سینماسینما، محمد جلیلوند؛
سریالهای بلند و پُرقسمت، مملو از شخصیتهای مکمل و فرعیاند؛ شخصیتهایی که نقشی کلیدی در پیشبرد روایت دارند و داستانکها را شکل میدهند. بهویژه در سریالهای پلتفرمی که این روزها مخاطبانی میلیونی پیدا کردهاند و رقابتی داغ میان پلتفرمهای نمایش آنلاین به راه انداختهاند، حضور پرتعداد بازیگران در نقشهای مکمل بیش از پیش به چشم میآید. یکی از این آثار، سریال «هزار و یک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی است؛ بهخصوص در بخشهای مربوط به جهان موازی و جهانی که «ملک» پادشاه آن است. یکی از این شخصیتها «مهناز خطیبی» در نقش «دلیله» است؛ نگهبان قصر ملک که با توجه به مدت زمان حضورش در سریال، تأثیرگذاری قابل توجهی دارد و با تیپی متفاوت، بهخوبی در بافت قصه جا افتاده است. در میانه سریالی که با ستارههای مشهور و پرتعداد ــ هرچند نه همیشه با عملکردی درخشان ــ اشغال شده، رسیدن به فرصتی برای دیدهشدن و جلب توجه، برای یک استعداد نوظهور کار سادهای نیست. با این حال، به نظر میرسد خطیبی از همین روزنه باریک فرصت، در حال ارائه تیپی تازه و کمتر آشنا از بازیگری در تولیدات نمایشی ایرانی است؛ موضوعی که پیشینه هنری چند وجهی او نیز آن را پشتیبانی میکند.
یکی از مسیرهای ماندگاری در عرصه بازیگری، فعالیت در شاخههای مختلف هنرهای نمایشی است؛ حوزهای گسترده که از نویسندگی تا عروسک گردانی و صداپیشگی را دربرمیگیرد. صداپیشگی، بهویژه، وجه اشتراک بسیاری از بازیگران نسل متأخر ایران به شمار میرود. برای نمونه میتوان به هوتن شکیبا اشاره کرد که در کنار بازیگری، بهعنوان صداپیشه نیز حضوری موفق داشته است. مهناز خطیبی نیز در همین دسته قرار میگیرد. او کارشناسی و کارشناسی ارشد بازیگری را از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانشگاه تربیت مدرس دریافت کرده و در نمایشهای متعددی، بهخصوص در تئاتر، بهعنوان بازیگر حضور داشته است. صحنه نمایش که بازیگران بسیاری را به سینمای ایران معرفی کرده، تأثیر چشمگیری بر بیان و حرکت بازیگر دارد؛ تأثیری که بخش مهمی از آن حاصل تمرینهای مداوم است. به همین دلیل، بسیاری از صداپیشگان شاخص ایران از دل تئاتر بیرون آمدهاند و تسلط قابل توجهی بر صدا و تیپسازی دارند. خطیبی که سابقه همکاری با گروه موفق و پرمخاطب «کلاهقرمزی» و عروسک گردانی کاراکتر محبوب «دیبی» را در کارنامه دارد، در سریال «پیکولو» محصول پلتفرم فیلیمو نیز حضوری پررنگ داشته و با حضور در اتاق فکر مجموعه، نقشی مؤثر در شکلگیری آن ایفا کرده است؛ مجموعهای که میان مخاطبان کودک و نوجوان طرفداران پرشماری دارد. او برای شخصیت «شالی» صدایی ویژه و کاملاً اوریجینال خلق کرد که ارتباط خوبی با مخاطبان برقرار کرد. ضبط همزمان نیز هماهنگی مؤثری میان صداپیشه و عروسکگردان ایجاد کرده و نقش مهمی در جلب نظر مخاطبان «پیکولو» داشته است.

او پس از این تجربه موفق ــ تجربهای که با وسواس بسیار ساخته شد اما آنچنان که باید دیده نشد ــ در سریال «هزار و یک شب» که این روزها در حال پخش است، ظاهر شد؛ آن هم در بخشهای مربوط به قصه مشهور هزار و یک شب و جهان موازی با جهان امروز؛ جهانی که شخصیتهایی چون آشیان، نیلوفر و زمان، محورهای اصلی آن به شمار میروند. مصطفی کیایی برای خلق شخصیتهایی مانند شهریار، برادرش زمان و دیگر شخصیتهای مکمل ــ که تعدادشان نیز کم نیست ــ به سراغ تیپسازی متکی بر فضای تیره و اصطلاحاً «دارک» فیلمنامه رفته است. یکی از این شخصیتهای مکمل، زنی به نام «دلیله» است؛ زنی سیاه پوش و رئیس نگهبانان دختران خوابگاه شهریار که رفتاری خشک و انعطافناپذیر با اطرافیانش دارد و در عین حال، رازی را از گذشته با خود حمل میکند. او از آن دسته شخصیتهایی است که به مرور پررنگتر میشود و در قسمتهای اخیر حتی داستانکی مستقل نیز پیدا میکند. در دورانی که تیپ و شیوه بازی بسیاری از بازیگران به تکرار و شباهت رسیده، فیزیک، صدا و نوع بازی متفاوت خطیبی، نشان از هوشمندی کیایی در این انتخاب دارد.
خطیبی که از گریم و طراحی لباس متقاعدکنندهای نیز بهره برده، بیش از هر چیز به صدا، بیان و تیپ متفاوت خود متکی است. لحن و صدای او بهخوبی با کاراکتر دلیله هماهنگ شده و جلوهای متفاوت به آن بخشیده است. در این میان، مونولوگهای کوتاه اما مؤثرِ نوشتهشده برای این شخصیت نیز نقش مهمی در شکلگیری آن داشتهاند؛ جایی که آموزههای تئاتری خطیبی کاملاً به کار آمدهاند. بهویژه در قسمت بیستوسوم؛ جایی که دلیله به ملاقات عفریت پادشاه کوهها میرود و سرسپردگی خود را با عبور از آتش نشان میدهد. مونولوگی حسابشده که به خوبی اجرا میشود، آن هم با صدایی پرطنین و استفادهای کنترلشده از میمیک چهره. در عین حال، نقطه عطفی داستانی نیز با محوریت دلیله شکل میگیرد که حضور او را در روند پیشبرد قصه پررنگتر میکند.
کاراکتر دلیله، با توجه به میزان حضورش در سریال، شخصیتی نسبتاً تأثیرگذار از کار درآمده و به نظر میرسد خطیبی انتخاب مناسبی برای ایفای این نقش بوده است؛ چه از نظر فیزیک و تسلط بر اجزای صورت و چه از منظر حجم صدا و بیان. به همین دلیل بازی در این نقش میتواند به نقطه عطفی در کارنامه حرفهای مهناز خطیبی تبدیل شود.