«این صحنه خانه من است»؛ افسانه، حمید، تئاتر و باقی ماجرا

سینماسینما، محدثه واعظی‌پور؛

این روزها، شاید صحبت کردن از تئاتر و کلان‌تر از آن، هنر گزاف به نظر برسد، اما اگر هنر نبود، این روزهای سخت، دشوارتر و غیرقابل ‌تحمل‌تر از کار درمی‌آمد. هنوز هم، هنر پناهگاهی است برای انسان، تا شاید اندوهِ زیستن در بحران را دوام بیاورد.

آریان رضایی در سال‌های اخیر با انگیزه روی تولید گفتگوهایی تصویری متمرکز شده که درباره چهره‌های شاخص تئاتر ایران است، در نبود منابع تصویری و مستندهای قابل استناد، این پایمردی تحسین‌برانگیز و برگرفته از علاقه شخصی او به هنر تئاتر ایران است. این فیلم‌ها را نمی‌توان مستند نامید، اگر چه وجوهی مشترک با سینمای مستند دارند و در سایت تخصصی مستند (هاشور) عرضه می‌شوند، شاید منصفانه‌تر این است که این گفتگوهای تصویری را بخشی از یک پروژه تاریخ شفاهی با موضوع تئاتر ارزیابی کنیم. جنس این گفتگوها، شیوه کار آریان رضایی و فضای این آثار با مستندهای واقعی (حتی مستندهای پرتره) یکی نیست، اگر چه این روزها به هر چیزی که ردی از واقعیت داشته باشد یا درباره یک شخصیت ساخته شده باشد، واژه مستند اطلاق می‌شود اما این خطا را اینجا تکرار نکنیم.

آریان رضایی، در هر گفتگوی تصویری می‌کوشد علاوه بر ارزیابی و بررسی کارنامه یک بازیگر، نمایشنامه‌نویس یا کارگردان، مروری بر بخشی از تاریخ تئاتر ایران داشته باشد. گفتگو با افسانه ماهیان به عنوان یکی از بازیگران و کارگردانان زن مهم بیست سال اخیر، جذابیت‌هایی برای دوستداران تئاتر دارد. رضایی کوشیده به گذشته سر بزند و از تاثیر حمید سمندریان بر افسانه ماهیان بگوید، همان طور که پیشتر و در «در مضار توتون» تاثیر علی رفیعی بر حسن معجونی (بازیگر و کارگردان تئاتر) را محور قرار داده بود، ماهیان اصرار داشته بر نقش مهم حمید سمندریان بر مسیر و کارنامه حرفه‌ای‌اش تاکید کند، در چند فصل او از روی کتابش درباره سمندریان می‌خواند (تاکید مجدد روی این علاقه و تاثیرپذیری) اما واقعیت این است زمانی که ماهیان وارد مسیر کار روی متن‌های ایرانی و وام گرفته از شرایط روز می‌شود، آثارش جذاب‌تر شده و حتی هویت مستقل‌ پیدا کرده است. این از دید کارگردان دور می‌ماند و به سادگی از کنارش عبور می‌کند. این موضوع می‌توانست بخشی باشد که شاید ماهیان به اندازه ناظر بر روند فعالیت او، بر آن آگاه نیست اما کارگردان می‌توانست با تمرکز بر آن، اهمیت استقلال یک کارگردان و تغییر موفق مسیرش را برجسته کند.

آریان رضاییِ گفتگوکننده و فیلمساز، در «این صحنه خانه من است» پرسشگر نیست، بیشتر شنونده است، به همین دلیل از نقاط منفی کارنامه سوژه عبور می‌کند و این شاید مهمترین نقطه ضعف این گفتگوها باشد. کاش می‌شد در این فرصت به دست آمده برای مرور و نقد تئاتر ایران، رضایی با ماهیان درباره ضعف نمایش «بچه» صحبت می‌کرد یا بیشتر بر نقش مهم بازیگری مثل الهام کردا در مجموعه همکاری‌هایش با افسانه ماهیان تمرکز می‌کرد. اگر چه الهام کردا، به واسطه قدرت بازیگری‌اش روی صحنه و انبوه نقش آفرینی‌های درخشانش می‌تواند موضوع فیلم بعدی رضایی باشد. ارزش تاریخ شفاهی در این است که چند وجهی باشد، این که گفتگوشونده عنان گفتگو را در دست بگیرد و به طراح پروژه فرصت برابری ندهد، این گفتگوها را تکراری و غیرجذاب می‌کند، در حالی که سوژه‌های رضایی، آنقدر جذابیت دارند که بتوان با آنها چالش و بخش‌هایی از تاریخ و مناسبات تئاتر امروز ایران را از طریق خاطرات و یادآوری‌های آنها مرور کرد.

برای یک شیفته تئاتر، تماشای «این صحنه خانه من است» و ادای احترام به حمید سمندریانِ بزرگ، دوست داشتنی است، حتی سهیم شدن در خاطرات تئاتر شهر و ایرانشهر و به یاد آوردن روزهای رونق تئاتر ایران، عزیز و محترم است. فرهنگ و رسانه ایران، نیازمند ثبت تجربه‌هاست، همان طور که افسانه ماهیان به درستی در سکانسی از فیلم اشاره می‌کند نسل امروز خود را مستقل از استادان بزرگ می‌داند، این بیگانگی با گذشته و نادیده گرفتن نسل قبل، امروز بیش از گذشته خود را در همه مناسبات اجتماعی و زندگی ایرانی نشان داده است، پس هر تلاش برای گره زدن ما به آنچه در گذشته داشته‌ایم، مهم است.

جعفر صادقی در مستند «سمفونی حمید» شخصیت چندوجهی و خاص حمید علیدوستی را ثبت و به دنیای او ورود کرده است. محمدعلی سجادی هم در مستند «حمید هما» به زندگی حمید سمندریان و هما روستا پرداخته و نقش سمندریان را در جریان تئاتر ایران، بررسی کرده است. مستند می‌تواند از بایدها عبور کند، روایت‌های کلیشه‌ای را پشت سر بگذارد و از واقعیت بگوید. مستند، گاهی بدون آنکه سازنده‌اش بداند، وجوهی از واقعیت تحریف شده و پنهان مانده را فاش می‌کند، گفتگوهایی با محور تاریخ و مرور گذشته، با فاش کردن این رازها، ماندگار می‌شوند.

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 216362 و در روز سه شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ ساعت 19:31:03
2026 copyright.