای مخاطبانی که انتظار یک علمی‌تخیلی پرسرعت و اکشن دارند، در بخش‌هایی کند به نظر برسد، اما همین تمرکز بر فضا، شخصیت‌پردازی و لایه‌های معنایی، آن را از بسیاری از آثار مشابه متمایز می‌کند.

 

کودک دلبند (Dear Child)

سال انتشار: ۲۰۲۳
تولید: آلمان
زبان: آلمانی
ژانر: جنایی، معمایی، تریلر، روان‌شناختی، درام
ساختار: مینی‌سریال (۱ فصل، ۶ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۳ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۳۵ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: ۱۰۰٪

خلاصه داستان

پس از پیدا شدن زنی به‌شدت مجروح و دختری نوجوان در جنگلی در آلمان، پلیس درگیر پرونده‌ای پیچیده می‌شود که هرچه بیشتر درباره آن تحقیق می‌کند، رازهای تازه‌ای آشکار می‌شود.

توضیح

«کودک دلبند» بر مبنای رمان پرفروش و بین‌المللی «کودک دلبند» نوشته رومی هاوسمن ساخته شده است؛ رمانی که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، در صدر فهرست پرفروش‌های اشپیگل قرار گرفت و به ده‌ها زبان ترجمه شد.

سریال از همان ابتدا با فضایی نگران‌کننده و پرتنش آغاز می‌شود: لینا، هانا و یوناتان در خانه‌ای بدون پنجره و جدا از دنیای بیرون زندگی می‌کنند و تحت قوانین سخت‌گیرانه مردی هستند که بر زندگی آن‌ها کنترل کامل دارد. فرار لینا، اگرچه به آزادی او منجر می‌شود، اما آغاز مجموعه‌ای از پرسش‌های پیچیده درباره هویت او، گذشته‌اش و سرنوشت خانواده‌ای است که سال‌ها در جستجوی حقیقت بوده‌اند.

یکی از نقاط قوت «کودک دلبند» این است که برخلاف بسیاری از آثار جنایی مشابه، تمرکز اصلی خود را بر شخصیت خاطی قرار نمی‌دهد، بلکه داستان را از منظر قربانیان روایت می‌کند. سریال به‌جای تبدیل کردن جنایتکار به یک شخصیت مرموز و جذاب، پیامدهای روانی و انسانی این جنایت را دنبال می‌کند؛ از تلاش بازماندگان برای بازگشت به زندگی عادی تا درد‌های درونی که حتی پس از فرار از اسارت باقی می‌مانند.

ساختار روایت با ترکیب زمان حال و فلش‌بک‌ها، مخاطب را قدم‌به‌قدم با حقیقت روبه‌رو می‌کند. هرچه داستان پیش می‌رود، پرسش اصلی فقط این نیست که چه اتفاقی افتاده، بلکه این است که چگونه چنین فاجعه‌ای بر زندگی افراد مختلف تأثیر گذاشته است.

 

ملکه (The Empress)

سال انتشار: –۲۰۲۲
تولید: آلمان
زبان: آلمانی، ایتالیایی، فرانسوی
ژانر: تاریخی، عاشقانه، درام
ساختار: سریال (۲ فصل، ۱۲ قسمت)
وضعیت: ادامه دارد
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۸ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۲۲ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: ۸۳ ٪

خلاصه داستان

داستان، زندگی الیزابت، معروف به «سیسی»، ملکه اتریش در قرن نوزدهم را روایت می‌کند؛ زنی جوان که پس از ازدواج با فرانتس یوزف یکم وارد دربار پرقدرت و سنت‌گرای هاپسبورگ می‌شود. او در میان فشارهای سیاسی، قوانین سخت‌گیرانه دربار و کشمکش‌های خانوادگی تلاش می‌کند هویت و استقلال خود را حفظ کند.

توضیح

«ملکه» برداشتی تازه از زندگی الیزابت، یکی از مشهورترین چهره‌های تاریخی اروپا، ارائه می‌دهد؛ زنی که تصویرش هنوز در سراسر وین دیده می‌شود، اما زندگی واقعی‌اش بسیار پیچیده‌تر از تصویر رمانتیک و افسانه‌ای «سیسی» است که در فرهنگ عامه شکل گرفته است.

الیزابت در دوران زندگی خود شخصیتی متفاوت و تا حدی مرموز داشت. او از محدودیت‌های دربار فاصله می‌گرفت، علاقه‌مند به سفر، ادبیات، ورزش و فرهنگ بود و در سال‌های بعدی زندگی‌اش بیشتر زمان خود را دور از فضای رسمی سلطنت سپری کرد. همین ویژگی‌ها باعث شده است که شخصیت او بارها در آثار سینمایی و تلویزیونی بازآفرینی شود.

سریال نتفلیکس تلاش می‌کند از تصویر سنتی و شیرین‌ الیزابت فاصله بگیرد و زنی پیچیده‌تر را نشان دهد؛ شخصیتی که در کنار زیبایی و جذابیت، دارای تضادهای درونی، آسیب‌پذیری و میل شدید به آزادی است. دوریم لینگناو در نقش الیزابت، برخلاف تصویر کلاسیک رومی اشنایدر از سیسی در سه‌گانه‌ای سینمایی به همین نام در دهه ۱۹۵۰، شخصیتی سرکش‌تر، مصمم‌تر و مستقل‌تر ارائه می‌دهد.

یکی از محورهای اصلی «ملکه» تقابل میان فرد و ساختار قدرت است. الیزابت و فرانتس یوزف هر دو زیر نفوذ مادران قدرتمند خود و سنت‌های سخت‌گیرانه امپراتوری قرار دارند و رابطه آن‌ها در بستری از عشق، سیاست و تلاش برای تغییر شکل می‌گیرد. سریال همچنین توجه ویژه‌ای به شخصیت‌های زن دارد و بسیاری از زنان داستان را به‌عنوان افرادی دارای هدف، قدرت و خواسته‌های مستقل به تصویر می‌کشد. اگرچه «ملکه» در برخی بخش‌ها ازنظر تاریخی آزادی‌هایی دارد، اما هدف اصلی آن بازسازی دقیق زندگی‌نامه‌ای نیست؛ بلکه بازخوانی شخصیتی تاریخی است که همچنان امکان تفسیرهای تازه دارد.

