سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی
حال و هوای نقاشیهای به نمایش درآمده در بیست و دومین نمایشگاه انفرادی مریم نمین در گالری سوهام بیتردید برای هر بیننده دوستدار هنر نقاشی، تجربهیی تازه به همراه خواهد داشت. چرا که در همهی نقشهای پُررنگ و نوری که بر بوم نقاشی دیده میشود، آشکارا با نوعی تضاد و تناقض و چندمعنایی در روایت رو به رو میشویم. هرچند که این تصاویر، آگاهانه از روایتگری میگریزند و از بینندهی خود این واکنش را طلب میکنند که تنها به حس و حال خود، در همان لحظهیی که به تماشای یک اثر ایستاده است، تکیه کند و حتی گاهی بیرون از آنچه در قاب یک نقشپردازی زیبا و خوش آب و رنگ میبیند، فراتر از سرزندگی ظاهری کودکان شادی که در نقاشی دیده می شوند، با دیدن آنچه در کنار همین چهرههای شاد میبیند، با حس تعلیقی آشکار، هم زمان ترس و تردید و ناآرامی را نیز در درون آنها به ذهن بیاورد و دریابد که پابرهنگی یک کودک شاد که با وجود پابرهنگی، گویی به آینده لبخند میزند؛ به خودی خود یک تناقض و تضاد معنا شناختی آشکار است که میتواند شگفتآور تلقی شود. («تیساپه» در زبان تبری و در گویش مازندرانی به معنای برهنه و عریان و خالی از حشو و افزونه است. به همین روی برای مازندرانیها، «تیساپه لنگ» به معنای «پابرهنه» و «تیسا پلا» به معنای پلوی بدون خورشت، معنای آشنایی دارد!)
وجود نمادها و نشانههایی مثل قارچهای سمّی و کشنده، بوقلمونهایی که تداعی کنندهی آدمهای فریبکار و دو رو و دغل هستند، برشدّت این تضادها و تعارضهای معنایی موجود در اثر میافزایند. شاید بتوان گفت که در همهی نقاشیهایی که بر روی بوم در اندازههای بزرگ به نمایش درآمدهاند، افزون بر قارچهای سمّی، بوقلمونها و کودکان پابرهنه و… یک نشانهی معنادار پرتکرار دیگر هم پیدا میشود: تکههای کوچک آینه که درگوشه و کنار تابلوها جاخوش کردهاند. تکههایی از یک وسیله و ابزار حقیقتنما که در لحظه میتواند آنچه را که یک آینه میبیند- چه خوب و چه بد، چه زشت و چه زیبا- به ما به خوبی نشان دهد. با شکسته شدن این آینهی حقیقتنما و پراکنده شدن تکههای آن بر سطح هر تابلو، انگار هنرمند آفرینندهی این نقشهای خوش آب و رنگ به این نکته اشاره دارد که شوربختانه ما هم اکنون در روزگاری به سرمی بریم که در زیست بوم فرهنگی و اجتماعی مان، بیان حقیقت و نقد رفتارها معنایی ندارد و درست به همین دلیل است که آینههای حقیقتنما، به دست آدمهای نقد ناپذیر و حقیقت گریز، این گونه، شکسته و تکهتکه میشود.
در گروه دیگری از تابلوها که با طراحیها و ترکیبهای متفاوتی در اندازههای کوچکتر در قابها جا گرفتهاند، بازهم نمادهایی مثل قارچهای سمّی و گنجشگها تکرار شدهاند. در این نقش پردازیها، دیگراز رنگهای تند و شاد و گرم نشانی نیست. این نمونهها که تنها با ترکیب یکی دو رنگ ساده با استفاده از مداد رنگی و رنگ آمیزی با قلم مو شکل گرفته اند، با نوعی سادگی و در عین حال ترکیب بندیهای چشم نوازی رو به رو میشویم که در مقایسه با تابلوهای بزرگ پرآب و رنگ که از رنگ و روغن و اکریلیک در آنها استفاده شده، بسیار متفاوت به نظر میرسند.
تماشای بیست و دومین نمایشگاه انفرادی مریم نمین به عنوان یک نقاش نوآور و خلاق، به خوبی نشان میدهد که این هنرمند به چرخهی دوسویه آفرینندگی و خلاقیت هنرمند و مخاطب اثر هنری، اعتقادی راسخ دارد، چرا که او معنا و مفهوم موجود در یک اثر را امری از پیش تعیین شده نمیداند و بر این باور است که معنای هر اثر باید از نگاه هر بیننده درست در لحظهی رویارویی با همین رنگ و نقش هایی که بر تابلو ی نقاشی نشسته است، درک شود. دریافت ویژه یی که در مقایسه با دیگر بینندگان اثر بسیارمتفاوت و دیگر گون خواهد بود و چه بسا که در لحظه یی دیگر و در فردایی دیگر، حس و حال دیگری برایش به همراه بیاورد.
پشتیبانی گالریهای خصوصی و مستقلی همچون گالری سوهام که به شکل خودخواسته و با هدف حمایت از هنرمندان مستقل، برای ارایه و عرضه ی هرچه بهتر آثار آنان تلاش میکنند، به ویژه در غیاب پشتیبانی جدّی نهادهای رسمی و دولتی فرهنگی – هنری به راستی جای سپاس و قدردانی فراوان دارد.




