سینماسینما، دامون ترابی
مانیفست «سرتون رو از تختخواب دیگران بکشید بیرون» و «سرتون تو زندگی خودتون باشه» در ادامه سری نمایشهای بورش و خون در «خون بس» هم خیلی صریح و بیپروا فریاد زده میشود. به نظر، اصلیترین پیام سه گانه خون بازی اَبَــر احترام به زندگی خصوصی و پذیرش تفاوتهای انسانهاست که صدای این پیام در پس زرق و برق پیدا و پنهان هر سه نمایش با وجود تکرار مکرر گاهی گم میشود.
«خون بس» به جرات یکی از پر طمطراقترین و با شکوهترین تئاترهای چند سال اخیر است… فُرم و صحنه و لباس به غایت چشم نواز و درخشان جلوه میکند. دکورها و اسباب صحنه ابدا بیهویت نیست. در بسیاری از لحظات شدیدا تماشاچی را یاد صحنهپردازیهای کارهای دکتر علی رفیعی میاندازد.
در هر سه قسمت تریلوژی صابر ابـر ، «خون» به واقع نشانگانی از همان رنج و مصیبتی است که کاراکترها با خود حمل میکنند… رنج به مثابه آزارهای فروخفته پیدا و پنهانیست که حالا ریشه دوانده و پشهها و مگسها را در عمارت خونی تعفن زده پُر کرده… خیانت، شرم ، نفرت، حسرت، کینه و قدرت در گوشه و کنار آن عمارت سایه افکنده و به واگویی عریان صحنهها کمک میکند. در اینجا زخمها همچنان پابرجا هستند و قرار نیست حتی با خون بس التیام یابند.
«خون بس» در ادامه دو روایت قبلی ابَـر، تلاشی جسورانه و رقتانگیز در راستای روایت خشونت، امید و رهایی ست؛ که بهواسطه نگاه شخصی صاحب اثر و زبان بصری منحصربهفردش، تجربهای تأملبرانگیز و قابل بحث ارائه میدهد. با این حال در برخی لحظات، فرم بر محتوا غلبه میکند، ریتم گاهی کند میشود و از قدرت دراماتیک اثر میکاهد.