 

صد سال تنهایی (One Hundred Years of Solitude)

سال انتشار: ۲۰۲۶–۲۰۲۴
تولید: کلمبیا
زبان: اسپانیایی
ژانر: درام، فانتزی، رئالیسم جادویی
ساختار: سریال (۱۶ قسمت)
وضعیت: فصل دوم از ۵ اوت ۲۰۲۶ منتشر می‌شود.
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۸٫۳ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۲۰ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: ۸۷ ٪
امتیاز متاکریتیک: ۸۰ از ۱۰۰

خلاصه داستان

در شهر خیالی ماکوندو، سرگذشت هفت نسل از خانواده بوئندیا روایت می‌شود؛ خانواده‌ای که عشق، جنگ، تنهایی، آرزو و سرنوشت، زندگی اعضای آن را در چرخه‌ای تکرارشونده به هم پیوند می‌دهد و گذشته، آینده آن‌ها را رقم می‌زند.

توضیح

«صد سال تنهایی» اقتباسی بلندپروازانه از شاهکار گابریل گارسیا مارکز، نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات است؛ رمانی که از زمان انتشار در سال ۱۹۶۷ یکی از مهم‌ترین آثار ادبیات جهان و برجسته‌ترین نمونه رئالیسم جادویی به شمار می‌رود. بسیاری سال‌ها این کتاب را اثری «غیرقابل اقتباس» می‌دانستند، اما نتفلیکس با همکاری فیلمسازان کلمبیایی تلاش کرده است با وفاداری به فضای رمان، جهان افسانه‌ای ماکوندو را روی پرده جان ببخشد.

سریال با کارگردانی الکس گارسیا لوپس و لائورا مورا اورتگا، ازنظر طراحی صحنه، فیلمبرداری و فضاسازی یکی از چشمگیرترین تولیدات اسپانیایی‌زبان نتفلیکس است. تصاویر خیره‌کننده، طبیعت سرسبز کلمبیا و جلوه‌های بصری، فضای خیال‌انگیز و شاعرانه رمان را با دقتی چشمگیر بازآفرینی می‌کنند و بسیاری از منتقدان، کیفیت بصری آن را از مهم‌ترین نقاط قوت مجموعه دانسته‌اند.

یکی دیگر از امتیازهای سریال، وفاداری به روح اثر اصلی است. سازندگان تلاش کرده‌اند لحن افسانه‌ای، فضای رازآلود و درون‌مایه‌های رئالیسم جادویی مارکز را حفظ کنند؛ هرچند برای روایت تصویری، برخی از بخش‌های پیچیده و بحث‌برانگیز رمان تعدیل شده‌اند. بااین‌حال، هسته اصلی داستان، یعنی تقابل انسان با زمان، سرنوشت، حافظه و تکرار تاریخ، همچنان دست‌نخورده باقی مانده است.

 

کاتلا (Katla)

سال انتشار: ۲۰۲۱
تولید: ایسلند
زبان: ایسلندی، سوئدی، انگلیسی
ژانر: علمی‌تخیلی، درام، معمایی، تریلر، فانتزی
ساختار: سریال (۱ فصل، ۸ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۰ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۲۰ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: ۱۰۰ ٪

خلاصه داستان

یک سال پس از فوران ویرانگر آتش‌فشان زیر یخچالی کاتلا، زندگی در شهری کوچک همچنان در سایه خاکستر و ویرانی جریان دارد. با ظهور افرادی مرموز که گویی از دل یخ‌ها بازگشته‌اند، ساکنان شهر با پدیده‌ای غیرقابل توضیح روبه‌رو می‌شوند که گذشته، خاطرات و هویت آن‌ها را به چالش می‌کشد.

توضیح

«کاتلا» نخستین سریال ایسلندی نتفلیکس است. بالتاسار کورماکور، فیلمساز شناخته‌شده ایسلندی و یکی از خالقان و کارگردانان این مجموعه، آن را «یک علمی‌تخیلی روان‌شناختی» توصیف می‌کند. برخلاف بسیاری از آثار آخرالزمانی، این مجموعه به‌جای تکیه بر هیجان یا جلوه‌های ترسناک، بر واکنش انسان‌ها در برابر فقدان، احساس گناه، سوگواری و رویارویی با گذشته تمرکز دارد.

داستان یک سال پس از فوران آتش‌فشان واقعی کاتلا آغاز می‌شود؛ شهری که زیر لایه‌ای از خاکستر مدفون شده و تنها تعداد اندکی از ساکنانش در آن باقی مانده‌اند. با ظاهر شدن انسان‌هایی که به‌طرزی اسرارآمیز به افراد ناپدیدشده یا درگذشته شباهت دارند، مرز میان واقعیت، خاطره و خیال به‌تدریج از میان می‌رود. سریال در همین مسیر، عناصری از علم، اسطوره‌های ایسلندی و مفاهیم فلسفی درباره هویت و نسخه‌های متفاوت انسان را در هم می‌آمیزد.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «کاتلا»، فضاسازی منحصربه‌فرد آن است. مناظر پوشیده از خاکستر، آتش‌فشان همیشه فعال و سکوت سنگین شهر، فضایی آخرالزمانی و وهم‌آلود خلق می‌کنند که یادآور آثار آندری تارکوفسکی، به‌ویژه «استاکر» و «سولاریس» است.

کورماکور تأکید کرد که قصد نداشته اثری در قالب متعارف نوآر اسکاندیناوی یا یک داستان هیولامحور بسازد، بلکه می‌خواسته تجربه‌ای متفاوت و تأمل‌برانگیز ارائه دهد. «کاتلا» با ریتمی آرام و روایت تدریجی پیش می‌رود و بیش از آن‌که به دنبال پاسخ‌های ساده باشد، پرسش‌هایی درباره هویت، خاطره، فقدان و امکان آغاز دوباره مطرح می‌کند.

 

کلیو (Kleo)
سال انتشار: ۲۰۲۴–۲۰۲۲
تولید: آلمان
زبان: آلمانی، اسپانیایی، انگلیسی
ژانر: جاسوسی، اکشن، کمدی سیاه، تریلر
ساختار: سریال (۲ فصل، ۱۴ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۵ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۱۸ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: ۹۶٪

خلاصه داستان

پس از سقوط دیوار برلین، کلیو اشتراوب، مأمور سابق سازمان اطلاعات آلمان شرقی (اشتازی)، پس از آزادی از زندان در پی کشف حقیقت و انتقام از کسانی برمی‌آید که به او خیانت کردند. تحقیقات او به شبکه‌ای از توطئه‌های سیاسی، جاسوسی و رازهای دوران جنگ سرد گره می‌خورد.

توضیح

«کلیو» با ترکیب اکشن، طنز سیاه و حال ‌و هوای نوستالژیک اواخر دهه ۱۹۸۰، روایتی سرگرم‌کننده و پرانرژی ارائه می‌دهد. داستان در پس‌زمینه فروپاشی دیوار برلین شکل می‌گیرد و ماجراجویی انتقام‌جویانه قهرمانی را دنبال می‌کند که هم یک قاتل حرفه‌ای است و هم قربانی خیانت نزدیک‌ترین افراد زندگی‌اش.

یلا هازه در نقش کلیو اشتراوب، شخصیتی پیچیده و چندوجهی خلق کرده است؛ زنی که در ظاهر بی‌رحم و شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسد، اما در پس این ظاهر، آسیب‌های عمیق روحی و آرزوی بازپس گرفتن زندگی ازدست‌رفته‌اش پنهان شده است. شیمی جذاب او با شخصیت اسون، پلیس دست‌وپاچلفتی آلمان غربی، یکی از نقاط قوت اصلی سریال است و به‌تدریج این دو را به متحدانی غیرمنتظره تبدیل می‌کند.

سریال با بهره‌گیری از فضای سیاسی سال‌های پایانی جنگ سرد، طراحی صحنه و لباس چشمگیر، موسیقی پرانرژی و ارجاعات فراوان به فرهنگ دهه ۱۹۸۰، هویتی کاملاً متمایز پیدا کرده است. در کنار اکشن و تعقیب ‌و گریزهای هیجان‌انگیز، طنز سیاه و موقعیت‌های غیرمنتظره باعث می‌شود «کلیو» هرگز بیش‌ازحد جدی یا کلیشه‌ای نشود.

 

رازهایی که مخفی می‌کنیم (Secrets We Keep)

سال انتشار: ۲۰۲۵
تولید: دانمارک
زبان: دانمارکی، فیلیپینی، انگلیسی
ژانر: جنایی، درام، معمایی، تریلر
ساختار: مینی‌سریال (۱ فصل، ۶ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۰ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۱۷ هزار رأی)

خلاصه داستان

وقتی روبی، پرستار کودک فیلیپینیِ خانواده‌ای ثروتمند، ناپدید می‌شود، همسایه او، سیسیلی، تصمیم می‌گیرد شخصاً ماجرا را پیگیری کند، اما هرچه تحقیقات جلوتر می‌رود، پشت ظاهر بی‌نقص محله‌ای مرفه در کپنهاگ، شبکه‌ای از رازها، دروغ‌ها و روابط پنهان آشکار می‌شود.

توضیح

«رازهایی که مخفی می‌کنیم» معمای ناپدید شدن یک پرستار کودک را با نقدی اجتماعی بر شکاف طبقاتی، امتیازهای طبقۀ مرفه و بهره‌کشی از کارگران مهاجر در هم می‌آمیزد. سریال با ریتمی آرام اما پرتنش، فضایی رازآلود می‌سازد و هم‌زمان به موضوعاتی مانند بی‌توجهی والدین، مردسالاری، خشونت جنسی، محتوای آسیب‌زا در فضای مجازی و فروپاشی تدریجی ظاهر آراسته خانواده‌های ثروتمند می‌پردازد.

از نقاط قوت سریال می‌توان به نقش‌آفرینی بسیار خوب بازیگران، کارگردانی دقیق، فضاسازی سرد و تعلیق‌آمیز و نگاه انتقادی آن به نابرابری‌های اجتماعی اشاره کرد. هرچند برخی منتقدان و تماشاگران اعتقاد دارند پایان‌بندی سریال تا حدی شتاب‌زده است و سرنوشت بعضی شخصیت‌ها را به شکلی کاملاً رضایت‌بخش جمع‌بندی نمی‌کند، اما درمجموع «رازهایی که مخفی می‌کنیم» یک اثر تماشایی است.

 

عشق و آنارشی (Love & Anarchy)

سال انتشار: ۲۰۲۲–۲۰۲۰
تولید: سوئد
زبان: سوئدی
ژانر: کمدی، درام
ساختار: سریال (۲ فصل، ۱۶ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۳ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۱۴ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: ۱۰۰٪

خلاصه داستان

سوفی، مشاوری جاه‌طلب و متأهل، برای نوسازی یک انتشارات قدیمی استخدام می‌شود. آشنایی او با مکس، کارشناس جوان فناوری اطلاعات، به بازی عجیب و خطرناکی از چالش‌ها و جسارت‌ها تبدیل می‌شود؛ بازی‌ای که مرزهای زندگی شخصی و حرفه‌ای هر دو را دگرگون می‌کند.

