سینماسینما، پویا نبی
یک. در همین ابتدا و سطور آغازین این یادداشت باید صریحاً و شفاف اعلام کنم فیلم سینمایی «تهران کنارت»، اثر متاخر علی بهراد نه تنها گام رو به جلو در کارنامه خالقش قلمداد میشود، بلکه در سینمای اخته، مبتذل، فاقد خلاقیت و سر تا پا پروپاگاندایی این سالهای ایران در کنار معدود آثاری همچون «پیر پسر» اکتای براهنی، «علت مرگ نامعلوم» علی زرنگار، «شب داخلی دیوار» وحید جلیلوند و «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» شهرام مکری قطعاً یک هوای تازه است.
دو. بهراد همچون نخستین فیلماش یعنی «تصور» با روایتی ضدپیرنگ و ساختاری تا حدی مدرن قصه شخصیتهایی را روایت و بازگو میکند که تقریباً هیچ نمایندهای در سینمای رسمی، محافظه کار و مجوزدار ایران ندارند و اتفاقاً بخش قابل توجهی از جامعه جوان کشور ایران به ویژه در کلان شهرهایی مثل تهران را تشکیل میدهند و فیلمی مثل «تهران کنارت» (با نام سابق «سرندیپیتی») برخلاف برچسبهای ساده لوحانهای از قبیل اینکه این فیلم نماینده جامعه ایران نیستند، اتفاقاً به لحاظ همخوانی با آنچه در عمق جامعه ایران برآمده در سالهای اخیر را بسیار دقیق و کار آمدتر از فیلمهای به اصطلاح اجتماعی ایران عمل میکند.
سه. یکی از شاخصهها و ارکان اصلی «تهران کنارت» تیم بازیگران آن است، در دورانی که سینمای محافظه کار ایران اسیر و دلباخته تعدادی چهره محدود و البته فوتبالی شده! فیلم متاخر علی بهراد با دوری جستن از الگوهای امتحان پس داده و نخ نما و با استفاده از چهرههای جوان چه در ایفای نقشهای اصلی و چه نقشهای فرعی، شیمی تازه از ترکیب بازیگران را به نمایش میگذارد که در محصول نهایی بغایت دقیق، درست و موفق عمل میکند به قدری که تصور این فیلم بدون حضور بازیگری چون علی شادمان و آناهیتا افشار تقریباً غیر ممکن است و یکی از چندین دلیل اصلی موفقیت فیلم در بازخورد با مخاطب عام هم دقیقاً همین الگوی انتخاب بازیگران است. «تهران کنارت»، خارج از آن تعارفات و ذوق زدگیهای ژونالیستی ایران یکی از بهترین نقش آفرینی های کارنامه علی شادمان و آناهیتا افشار را رقم میزند و قطعاً این فیلم را باید فراز تازهای از کارنامه این دو بازیگر جوان و با استعداد ایران که به دلیل ساخت و تولید انبوهی فیلم و فیلمنامه فاقد ارزش های بصری و البته دراماتیک در سینمای ایران وجوه مختلف توانایی آن ها عیان نشده است. «تهران کنارت» چند سکانس دو نفره بسیار خوب بین این دو بازیگر را به تصویر می کشد، خاصه، سکانس ملاقات نخست شادمان و افشار در آن رستوران، یا صحنه های حضور در اتومبیل و در پرده نخست فیلم.
چهار. یکی از نمودهای اجرای یونیک و در عین حال آیرونیک زوج بازیگر فیلم سینمایی «تهران کنارت» شیوه ادای دیالوگها و لحن به اندازه ای است که در اجرای چنین فیلمنامههای که طنز زیر لایه هم در اغلب سکانس هایش دارد، طلب میکند. کافی است برای اثبات این ادعا به بازی آناهیتا افشار در سکانس مهمانی پایانی فیلم نگاهی دوباره بیندازید، که با چه مهارتی و در یک حرکت سینوسی دیالوگهای مربوط به خاطره گویی را ادا میکند و به قدری دقیق و درست این دیالوگها را با همخوانی کامل با میمیک صورت بالا و پایین میکند که در نهایت اتمسفری بدیع از اجرای آن سکانس به یادگار باقی میماند.
پنج. علی رغم پتانسیلهای بالایی که فیلمنامه «تهران کنارت» به عنوان یک سازه پیچیده، دقیق و چند وجهی بنا میگذارد، اما نباید از کارگردانی پخته و همخوان با روح فیلمنامه این اثر هم به سادگی عبور کرد. انتخاب کمپوزیسیون های خلاقه، تدوین درست، انتخاب نور و رنگ همخوان با روح اثر و در نهایت باند صوتی فوق العاده امیر حسین قاسمی (که بی تردید یکی از گنجینه های صداگذاری در سینمای ایران است) شمایلی ویژه و خاص از فضای گرافیکی این فیلم تولید و عرضه میکند، به گونه ای که علاقمندان فیلم بین و پیگیر سینما نام علی بهراد را به عنوان یک گزینه کنجکاوی برانگیز در سینمای سالهای آینده ایران دنبال میکنند.
شش. این یادداشت را علاقمندم با یک افسوس به پایان برسانم ، افسوس از اینکه چرا افکار کوچک زنگ زده امکان عرضه و نمایش چنین فیلم خوبی را بیش از سه سال از مخاطبان سینمای ایران دریغ کردند؟ چرا صنعت تولید، پخش و نمایش سینمای ایران دست از محافظه کاری های ساده لوحانه خود بر نمی دارد و فروش قابل توجه فیلمی مثل «تهران کنارت» را مبنای تولید آثار سینمایی قرار نمیدهد؟ چرا باید سینمای ایران در انحصار تعدادی محدود از فیلمسازان ارگانی (بخوانید خودی) و شبه کمدی سازهای مبتذل بماند و فیلمسازانی همچون علی بهراد هر چند سال یکبار توانایی به تصویر کشیدن جهان شخصی و یونیک خود را داشته باشند؟ تا کی قرار است مخاطب فیلم بین و علاقمند به انواع دیگر روایت در داستانگویی به دلیل دو قطبی فیلمهای پیژامهای و ارگانی از چرخه سینمای ایران حذف شود؟ در پایان ذکر این نکته ضروری است که تماشای فیلم «تهران کنارت» سوای دیدن یک فیلم خوب و متفاوت، حمایت از جریانی است که بدنه دولت و برخی از سینماگران با برچسبهای اقتصادی و البته اخلاقی درصدد منزوی کردن آن هستند.