تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۱/۲۲ - ۱۶:۴۰ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 110291

سینماسینما، محسن جعفری‌ راد

یکی از سوالات مهم مخاطبان خاص سینما در اکران نوروز و به خصوص آنها که فیلم بهرام توکلی از زندگی غلامرضا تختی را در جشنواره دیده بودند، این است که چرا چنین فیلمی با وجود اینکه ساختار قوی دارد، فروش پایین تر از حد تصوری را تجربه کرده است که به زعم نگارنده چند دلیل دارد.

۱- مخاطب ما عادت به تنوع ژانر ندارد. چون سینماگران ما این بستر را مهیا نکرده اند که مخاطب حق انتخاب بیشتر و بهتری داشته باشد.  یعنی تماشاگر ما بین درام اجتماعی از نوع تلخش و کمدی از نوع بزک کرده اش مجبور است یکی را انتخاب کند که اولی می شود متری شیش و نیم  (سعید روستایی) و دومی می شود رحمان ۱۴۰۰ (منوچهر هادی) و این قاعده در سال های اخیر پابرجا بوده و کمتر فیلمی توانسته غیر از این دو نوع سینما، موفق باشد.

۲- چرا باید مخاطب فیلمی از زندگی تختی ببیند؟ کارگردانش، کارگردان «مخاطب عام پسندی» مثل منوچهر هادی و مسعود ده نمکی است یا بازیگر چهره ای مثل رضا عطاران،مهران مدیری و جواد عزتی دارد؟ درباره فیلم قبلی توکلی فرق می کرد که اتفاقا در راستای تنوع ژانر بود اما دو نکته مثبت و متمایز نسبت به تختی  داشت که باعث فروش موفق آن شد. اول اینکه فیلم تنگه ابوقریب  دو چهره موفق در فهرست بازیگرانش داشت یعنی جواد عزتی و امیر جدیدی و دوم اینکه سینمای جنگ و اکشن را  با ریتم و ضرباهنگی نو  مورد هدف قرار داده بود و نسل جدید به خوبی با آن ارتباط برقرار کردند.

۳- دلیل سوم نبود حتی یک چهره بفروش در میان بازیگران فیلم است. بازیگران سنین مختلف نقش تختی که همگی نابازیگرند و طبعا کسی برای آنها به سینما نمی رود و بازیگران نقش های فرعی هم هیچ کدام در حد و اندازه بازیگر تجاری نیستند.

۴- روایت و ساختار فیلم هم می تواند موثر باشد،همان اتفاقی که برای فیلمی مثل تنگه ابوقریب افتاد و اینجا نیفتاد. در آن فیلم مخاطب امروز  غرق در سینمای هالیوود و سریال های جهانی خوش رنگ و لعاب ،با تصویرجدیدی از جنگ رو به رو می شد و صحنه های اکشن با جلوه های بصری و میدانی، دست کمی از نمونه های خارجی نداشت اما در اینجا صرفا قرار است به دهه بیست و سی برویم و همین!

۵- اغلب سینماروهای ما در تعطیلات نوروز و حتی کل سال تین ایجرها هستند. یعنی مخاطبانی که بین ۱۵ تا ۲۵ سال سن دارند. برای سرگرمی چنین مخاطبی، اطلاعات ویکی پدیایی و محافظه کارانه از زندگی تختی و به خصوص مرگش چه جاذبه ای می تواند داشته باشد؟ توجه کنید که داریم درباره مخاطب عام حرف می زنیم. برای مخاطب عام، فضاسازی فوق العاده بهرام توکلی – به خصوص طراحی صحنه متقاعدکننده از دهه بیست و سی و فرم بصری خلاقانه که هر دو رشته، سیمرغ جشنواره فجر را دریافت کردند- مهم نیست و او صرفا می خواهد سرگرم شود و در فیلم چنین چیزی پیدا نمی کند.

۶- در تاریخ سینمای ایران کدام فیلم در قالب یک درام ورزشی، فیلم پرفروشی از آب درآمده که این دومی باشد؟! از حضور بازیکنان  دو تیم فوتبال پرسپولیس و استقلال گرفته تا کسانی مثل علی پروین و …هیچ گاه نه تنها فیلم پرفروشی ساخته نشده بلکه دیگر عطای حضور در سینما را به لقایش بخشیدند! و اولین بار و آخرین بارشان بود!

۷- در چنین مواردی تاثیر جشنواره فجر در فروش بهتر یا بدتر ،آن هم در  بهترین مقطع زمانی سال یعنی نوروز بیش از پیش برجسته می شود. فیلم تختی چند جایزه مهم از جشنواره می گیرد و هنگام اکران نیز انواع و اقسام کشتی گیران و ورزشکاران مشهور به اکران آن دعوت می شوند اما اینها برای مخاطب نوروز،ارزشی ندارد، چون او می خواهد سرگرم شود.

۸- فیلم تختی کمی دیر به جدول اکران اضافه شد و تبلیغات مناسبی نسبت به سایر فیلم ها نداشت و اگر تبلیغات خلاقانه ای  هم قرار بود انجام گیرد ،روی چه چیزی مانور می دادند؟ نه بازیگر شناخته شده ای مثل مهران مدیری یا نوید محمدزاده  و جواد عزتی دارند (به ترتیب ، بازیگران ستاره  سه فیلم اول فروش اکران نوروز) و نه رنگ و لعاب خاص سینمایی و هیجان انگیزی در آنونس های آن دیده می شود، در صورتی که می شد مثلا کمی فضا را مهیج کرد و حتی مصاحبه های جنجالی و البته غیر زرد با برخی از هم دوره های تختی و یا خانواده اش و یا افراد صاحب نظر درباره زندگی و به خصوص مرگ او انجام داد و اشتیاق و کنجکاوی مخاطب را دو چندان کرد.

۹- کدام فیلم بیوگرافیک و زندگینامه ای در سینمای ایران جواب داده و اصلا چند فیلم در این نوع فیلم ها ساخته شده است که منتظر فروش موفق آن باشیم؟ وقتی مخاطب، شناختی از سبک فیلم مورد نظر ندارد،طبعا کنجکاوی هم برای آن پیدا نمی کند.

۱۰- و نکته آخر اینکه انگار برای خود سازندگان فیلم تختی، فروش آن محلی از اعراب ندارد. هر چقدر که چند منتقد و روزنامه نگار و بازیگر و حتی سرمربی کشتی مثل طالقانی تاسف خوردند که جای این فیلم در قعر جدول فروش نیست، از طرف تهیه کننده و کارگردان فیلم نه مصاحبه ای مکتوبی انجام شد و نه ویدئویی پخش شد تا حس همدلی برای مخاطب برانگیخته شود. می دانیم که تا پانزده فروردین نشریات تعطیل هستند اما فضای مجازی که ماشاءالله! بیشتر از همیشه در این روزها رونق دارد و می توان روی آن حساب باز کرد. وقتی خود سازندگان فیلم، تمایلی به برجسته کردن فیلمشان ندارند، آن وقت از چه کسی انتظار دارند؟! طبعا اینجا بحث حرمت امامزاده و متولی و این جور چیزها به میان خواهد آمد. هر چند بحث سینمادار هم به وسط می آید که بیشتر دوست دارد محمدرضا گلزار و نوید محمدزاده روی پرده سینمایش باشد تا نابازیگرها و به این شکل از تعداد سینماها و سئانسهای فیلم تختی قطعا کاسته خواهد شد.

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها