سینماسینما، آریو همتی
فیلم «جزیره رنگین» با ساختاری آوانگارد، در سال ۱۳۹۳ به نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی خسرو سینایی با اقتباسی آزاد از زندگی احمد نادعلیان ساخته شده است.
خسرو سینایی کارگردان مولف و صاحب سبک ما، با نگاه مستند ـ روایی و با قرار دادن نقاشی در جایگاه سوژه اثری هنر سوژهگرا و با عبور از نگرههای قالبیک، فراسوژهگرا را آفریده است.
این اثر که در آن درک روابط علی ـ معلولی و دال ـ مدلولی محور قرار دارد و به نسبتهای جهان سنت ـ مدرن و همچنین تفاوتزدایی جغرافیایی، قومی، نژادیک، زبانی، جنسیتی، عقیدتی و… با محوریت هنر ـ نقاشی میپردازد به شدت تاثیرگذار است.
فیلم با موسیقی بینظیر لوریس چکناواریان و بین دو ارتفاع و فضای سبز بینابینی آنها و سپس دریا و قایقی که که دارد مسافران و توریستهایی را به جزیره هرمز میآورد شروع میشود.
دکتر با عبور از سوژه اومانیستی و تابع شناسا به سمت سوژه فاعل شناسا با آرامش درونی و نگاه مشاهدهگر غیرقضاوتمدار وارد هرمز میشود. در کوچهها و از کنار خانهها عبور میکند و هر چه به محل موزه ـ نمایشگاهی که در جزیره ساخته نزدیکتر میشود با دیوارهای رنگین و نقاشی شده و شاد و شادتر ما را به جهان هنر میبرد. و به محل نمایشگاه میرسد. تلفیق نقاشی ـ هنر طبیعی بومی با اقتصاد مردم کمتوقع جنوب و اقتصاد خود مجموعه، اثر را وارد چالشهای مهم میکند. از یک سو دکتر به عنوان فاعل شناسا توانسته بخش مهمی از جزیره و بیشتر زنان و دختران پرشور و زندگیگرای آن را با خود همراه کند و برای آنها هم امکان آفرینشگری فراهم سازد و هم امکان مالی ـ پولی و از یک سو بخشهایی از جزیره در مقابل هنر ـ اقتصادی که دکتر برای آنها فراهم کرده نگران مسائل خانوادگی و تضاد زن و شوهری و یا از سوژگی حذف شدن جوانان مواد فروش و… هستند. به هر حال دکتر توانسته از یک جهان مرده، یکنواخت و بیرمق یک جهان معنامند بسازد . مبارزه هنر برای پالایش دکتر را به عنوان ستونی اصلاحگر، معنابخش و هویتمدار صافی گونگی که همه را تعالی خواهد بخشید. هنر در مبارزه با اعتیاد پیروز میشود، هنر در مبارزه با مرگ و بیمعنایی پیروز میشود، هنر در مبارزه با تفاوتسازیهای غیرطبیعی و در مبارزه با کسانی که نگره جنسیتی دارند پیروز میشود.
استفاده از پتانسیلها و داشتههای هرمز و آن جغرافیا مانند خاک آن در آفرینهها و ارتباط انسان و طبیعت به شکل غریزی پیشینی و سپس به شکل وسیلهگی، احاطه بر پدیدارها و آشنایی آگاهیمند بر آن که توسط آموزشهای دکتر برای اهالی شکل گرفته ما را به اندیشیدن پیرامون رابطه فرد با طبیعت وادار میکند. استفاده از رنگهای شاد در نقاشیها فضایی رنگارنگ و جذاب و عبور از جهان سیاه و سپید ایدئولوژیها برای مای مخاطب جذابیت بصری ایجاد میکند. لباسهای خوش رنگ دختران هرمز، اتفاقهای عاشقانه و دوام و قرار زندگی در بستر روایت سینایی مرزبندیهای روشنفکری با تودهها را کمرنگ و بیرنگ کرده است. جهان جزیره رنگین فصل همزیستی آنچه سنت و عقبه فرهنگی است با آنچه مدرن است را فراهم میآورد. هنر به دیالوگ همه افراد از فرهنگهای مختلف تبدیل میشود و اینجا نقاشی به عنوان یک پرتو از کلمه ـ پدیدار و کلمه ـ نقش صلحگرا، زندگیزا، آفرینشگر، هویتساز و محل گفتگوی تمدنهاست. سینایی حتی در دل روایت خود گاهی به نقد آنچه سنت غیر فرارو است نیز میپردازد مانند روایت یکی از زنان بومی که در توضیح آفرینههای هنری خود ـ نقاشیهایش ـ به شرح کودک همسری مادرش ، کودک همسری خودش و چند همسری مردان هرمز از دل رنج تاریخی مینگرد و این مسله برای برخی بازدیدکنندگان قابل توجه است. اقتصاد زنان چه زن مغازهدار، چه دوخت و دوز و خیاطی و از همه آنها مهمتر در جهان پسادکتر برای آنها هنر و نقاشی بسیار جلب توجه میکند. هنر مفهوم صافیگرای خود را در مقوله هنر به مثابه عشق در استحاله زیست معمولی به زیست هنری و زایشگرا بازتولید میکند. بازی درونگرای درون ریز مهدی احمدی در همپوشانی با بازیهای عمدتا درونگرای درون ریز بازیگران بومی قرار دارد و حیا، مهربانی و کمتوقع بودن را توانسته تعین تصویری ببخشد. از دیگر بازیگران این اثر طیبه دهقان منشادی، نرگس هرمزی ،عبدالرسول دریاپیما، محمد سلامتی و… هستند که به بنا بر تاکید کارگردان بر طبیعی بودن، همه طبیعی به ماهو طبیعی و به قاعده حضور دارند. یکی دیگر از همزیستیهای جهان سنت و مدرن، آموزش پیتزا برای سفره خانه سنتی است که اگر توریستهایی مایل به غذای سنتی نیستند بتوانند با پیتزا جذب شوند. حضور گوسفندان در کوچهها و میان جهان نقاشی شده دیوارها هم نمونهای دیگر از حضور همافزای جهان سنت ـ مدرن است.