توضیح

«عشق و آنارشی» یک کمدی-درام متفاوت و خوش‌ساخت است که داستان یک رابطه غیرمنتظره را با نگاهی طنزآمیز، جسورانه و گاه تلخ روایت می‌کند. نقطه آغاز داستان، بازی میان سوفی و مکس است؛ آن‌ها یکدیگر را به شکستن هنجارهای اجتماعی و انجام چالش‌های کوچک و بزرگ دعوت می‌کنند، اما این بازی به‌تدریج پیامدهایی جدی پیدا می‌کند.

سریال با ترکیب طنز سیاه، بحران میانسالی، روابط عاطفی، فشارهای محیط کار و جست‌وجوی هویت فردی، تصویری انتقادی از فرهنگ شرکت‌های مدرن، دنیای نشر و زندگی روزمره ارائه می‌دهد. شیمی بسیار خوب میان آیدا انگوول و بیورن موستن، از مهم‌ترین نقاط قوت سریال است و باعث می‌شود رابطه دو شخصیت اصلی کاملاً باورپذیر و تأثیرگذار از کار درآید.

فصل دوم در مقایسه با فصل اول لحن جدی‌تر و درون‌گراتری پیدا می‌کند و بیش از گذشته بر پیامدهای تصمیم‌های شخصیت‌ها تمرکز دارد. «عشق و آنارشی» با وجود فضای طنزآلود خود، درنهایت درباره آزادی، عشق، مسئولیت و جرئت تغییر دادن زندگی است.

 

کد میلیارد دلاری (The Billion Dollar Code)

سال انتشار: ۲۰۲۱
تولید: آلمان
زبان: آلمانی، انگلیسی
ژانر: جنایی، درام، تریلر
ساختار: مینی‌سریال (۱ فصل، ۴ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۹ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۱۳ هزار رأی)

خلاصه داستان

در دهه ۱۹۹۰، یوری مولر، دانشجوی هنر و کارستن شلوتر، خوره کامپیوتر در برلین ایده ساخت سامانه‌ای را مطرح کردند که به آدم‌ها اجازه می‌داد تنها با یک کلیک ماوس و بزرگنمایی یک مکان به هر نقطه از دنیا سفر کنند. سال‌ها بعد، وقتی گوگل سرویس گوگل ارث را عرضه کرد، آن‌ها احساس کردند ایده و فناوری‌شان به سرقت رفته است و در نبردی حقوقی با یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری جهان روبه‌رو ‌شدند.

توضیح

«کد میلیارد دلاری» بر پایه ماجرایی واقعی ساخته شده و داستان شکل‌گیری پروژه پیشگامانه «تراویزیون» را روایت می‌کند؛ پروژه‌ای که سازندگانش معتقد بودند بعدها ایده‌هایی مشابه آن در توسعه گوگل ارث مورد استفاده قرار گرفت. سریال با رفت‌وآمد میان دو مقطع زمانی، هم شور و هیجان روزهای آغازین انقلاب اینترنت در دهه ۱۹۹۰ را به تصویر می‌کشد و هم نبرد حقوقی طولانی دو مخترع آلمانی با گوگل را دنبال می‌کند.

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت سریال، بازسازی دقیق فضای برلین پس از اتحاد دوباره آلمان است؛ دورانی که کلوپ‌های تکنو، هنر تجربی، فرهنگ هکرها و رؤیای اینترنت آزاد، نسل تازه‌ای از نوآوران را شکل داده بود. سریال به‌خوبی حس خوش‌بینی آن دوران را منتقل می‌کند؛ زمانی که بسیاری باور داشتند اینترنت می‌تواند دانشی بی‌مرز و جهانی در اختیار همه قرار دهد.

در کنار روایت پرکشش دادگاه، «کد میلیارد دلاری» داستان دوستی، جاه‌طلبی، آرمان‌گرایی و بهای سنگین نوآوری را نیز روایت می‌کند. سازندگان به‌جای تمرکز بر مدیران شرکت‌های بزرگ فناوری، سراغ کسانی رفته‌اند که ایده‌هایشان در مسیر تحول فناوری نقش داشت، اما سهمی از موفقیت تجاری عظیمی که بعدها شکل گرفت، به دست نیاوردند.

روبرت تالهایم، کارگردان سریال، تأکید کرده هدف سازندگان تنها بازسازی یک پرونده حقوقی نبوده، بلکه می‌خواستند نشان دهند رؤیاهای نسل نخست اینترنت چگونه درگذر زمان جای خود را به سلطه غول‌های فناوری داده است. الیور سیگنبایک نویسنده سریال نیز این اثر را از جهتی نقطه مقابل فیلم «شبکه اجتماعی» می‌داند؛ زیرا این بار داستان از زاویه دید «بازنده‌ها» روایت می‌شود، نه برندگان.

 

قانون ازنظر لیدیا پوئت (The Law According to Lidia Poët)

سال انتشار: ۲۰۲۶–۲۰۲۳
تولید: ایتالیا
زبان: ایتالیایی
ژانر: درام تاریخی، جنایی، زندگی‌نامه‌ای، معمایی
ساختار: سریال (۳ فصل، ۱۸ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۵ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۱۳ هزار رأی)

خلاصه داستان

داستان سریال با الهام از زندگی واقعی لیدیا پوئت، نخستین وکیل زن ایتالیا، در دهه ۱۸۸۰ روایت می‌شود. پس از آن که دادگاه تنها به دلیل زن بودن، مجوز وکالت او را لغو می‌کند، لیدیا به‌عنوان دستیار برادرش به فعالیت ادامه می‌دهد و در هر قسمت با تحقیق درباره یک پرونده جنایی، برای اثبات بی‌گناهی متهمان و کشف حقیقت تلاش می‌کند؛ درحالی‌که هم‌زمان مبارزه‌ای طولانی برای به رسمیت شناخته شدن حق زنان در حرفه وکالت را پیش می‌برد.

