«روایت یک انتصاب »؛ شروع سرخوشانه، پایان تراژیک

سینماسینما، آرش عنایتی

در سال ۱۸۶۶ گریگوری، افسری جوان و فرزند ژنرال ارتش روسیه پس از مشاجره با پدر، به هنگ پیاده‌نظام در استانی دورافتاده منتقل و در طول مسیر با لئو تولستوی آشنا می‌شود. در آن‌جا تلاش می‌کند تا با کمک تولستوی از سربازی ساده در یک دادگاه نظامی دفاع کند…

آودوتیا اسمیرونا فرزند کارگردان مشهور، این‌جا در اوج پختگی (بر مبنای یکی از فصول کتاب پاول باسینسکی) تولستویی متفاوت با آن‌چه پیش از این تصویر شده می‌آفریند و لحن سرخوشانه‌ی آغازین (با اشارات متعدد به آغاز رمان جنگ و صلح) را به تراژدی پایانی ختم می‌کند. جذابیت این مسیر، در خلقِ نماهایی هنرمندانه‌ای است که از همان آغاز بنایش گذاشته شده (رژه بر گور یا شنا در رودخانه و…) که با تلمیحاتی به داستان‌های دیگر تولستوی (گفت‌وگوی در اصطبل/خولمسترو) مزین شده‌اند.

اسمیرونا بر خلاف نمونه‌های هالیوودی در پی نشان دادن وجوه قهرمانی یا پایانی خوش نیست او به درستی نشان می‌دهد که تلاش برای پای فشردن بر اصول و فضائل دریک نظام سرکوب‌گر، شاید به نتیجه‌ی دل‌خواه ختم نشود، اما حداقل موضع آدمی را در برابر شر مشخص کند. امری که در چنین جوامعی اجتناب‌ناپذیر و حتی الزامی است!

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 215042 و در روز سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ ساعت 08:28:59
2026 copyright.