تاریخ انتشار:۱۳۹۹/۰۱/۱۱ - ۲۰:۵۶ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 133478

سینماسینما، علی پاکزاد

یک سال و این‌همه فیلم که گلچینش می شود «سرخپوست»، «متری شیش و نیم»، «قصر شیرین» و «مسخره‌باز».
بازیگرها هم که پر از بازی های تکراری. نقش هایی که چون جامه ای دوخته شده از تنشان به در نمی آید و با اینهمه دوتایشان خلاف عادت بودند و جامه ای دیگر و حتی جدید و نادیده به تن کردند اما نه روی آن لباس قبل.
نوید محمدزاده که همیشه فرودست و از کف خیابان برآمده بود و در این چندساله خوش درخشیده بود و مردم بازیگر گم شده شان را در او می جستند با دو نقش متفاوت در فراگردی خلاقانه حاضر شد و نشان داد که اگر چه جوان یاغی سینماست اما شورشش بی دلیل نبوده و فارغ از شخصیت برونگرا و آنارشیست می تواند در قالبهایی متفاوت تر از گذشته حاضر شود و درونگرایی ذاتی اش را نشان دهد. با اینهمه بر کسی پنهان نیست که او هر بار قسمتی از خودش را به نمایش می گذارد و ما از هیاهویی که همیشه در سطح محمدزاده می دیدیم به اندرونی پر ماجرایی کشانده می شدیم. قسمت‌های پنهانی که کارگردانها کشف نکرده اند بلکه او خود متناسب با داستانی که درونش قرار گرفته بروزشان می دهد.
نوید محمدزاده در متری شیش و نیم و سرخپوست در دو کالبد وجودی فارغ از گذشته این چندساله خود خوش درخشید و این شاید بزرگترین دستاورد بازیگری است که فقط چند سال است کار سینمایی اش را شروع کرده است. زورآزمایی هوشیارانه در متری شیش و نیم و شخصیتی چند لایه و درون زیست در سرخپوست شاهکاری است که از او در یک سال بر می آید.
حامد بهداد هم سکه ای است که در حین بازیگری می گردد و هر دو روی آن را می بینی گاه پس از چند چرخش و گاه آنی و دفعتا . تکامل از صفر تا صد در نود دقیقه بازی که به تاخت می رود و از نفس نمی افتد. قصر شیرین هم همین است. تحولی جاندار و پدرانه که غریزی است و او را از موجودی با عصبیت مفرط به کانونی گرم و با صفا مبدل می کند. همیشه می دانی که حامد بهداد در طول داستان چرخشی خواهد داشت. خلق لحظاتی که انگار آب سرد روی مخاطب می ریزد از پس لحظات انفجاری دیگی زودپز که صدای سوتش در آمده فقط کار اوست. گویی لحظه به لحظه بر سرعتش افزوده می شود و در لحظه ای که باید تصادف کند با چرخشی نرم جای بهشت را با دوزخ عوض می کند و عکسش البته صادق تر است.
از گردن کشی و خشونت و آب زیرکاهی قهرمانانه آس و پاس بازی های گذشته در قصرشیرین خبری نیست ما با چهره ای مسیحی از بهداد مواجهیم. این بازی یک بازگشت است. رجعت به جایگاه پدر.

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

آخرین ها