توضیح

«قانون ازنظر لیدیا پوئت» از زندگی نخستین وکیل زن ایتالیا الهام گرفته، اما بیش از آن که یک زندگی‌نامه صرف باشد، یک درام جنایی تاریخی با ساختاری اپیزودیک است. هر قسمت با یک پرونده جنایی مستقل پیش می‌رود و در کنار آن، مبارزه لیدیا با تبعیض جنسیتی و قوانین مردسالارانه ایتالیا در اواخر قرن نوزدهم دنبال می‌شود.

سریال با بازسازی دقیق فضای تاریخی شهر تورین، تصویری جذاب از جامعه ایتالیا در دوران پس از اتحاد این کشور ارائه می‌دهد و در کنار معماهای جنایی، موضوعاتی مانند موضوعاتی مانند حقوق زنان، مردسالاری، فمینیسم، اختلافات طبقاتی، آنارشیسم، باورهای معنوی و تحول علم جرم‌شناسی را نیز بررسی می‌کند.

بازی ماتیلدا د آنجلیس در نقش لیدیا از مهم‌ترین نقاط قوت مجموعه است؛ شخصیتی باهوش، بی‌پروا و مستقل که برخلاف محدودیت‌های زمانه خود، از مبارزه برای عدالت دست نمی‌کشد. هرچند بسیاری از پرونده‌ها و شخصیت‌های فرعی ساخته ذهن نویسندگان هستند، اما روح زندگی و مبارزه لیدیا پوئت به‌خوبی در سریال حفظ شده است.

«قانون ازنظر لیدیا پوئت» تنها یک درام تاریخی یا جنایی نیست؛ بلکه روایتی سرگرم‌کننده و الهام‌بخش درباره زنی است که دهه‌ها پیش از زمان خود، برای حق انتخاب، برابری و عدالت جنگید؛ مبارزه‌ای که بسیاری از مضامین آن همچنان در جهان امروز نیز طنین‌انداز است.

 

طغیان آب (High Water)

سال انتشار: ۲۰۲۲
تولید: لهستان
زبان: لهستانی
ژانر: درام تاریخی، فاجعه
ساختار: مینی‌سریال (۱ فصل، ۶ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۱ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۸ هزار رأی)

خلاصه داستان

در تابستان ۱۹۹۷، هم‌زمان با نزدیک شدن یک سیل بی‌سابقه به جنوب غربی لهستان، یاشمینا ترمر، متخصص آب‌شناسی، برای کمک به مدیریت بحران به وروتسواف بازمی‌گردد. او در کنار مقام‌های محلی باید در شرایطی که زمان به‌سرعت از دست می‌رود، تصمیم‌هایی دشوار بگیرد؛ تصمیم‌هایی که می‌تواند سرنوشت هزاران نفر را تغییر دهد.

توضیح

«طغیان آب» با الهام از فاجعه واقعی «سیل هزاره» در سال ۱۹۹۷ ساخته شد؛ یکی از بزرگ‌ترین بلایای طبیعی تاریخ معاصر لهستان که بخش وسیعی از شهر وروتسواف و مناطق اطراف را زیر آب برد. داستان با هشدارهای اولیه درباره احتمال وقوع سیل آغاز می‌شود؛ هشدارهایی که در میان اختلاف نظرها، کمبود آمادگی و دشواری تصمیم‌گیری مسئولان نادیده گرفته می‌شوند و درنهایت به بحرانی ملی می‌انجامند.

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت سریال، بازسازی دقیق فضای لهستان اواخر دهه ۱۹۹۰ است. از خودروها، لباس‌ها و موسیقی آن دوران گرفته تا استفاده از تصاویر آرشیوی، همه‌چیز در خدمت خلق روایتی باورپذیر از یک فاجعه واقعی قرار گرفته است.

«طغیان آب» اگرچه یک مستند نیست، اما با تکیه بر رویدادهای واقعی، تصویری تأثیرگذار از بحرانی ارائه می‌دهد که زندگی صدها هزار نفر را دگرگون کرد. نویسندگان با الهام از موفقیت مجموعه «چرنوبیل»، تلاش کرده‌اند میان واقعیت تاریخی، درام انسانی و تعلیق داستانی تعادل برقرار کنند. سریال در کنار نمایش ابعاد ویرانگر سیل، به پیامدهای تصمیم‌های مدیریتی، خیزش اجتماعی، همبستگی مردم و تأثیر بحران بر زندگی انسان‌های عادی می‌پردازد.

در کنار روایت فاجعه، «طغیان آب» شخصیت‌هایی چندلایه و باورپذیر خلق می‌کند که هرکدام نماینده بخشی از جامعه در مواجهه با بحران هستند. نقش‌آفرینی آگنییشکا ژولفسکا در نقش یاشمینا، از مهم‌ترین نقاط قوت مجموعه است و به شخصیت اصلی عمقی انسانی می‌بخشد. «طغیان آب» درنهایت تنها درباره یک سیل نیست؛ بلکه درباره مسئولیت‌پذیری، همبستگی اجتماعی و بهایی است که گاه بی‌توجهی به هشدارها بر یک جامعه تحمیل می‌کند.

 

پایین شهر (Wrong Side of the Tracks)

سال انتشار: ۲۰۲۴–۲۰۲۲
تولید: اسپانیا
زبان: اسپانیایی
ژانر: درام، جنایی، تریلر، اکشن
ساختار: سریال (۴ فصل، ۳۲ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۱ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۷٫۹ هزار رأی)

خلاصه داستان

تیرسو آبانتوس، کهنه‌سرباز بازنشسته و صاحب یک ابزارفروشی در یکی از محله‌های فقیر و پرآشوب مادرید، پس از آن که نوه نوجوانش در دام باندهای مواد مخدر و خلاف‌کاران محلی گرفتار می‌شود، تصمیم می‌گیرد خودش برای نجات او وارد عمل شود. این تصمیم، تیرسو را درگیر نبردی خطرناک با شبکه‌های تبهکاری و فساد می‌کند؛ نبردی که زندگی خانواده و ساکنان محله را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

توضیح

«پایین شهر» با فضایی تلخ، پرتنش و واقع‌گرایانه، داستان خود را در یکی از محله‌های حاشیه‌ای مادرید روایت می‌کند. محور اصلی سریال، تقابل نسل قدیم با دنیای پیچیده و خشن امروز است؛ جایی که خشونت، مهاجرت، فقر، مواد مخدر و فساد، زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است.

