تاریخ انتشار:۱۳۹۹/۰۶/۲۶ - ۰۵:۵۵ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 142471

سینماسینما، زهرا مشتاق

همه چیز در فضایی خاکستری و نیمه تاریک می گذرد. در جایی شبیه به جنگلی انبوه، جایی تفریحی، شهری به نام اوزارک که داستانی هولناک در حال تکمیل شدن است. اگر تا به حال یک مزرعه بزرگ خشخاش ندیده اید که چگونه از آن هروئین خالص به دست می آید؛ و اگر تا به حال نتوانسته اید ببینید پولشویی چگونه روندی دارد، می توانید سریال اوزارک OZARK را ببینید. محصول نتفیلیکس به تهیه کنندگی مدیا رایتز کپیتال و کارگردان های مختلفی از جمله بیل دوبو. داستانی در سه فصل و هربار ده قسمت. انباشته از جنایت، کشتن آدم ها و شکار حیوانات، تا سرقت و شنود و آدم فروشی. اما همه این ها، در خنثی ترین شکل ممکن بیان و انجام می شود. گویا آدم های اوزارک خلق شده اند تا مهیب ترین جنایت ها را در خونسردانه ترین شکل ممکن انجام دهند. بنابراین خبری از تعقیب و گریز و پلیس بازی به شیوه هایی که بارها دیده شده نیست. همه چیز آرام است. آدم ها و اتفاقات در فضایی خاکستری پیش می روند. آنها برای حفظ جان خود دست به هر کاری می زنند. اما یادتان باشد، در کمال خونسردی. این ترجیع بند این سریال آمریکایی است.

محال است جیسون باتمن که نقش مارتی برد(پدر خانواده) را بازی می کند؛ حتا در یک پلان غافلگیر شود. او همانطور که در حال دادن مشورت به یک مشتری درباره امور مالی است، روی لب تاب خود در حال تماشای فیلمی است که حاوی خیانت همسرش است. تصویری که در ابتدا تصور می شود یک فیلم پورن است، ولی رفته رفته معلوم می شود او فیلم خیانت زنش را بارها و بارها در سکوت و بدون هیچگونه واکنشی تماشا می کند. او گانگستر نیست. دزد و آدمکش هم نیست. بلکه اشراف او به اعداد است که او را وارد دنیای مخوف این آدم ها می کند. او خدای اعداد است و می تواند و بلد است که چطور در مدتی کوتاه میلیون ها دلار پولشویی کند. و همین است که از او یک آهن ربا می سازد. او بی آنکه بخواهد نشست و برخاستش با بزرگترین گروه های مافیایی داخل و خارج از آمریکا است. او یک اخلاق مدار نسبتا فاسد است که برای حفظ جان خانواده اش هر کاری می کند. فرار بی فایده است. برای همین ایستاده و با دست های خالی نه تنها از خانواده اش مراقبت می کند، بلکه آنها را نیز با خود همراه می کند. معشوقه زنش کشته می شود و او با حفظ فاصله! از ویندی برد هم برای گذر از این بحران نفس گیر کمک می گیرد. و ویندی، با بازی تاثیرگذار لورا لینی زنی که زمانی سیاستمدار بوده و حالا باز همان نقش به کمکش آمده است. و نگاه هایش، چشم هایی که می تواند حتی ماموران اف بی آی را فریب دهد یا آچمز کند. گویا روح آغشته به خلاف در خون آن هاست. چون حتی خودشان از تمهید پسر کوچکشان برای درست کردن حسابی با ۱/۸ میلیون دلار با یک نام تقلبی شگفت زده می شوند. جونا برد، پسر نوجوانی با بازی اسکایلر گایدر که عاشق شکار حیوانات است و در آن سن کم هنگام مرگ همسایه پیرشان، چنان سخنرانی قرایی می کند که همه مخاطبان از جمله والدینش را به تعجب و تحسین وا می دارد. به نظر می رسد پولشوی کوچک بعدی او باشد. فقط شارلوت است که دیگر تحمل این همه دروغ را ندارد. دختر خانواده با بازی سوفیا هابلتز. او می گوید خانواده اش را دوست دارد. اما تحمل آنها دیگر برایش غیرممکن است.
اوزارک پر از شخصیت های عجیبی است که هر کدام چیزی برای غافلگیری در چنته دارند. درست مثل روث لنگمور با بازی جولیا گارنر. قیافه ای سرد، بی روح و رفتارهای حرص درآوری که تا مرز وقاحت پیش می رود. یک موذی آب زیرکاه که فقط به پول فکر می کند. به هر قیمتی، حتی به قیمت کشتن دیگران یا سرک کشیدن میان تابوت ها و کفن های پاره پاره شده، وقاحت ترسناکی که در عین حال تلاش برای حفظ یک خانواده از هم پاشیده است. پدرش را از زندان بیرون می آورد و سرپرستی عموزاده هایش را که فقط چند سال از آنها بزرگتر است، به عهده می گیرد. و از یک ظرفشوی ساده به مدیریت یک کلوپ رقص برهنه ارتقا می یابد.
اوزارک یک زن و شوهر فاجعه بار درخشان هم دارد. یک زن و شوهر روستایی، خشن و صاحب یک مزرعه بزرگ خشخاش که برای حفظ کسب و کار خانوادگی خود می توانند حتی یک آدم را درسته تکه تکه کنند و قورت دهند. نقش دارلن اسنل را لیزا عمری بازی می کند. زنی پیر شده که شوهرش را متقاعد کرده بچه ای را به فرزند خواندگی قبول کنند تا کسی باشد که این همه ثروت به او برسد. به خصوص مزرعه خشخاش.
اوزارک یک عالمه شخصیت های فرعی دارد، که به وقت و درست خودشان را به قصه اصلی می رسانند و همه چیز را بهتر و به قاعده تر پیش می برند. مثل شخصیت کشیش و همسرش و نوزاد آنها که نقشی خاص در زندگی بردها ایفا می کند.
و البته لوگوی آغاز فیلم. یک او بزرگ که حرف اول اوزارک است. شهری بندری که همه وقایع در آن می گذرد. او به چهار قسمت تقسیم می شود و در هر خانه تصویری نمادین است. نشانه های خلاصه شده از آنچه خواهیم دید.
اما اجازه بدهید ستایش دوباره ای شود از جیسون باتمن به نقش مارتی برد که می شود گفت شاهکار بازی می کند. یک خونسرد حرفه ای. نهایت تعجبش این است که ابرویش را بالا ببرد و سری تکان بدهد و برود پی کارش. با چشم ها و ظاهری بسیار محترم و خانواده دوست. او مشت خود را سفت نگه داشته است و هر چقدر که بخواهد از آن بازی بیرون می ریزد. جیسون باتمن که بیشتر با نقش هایی رئال و کمیک به یاد می آید؛ چنین توانایی از خود نشان می دهد. و شاید جالب باشد که بدانید ۸ قسمت از اوزارک را او علاوه بر بازیگری، کارگردانی هم کرده است. و همین کارگردانی برای او یک جایزه گلدن گلوب به ارمغان آورد. درست مثل جایزه ای که جولیا گارنر برد.
اوزارک را ببینید، به خاطر جیسون کنت باتمن متولد ۱۴ ژانویه ۱۹۶۹.

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها