سینماسینما، منصوره بسمل
«اعتراف میکنم» از آن سریالهایی است که برای متفاوت بودن، سراغ یک فرمول ساده اما پرریسک رفته؛ یک فضای محدود، پروندههای جنایی و تکیه بر بازی بازیگران و گفتوگو به جای تعقیبوگریز و اکشنهای مرسوم. این مجموعه ۱۰ قسمتی و اپیزودیک، در هر قسمت پروندهای تازه را دنبال میکند و بخش مهمی از جذابیتش را از همین محدودیت فضایی میگیرد.
انتخاب فضای تقریباً تکلوکیشن، در نگاه اول میتواند یک محدودیت به نظر برسد، اما در «اعتراف میکنم» به فرصتی برای تمرکز روی شخصیتها تبدیل شده است. اینجا دیگر خبری از فرار، تعقیب ماشین و شلوغیهای معمول سریالهای پلیسی نیست؛ تنش باید از یک نگاه، یک مکث، تغییر لحن یا تناقض در یک جمله بیرون بیاید. همین موضوع، کار بازیگر و کارگردان را سختتر میکند؛ چون در چنین ساختاری اگر فیلمنامه کشش نداشته باشد یا بازیها از ریتم بیفتند، چهار دیوار خیلی زود میتوانند به چهار دیوار کسالت تبدیل شوند. برخی نقدهای منتشرشده نیز دقیقاً به همین دوگانگی اشاره کردهاند؛ یعنی تکلوکیشن هم نقطه قوت سریال است و هم مهمترین آزمون آن.
یکی از نقاط قوت مجموعه، انتخاب بازیگران است. مهدی هاشمی، پوریا پورسرخ، علیرضا ثانیفر و بهار کاتوزی در ترکیب اصلی قرار گرفتهاند و هرکدام بخشی از بار شخصیتپردازی را به دوش میکشند. در این میان، پوریا پورسرخ با گریم و چهرهای متفاوت، یکی از جذابیتهای سریال است. او از تصویر آشنای خودش فاصله گرفته و طراحی ظاهری شخصیت نیز به این تغییر کمک کرده است؛ تغییری که نشان میدهد پورسرخ ظرفیتهایی دارد که کمتر در نقشهای قبلیاش دیدهایم.
حضور روژان رضوانیان بهعنوان چهره معرفیشده سریال نیز اتفاق قابل توجهی است؛ مخصوصاً در کنار بازیگران باتجربهای که در مجموعه حضور دارند. این ترکیب میان چهرههای شناختهشده و بازیگران کمتر شناختهشده، یکی از انتخابهای هوشمندانه پروژه است.
اما شاید یکی از برگهای برنده «اعتراف میکنم»، حضور بازیگران مطرح در اپیزودهای مختلف باشد؛ از حامد بهداد، آزاده صمدی و ستاره پسیانی گرفته تا بابک حمیدیان، علی مصفا، لیلا زارع و مریم سعادت. هر قسمت با ورود یک چهره شناختهشده، کنجکاوی تازهای برای مخاطب ایجاد میکند و این ویژگی، به ساختار اپیزودیک سریال تنوع میدهد.
در میان این حضورها، بازی حامد بهداد در یکی از اپیزودها نیز مورد توجه قرار گرفته؛ بازیگری که با کنترل لحن، مکث، نگاه و زبان بدن، نشان میدهد حتی در یک فضای محدود هم میتوان دامنه قابل توجهی از تنش و احساس را خلق کرد.
با این حال، «اعتراف میکنم» بینقص نیست. مهمترین چالش مجموعه، فیلمنامه است. وقتی سریال تصمیم میگیرد اکشن را تا حد زیادی کنار بگذارد و در یک فضای محدود بماند، دیگر نمیتوان ضعف یک پرونده را پشت تغییر لوکیشن یا حادثه پنهان کرد. اگر معما جذاب نباشد، انگیزه شخصیتها به اندازه کافی شکل نگرفته باشد یا گرهگشایی با عجله انجام شود، مخاطب خیلی زود از بازی کشف حقیقت خارج میشود. برخی نقدها نیز در قسمتهای ابتدایی به همین مشکل، یعنی فراز و نشیب کیفیت پروندهها و گرهگشاییهای گاه شتابزده، اشاره کردهاند.
نکته دیگر این است که حضور بازیگران مشهور نباید جای شخصیتپردازی را بگیرد. ستاره بودن بازیگر بهخودیخود یک شخصیت را جذاب نمیکند؛ این فیلمنامه است که باید برای بازیگر، شخصیت قابل بازی بسازد. خوشبختانه به نظر میرسد سازندگان نیز آگاهانه تلاش کردهاند ستارهها را در کنار بازیگران کارکشته و چهرههای کمتر شناختهشده قرار دهند تا ترکیب بازیگری مجموعه یکدستتر شود.
در مجموع، «اعتراف میکنم» را میتوان تجربهای متفاوت و قابل دفاع در ژانر جنایی ـ پلیسی دانست؛ سریالی که به جای شلوغکاری، رویٍ بازی، دیالوگ، سکوت، نگاه و تعلیق روانی حساب کرده است. شاید همه اپیزودها به یک اندازه موفق نباشند و گاهی فیلمنامه از ایده جذاب اثر عقب بماند، اما جسارت در انتخاب فرم، ترکیب بازیگران و تلاش برای ساخت یک سریال جنایی متفاوت، ارزش دیدهشدن آن را دارد.
و شاید مهمترین نکته این باشد که «اعتراف میکنم» یادآوری میکند برای ساخت یک اثر جنایی الزاماً به خیابانهای شلوغ، تعقیبوگریز و انفجار نیاز نیست؛ گاهی یک اتاق، چند آدم مشکوک و یک حقیقت پنهان میتواند برای ساختن یک جنایت خوب کافی باشد.