خوزه کرونادو با بازی قدرتمند خود در نقش تیرسو، شخصیتی سختگیر، کم‌حرف اما عمیقاً وفادار به خانواده را خلق کرده که بسیاری از منتقدان، او را با شخصیت اصلی فیلم «گرن تورینو» ساخته کلینت ایستوود مقایسه کرده‌اند. سریال در کنار صحنه‌های پرتنش و اکشن، به موضوعاتی مانند شکاف نسل‌ها، هویت فرهنگی، روابط خانوادگی و عدالت شخصی نیز می‌پردازد.

روایت پرکشش، شخصیت‌پردازی قابل‌قبول و پیچش‌های داستانی متعدد باعث شده «پایین شهر» در چهار فصل مخاطبان خود را حفظ کند. هرچند برخی منتقدان معتقدند بخشی از شخصیت‌های جوان و برخی چرخش‌های احساسی داستان گاهی به سمت ملودرام حرکت می‌کند، اما درمجموع سریال به دلیل نقش‌آفرینی‌های قوی، ریتم مناسب و فضای واقع‌گرایانه‌اش مورد تحسین قرار گرفته است.

 

شکستن سکوت (Raising Voices)

سال انتشار: ۲۰۲۴
تولید: اسپانیا
زبان: اسپانیایی
ژانر: درام
ساختار: مینی‌سریال (۱ فصل، ۸ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۲ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۷٫۴ هزار رأی)

خلاصه داستان

آلما، دانش‌آموز ۱۷ ساله‌ای که در آستانه پایان دبیرستان است، با نصب پارچه‌نوشته‌ای روی نمای مدرسه با این مضمون که «مراقب باشید؛ یک متجاوز اینجاست»، زندگی خود و اطرافیانش را دگرگون می‌کند. در ادامه، گذشته او و دو دوست صمیمی‌اش مرور می‌شود و حقیقت پشت این اتهام، روابط پیچیده نوجوانان و رازهایی که همه تلاش می‌کنند پنهان بماند، آرام‌آرام آشکار می‌شود.

توضیح

مینی‌سریال «شکستن سکوت» با نگاهی صریح و بی‌پرده به موضوعاتی مانند آزار جنسی، فرهنگ سکوت، فشار اجتماعی، روابط ناسالم، پیامدهای فردی و اجتماعی آن و تلاش قربانیان برای شنیده شدن می‌پردازد.

داستان با یک تصویر تکان‌دهنده آغاز می‌شود؛ جایی که آلما، دختر نوجوان که کمتر کسی انتظار چنین اقدامی را از او دارد، روی دیوار مدرسه بنری نصب می‌کند که همه را شوکه می‌کند. این اتفاق، فضای آرام مدرسه را بر هم می‌زند و دانش‌آموزان، معلمان و خانواده‌ها را وادار می‌کند با حقیقتی روبه‌رو شوند که سال‌ها نادیده گرفته شده است.

روایت سریال با استفاده از رفت‌وآمد میان گذشته و حال، به‌تدریج جزئیات ماجرا را آشکار می‌کند. در کنار آلما، دو دوست نزدیکش، گرتا و ناتا، نیز هرکدام با مشکلات، ترس‌ها و فشارهای اجتماعی و عاطفی دوران نوجوانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ از احساس طردشدگی و حسادت گرفته تا روابط عاطفی ناسالم و مشکلات خانوادگی. این ساختار باعث می‌شود مخاطب به‌جای قضاوت سریع، آرام‌آرام تصویری کامل از شخصیت‌ها و اتفاقات به دست آورد.

منتقدان از بازی‌های باورپذیر بازیگران جوان، به‌ویژه نیکول والاس در نقش آلما، تمجید کرده‌اند و سریال را به دلیل پرداخت واقع‌گرایانه به مسائل نوجوانان و همدلی با قربانیان مورد تحسین قرار داده‌اند. در مقابل، برخی نیز معتقدند ریتم قسمت‌های ابتدایی کند است و روایت غیرخطی ممکن است در آغاز برای بعضی تماشاگران گیج‌کننده باشد.

بااین‌حال، «شکستن سکوت» فراتر از یک درام مدرسه‌ای است. سریال نشان می‌دهد سکوت، ترس و فشار اجتماعی چگونه می‌توانند مانع بیان حقیقت شوند و قربانیان را به انزوا بکشانند. در عین حال، بر اهمیت همبستگی، شنیدن صدای قربانیان و مسئولیت جامعه در مقابله با آزار و خشونت جنسی تأکید می‌کند.

 

یوزپلنگ (The Leopard)

سال انتشار: ۲۰۲۵
تولید: ایتالیا، بریتانیا
زبان: ایتالیایی
ژانر: درام تاریخی
ساختار: مینی‌سریال (۱ فصل، ۶ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۵ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۶٫۸ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: ۷۳٪
امتیاز متاکریتیک: ۷۲ از ۱۰۰

خلاصه داستان

سیسیل، دهه ۱۸۶۰. هم‌زمان با لشکرکشی جوزپه گاریبالدی و شکل‌گیری ایتالیای متحد، خاندان اشرافی سالینا با دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی بزرگی روبه‌رو می‌شوند. دون فابریتزیو کوربرا، شاهزاده سالینا، تلاش می‌کند میان حفظ سنت‌های دیرینه و پذیرش نظم جدید تعادلی پیدا کند؛ تلاشی که سرنوشت خانواده و آینده آن‌ها را برای همیشه تغییر می‌دهد.

توضیح

مینی‌سریال «یوزپلنگ» اقتباسی تازه از رمان جاودانه جوزپه تومازی دی لامپدوزا است؛ اثری که پیش‌ازاین، لوکینو ویسکونتی در سال ۱۹۶۳ با فیلمی تحسین‌شده، آن را به یکی از ماندگارترین آثار تاریخ سینما تبدیل کرد. نسخه جدید نتفلیکس، به‌جای تکرار اقتباس سینمایی ویسکونتی، از قالب سریالی برای گسترش جهان داستان و پرداخت بیشتر شخصیت‌ها و تحولات تاریخی استفاده می‌کند.

داستان در بستر تحولات بزرگ ایتالیا در دهه ۱۸۶۰ روایت می‌شود؛ دورانی که با اتحاد ایتالیا، قدرت سیاسی و اجتماعی اشرافیت قدیمی به‌تدریج جای خود را به نیروهای تازه می‌دهد. در مرکز این تحولات، دون فابریتزیو کوربرا، شاهزاده سالینا، قرار دارد؛ مردی فرهیخته و باوقار که به‌خوبی می‌داند جهان اشرافیت در آستانه پایان است، اما همچنان می‌کوشد برای خانواده خود جایگاهی در نظم جدید پیدا کند. کیم روسی استوارت در نقش شاهزاده سالینا یکی از مهم‌ترین نقاط قوت سریال است و منتقدان بازی او را عمیق، تأثیرگذار و شایسته شخصیت پیچیده این اشراف‌زاده سالخورده دانسته‌اند.

منتقدان بیش از هر چیز از کیفیت بالای تولید سریال تمجید کرده‌اند. طراحی صحنه مجلل، طراحی لباس دقیق، فیلمبرداری چشم‌نواز و موسیقی تأثیرگذار، فضایی خلق کرده‌اند که شکوه و افول اشرافیت ایتالیا را به‌خوبی بازتاب می‌دهد. بسیاری از نقدها تأکید کرده‌اند که سریال با وجود وفاداری به رمان، موفق شده آن را برای مخاطب امروز نیز جذاب و قابل‌درک کند.

در کنار این تحسین‌ها، برخی منتقدان ریتم آرام داستان را نقطه‌ضعف آن دانسته‌اند و معتقدند بعضی شخصیت‌های فرعی فرصت کافی برای پرداخت پیدا نمی‌کنند. بااین‌حال، بیشتر نقدها بر این باورند که «یوزپلنگ» در پرداخت مضامینی همچون قدرت، تغییر، سنت، سازگاری و بهای بقا در دوران دگرگونی‌های تاریخی، اثری تأمل‌برانگیز و ارزشمند است.

 

قاتل غیرعادی (The Unlikely Murderer)

سال انتشار: ۲۰۲۱
تولید: سوئد
زبان: سوئدی
ژانر: درام، جنایی
ساختار: مینی‌سریال (۱ فصل، ۵ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۰ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۵٫۶ هزار رأی)
امتیاز راتن تومیتوز: ۱۰۰٪

خلاصه داستان

در ۲۸ فوریه ۱۹۸۶، اولاف پالمه، نخست‌وزیر سوئد، در مرکز استکهلم ترور می‌شود؛ جنایتی که دهه‌ها یکی از بزرگ‌ترین معماهای تاریخ این کشور باقی می‌ماند. این مینی‌سریال با الهام از کتابی پرفروش، استیگ آنگستروم، معروف به «مرد اسکاندیا» را به‌عنوان مظنون اصلی پرونده دنبال می‌کند و روایتی دراماتیک از یکی از جنجالی‌ترین تحقیقات جنایی اروپا ارائه می‌دهد.

توضیح

«قاتل غیرعادی» بر اساس کتاب «قاتل غیرعادی؛ مرد اسکاندیا و قتل اولاف پالمه» نوشته توماس پترشون ساخته شده است؛ کتابی که نظریه‌ای جنجالی را درباره نقش احتمالی استیگ آنگستروم در ترور نخست‌وزیر سوئد مطرح کرد و سال‌ها پس از وقوع این جنایت، بار دیگر افکار عمومی را به این پرونده تاریخی معطوف ساخت.

داستان از یکی از مشهورترین پرونده‌های حل‌نشده اروپا آغاز می‌شود؛ ترور اولاف پالمه در زمستان ۱۹۸۶، جنایتی که بیش از سه دهه پلیس، رسانه‌ها و افکار عمومی سوئد را درگیر خود کرد. در سال ۲۰۲۰، دادستانی سوئد اعلام کرد استیگ آنگستروم، طراح گرافیک شرکت اسکاندیا که سال‌ها پیش درگذشت، محتمل‌ترین مظنون این پرونده است؛ هرچند به دلیل مرگ او، امکان محاکمه یا اثبات قطعی اتهام وجود نداشت و پرونده بدون صدور حکم قضایی بسته شد.

سریال این فرضیه را مبنای روایت خود قرار می‌دهد و زندگی آنگستروم را پیش و پس از شب ترور دنبال می‌کند. روبرت گوستافسون که بیشتر به‌عنوان یک کمدین شناخته می‌شود، در نقشی متفاوت و تحسین‌شده ظاهر شده و شخصیتی پیچیده، آسیب‌دیده و چندلایه را به تصویر می‌کشد؛ مردی که میان نیاز به دیده شدن، شکست‌های شخصی و ابهام‌های بی‌شمار، به یکی از مرموزترین چهره‌های تاریخ معاصر سوئد تبدیل شده است.

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت سریال، بازسازی دقیق سوئد دهه ۱۹۸۰ است. طراحی صحنه، لباس‌ها، خودروها، فضای زمستانی استکهلم و جزئیات زندگی روزمره آن دوران، فضایی کاملاً باورپذیر خلق کرده‌اند و به روایت تاریخی اعتبار بیشتری می‌بخشند. همچنین سریال تصویری انتقادی از عملکرد پلیس سوئد ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه نقص‌ها و اشتباهات اولیه در روند تحقیقات، رسیدن به حقیقت را دشوار کرد.

در مقابل، بزرگ‌ترین انتقاد واردشده به سریال، شیوه روایت آن است. بسیاری از پژوهشگران و روزنامه‌نگارانی که سال‌ها درباره ترور پالمه تحقیق کرده‌اند، معتقدند سریال بیش‌ازاندازه نظریه گناهکار بودن آنگستروم را قطعی جلوه می‌دهد؛ درحالی‌که این فرضیه هرگز در دادگاه اثبات نشده و همچنان محل اختلاف است. به همین دلیل، برخی منتقدان هشدار داده‌اند که مخاطب ممکن است مرز میان واقعیت تاریخی و روایت داستانی را از یاد ببرد.

بااین‌حال، «قاتل غیرعادی» هرگز ادعا نمی‌کند پاسخ نهایی این معمای تاریخی را در اختیار دارد. این مجموعه بیش از آنکه درباره یافتن قاتل باشد، درباره وسواس، حافظه جمعی، شکست نهادهای مسئول و تأثیر یک جنایت حل‌نشده بر جامعه است. نتیجه، مینی‌سریالی خوش‌ساخت، پرتعلیق و تأمل‌برانگیز است که یکی از مشهورترین پرونده‌های جنایی اروپا را از زاویه‌ای تازه روایت می‌کند، بی‌آنکه به همه پرسش‌های آن پاسخی قطعی بدهد.

 

گلوریا (Glória)

سال انتشار: ۲۰۲۱
تولید: پرتغال
زبان: پرتغالی، انگلیسی
ژانر: درام تاریخی، تریلر جاسوسی
ساختار: سریال (۱ فصل، ۱۰ قسمت)
وضعیت: پایان‌یافته
پلتفرم پخش: نتفلیکس
امتیاز آی‌ام‌دی‌بی: ۷٫۸ از ۱۰ (بر پایه بیش از ۵٫۵ هزار رأی)

خلاصه داستان

در دهه ۱۹۶۰ و در اوج جنگ سرد، در روستای کوچک گلوریا دو خیباتژو در پرتغال، ژوآئو ویدال، یک مهندس جوان از خانواده‌ای نزدیک به حکومت دیکتاتوری، وارد شبکه‌ای از عملیات جاسوسی پرخطر می‌شود. او در میان رقابت اطلاعاتی آمریکا و شوروی، تبلیغات سیاسی و بحران‌های شخصی، با انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شود که می‌تواند مسیر زندگی او و حتی بخشی از تاریخ پرتغال را تغییر دهد.

توضیح

«گلوریا» نخستین سریال اوریجینال نتفلیکس تولیدشده در پرتغال و یکی از مهم‌ترین پروژه‌های تلویزیونی تاریخ این کشور است؛ اثری که با ترکیب جاسوسی، درام شخصی و بازسازی تاریخی، دوره‌ای کمتر شناخته‌شده از نقش پرتغال در جنگ سرد را روایت می‌کند.

داستان سریال در سال ۱۹۶۸ می‌گذرد؛ زمانی که پرتغال تحت حکومت اقتدارگرای آنتونیو د اولیویرا سالازار قرار داشت و جنگ‌های استعماری این کشور در آفریقا ادامه داشت. در مرکز روایت، روستای گلوریا دو خیباتژو قرار دارد؛ مکانی واقعی که میزبان ایستگاه رادیویی آر اِی آر ئی تی بود؛ مرکزی که برنامه‌های «رادیو اروپای آزاد» را به کشورهای بلوک شرق ارسال می‌کرد و به یکی از نقاط مهم جنگ تبلیغاتی میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شده بود.

پدرو لوپس، خالق و نویسنده سریال، با استفاده از این بستر تاریخی، داستان ژوآئو ویدال را روایت می‌کند؛ مردی جوان که در ابتدا به‌عنوان نیرویی وفادار به ساختار قدرت معرفی می‌شود، اما گذشته‌اش در جنگ آنگولا و تجربه‌های شخصی، نگاه او را نسبت به حکومت، سیاست و بازی‌های اطلاعاتی تغییر داده است. او به‌تدریج درگیر شبکه‌ای پیچیده از مأموریت‌های جاسوسی می‌شود و درمی‌یابد که در این جهان، هیچ طرفی کاملاً خیر یا شر نیست.

یکی از نقاط قوت «گلوریا» نگاه خاکستری آن به شخصیت‌هاست. قهرمان داستان نه یک جاسوس کلاسیک و بی‌نقص، بلکه انسانی گرفتار میان آرمان‌ها، ترس‌ها، گذشته خانوادگی و فشارهای سیاسی است. شخصیت‌های اطراف او نیز اغلب رازهایی پنهان دارند و سریال به‌جای ارائه یک روایت ساده از جنگ سرد، پیچیدگی اخلاقی آن دوران را برجسته می‌کند.

بازسازی پرتغال دهه ۱۹۶۰ از مهم‌ترین ویژگی‌های فنی سریال است. طراحی صحنه، لباس‌ها و فضای اجتماعی آن دوره، تصویری دقیق از کشوری در آستانه تغییر ارائه می‌دهد؛ کشوری که چند سال بعد، در سال ۱۹۷۴، با «انقلاب میخک» مسیر سیاسی تازه‌ای را آغاز کرد.

«گلوریا» همچنین به موضوعاتی می‌پردازد که همچنان برای جهان امروز اهمیت دارند؛ از نقش تبلیغات سیاسی و جنگ اطلاعاتی گرفته تا تأثیرگذاری بر افکار عمومی و تأثیر رسانه‌ها بر برداشت مردم از واقعیت. همین پیوند میان گذشته و حال باعث شده سریال فراتر از یک داستان جاسوسی تاریخی عمل کند.

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 216630 و در روز پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ ساعت 14:45:48
2026 copyright.