تاریخ انتشار:۱۳۹۹/۱۱/۱۱ - ۱۰:۲۴ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 149488

سینماسینما، محسن جعفری راد

امسال به دلیل محدودیت صدور کارت به خاطر رعایت پروتکل های بهداشتی کرونا، منتقدان اندکی در جشنواره حاضر می شوند و به خاطر همین، عوامل فیلمها در تکاپو بودند که فیلمها را قبل از جشنواره به برخی منتقدان نشان دهند. از میان ۱۰ فیلمی که دیده ام این فیلم ها را توصیه می کنم:

(به ترتیب حروف الفبا)

ابلق/ نرگس آبیار

کلماتی مثل نفسگیر، دلهره آور، پر هیجان و معمایی و… دایره واژگانی است که می توان تازه ترین فیلم نرگس آبیار را به طور شماتیک با آنها توصیف کرد. فیلم یک ویژگی برجسته و متمایز نسبت به کارهای قبلی او دارد. همواره در کارهای قبلی اش، جنگ و عواقبش در متن بوده و خانواده در حاشیه. اما این بار زیر پوست خانواده را واکاوی می کند و از مشکلات دختران و زنان با رویکردی کاملا آسیب شناسانه می گوید. با اجرایی که با قاطعیت می توان گفت از فیلم شبی که ماه کامل شد نیز که برای آن سیمرغ کارگردانی گرفت، چند پله بالاتر است. آبیار همیشه داستانگوی خوبی بوده اما این بار کمی جسارت، کمی شهامت و کمی افشاگری را در دستور کار خود قرار داده است و یک داستان غیر قابل پیش بینی را روایت می کند. فرم بصری و شنیداری و تدوین خوش ریتم، نقاط قوت فیلم هستند و از همه مهمتر بازی بازیگران که به شکلی عجیب اغلب بازیگران فیلم‌های آبیار در همکاری با او سیمرغ گرفته اند و در ابلق نیز چه الناز شاکردوست، چه بهرام رادان و چه هوتن شکیبا قابلیت تحسین از طرف جشنواره را دارند.‌ خط اصلی داستان ابلق با محوریت شخصیتی است که الناز شاکردوست بازی کرده که در حاشیه شهر زندگی می کند و ماجراهای رازآلودی که برای او پیش می آید به مرکز ثقل روایت بدل می شود که تدوین حمید نجفی راد نیز به انسجام این رازآلودگی و روایت داستان کمک کرده است.

بی همه چیز/ محسن قرایی

محسن قرایی بعد از ساخته مشترکش با افشین هاشمی یعنی فیلم خسته نباشید، فیلم سد معبر را ساخت که تحسین منتقدان و جشنواره های ایرانی و خارجی را برانگیخت و حالا سراغ اقتباس یا برداشتی آزاد از نمایشنامه ملاقات بانوی سالخورده رفته است. خط اصلی داستان، روستایی متروکه و رو به زوال است که با آمدن مهمانی که نقشش را هدیه تهرانی بازی می کند، همه چیز دچار تغییر می شود. فیلم سکانس های پر بازیگر و پر هنروری دارد و کنترل درست آن نشان می دهد، قرایی به درایت لازم برای کارگردانی رسیده است. فیلمی که جزو پربازیگرترین فیلم های جشنواره هم هست. از جمله پرویز پرستویی، هدیه تهرانی، هادی حجازی فر، باران کوثری، بابک کریمی، فرید سجادی حسینی، پدرام شریفی و… در واقع مثل سد معبر با فیلمی قصه گو و روایتی بر اساس روابط قدیمی و جدید میان شخصیت ها رو به رو هستیم که چهره پردازی متفاوت به کمک بازی جذاب آنها آمده است. امتیاز مثبت دیگر، تدوین عماد خدابخش است که تقطیع‌های به‌جایی که زده، فیلم را دچار افت ضرباهنگ نکرده است. خدابخش در چند سال اخیر به طور متوالی در جشنواره فیلم داشته و امسال نیز با چند فیلم در جشنواره حضور دارد و اگر میل به جوان گرایی باشد، قابلیت نامزد شدن را دارد.

تی‌تی/ آیدا پناهنده

پناهنده شیفته داستانگویی و ادبیات است و این یکی از امتیازات مثبت فیلم‌هایش است. حتی اگر در فیلمی، روایتش مشکل داشته باشد، او در تعریف داستانش سعی می کند همه چیز را رعایت کند. در تی‌تی که مثل ناهید و اسرافیل آن هم در شمال و گیلان ساخته شده، لوکیشن نیز جزئی جدا نشدنی از شخصیت ها و موقعیت هاست و لایه ای به لایه های درام اضافه می کند. او جمعی از بهترین ها را در پشت صحنه و جلوی صحنه کنار هم قرار داده؛ از فرشاد محمدی که از آخرین کارهای خوبش می توان به فیلم رگ خواب اشاره کرد تا بازیگرانش که انگار نقش را زندگی کرده اند. نگارنده به عنوان یک گیلانی، واقعا لحن و بیان بازیگران بخصوص الناز شاکر دوست را درست می داند که نشان می دهد بازیگر تجربه گرایی است. شاکردوست فیلم ابلق را نیز در جشنواره دارد و همین، شانس او را برای گرفتن سیمرغ بیشتر می کند. فیلم یک پارسا پیروزفر متفاوت هم دارد که می توان گفت در یک دهه اخیر خاص ترین نقش او بوده است. پناهنده ابعاد پنهان یک دختر روستایی را به خوبی پرورانده و همذات پنداری مخاطب را با فیلمنامه ای سرشار از جزئیات و و با رویکروی روشنگرانه و افشاگرانه بر می انگیزد‌.

زالاوا/ ارسلان امیری

ریسک بزرگی است؛ اینکه در سینمای ایران که‌به هیچ وجه، تن به تنوع ژانر نمی دهد، سراغ فیلمی نسبتا ترسناک بروید اما عوامل زالاوا این ریسک را کرده اند و نتیجه خوبی گرفته اند. در روستایی دورافتاده که تاریخ روایت مربوط به قبل از انقلاب است، طبق یک تفکر قدیمی، مردم از جن می ترسند و همین باعث تقابل و کشمکش میان آنها می شود. میزانسن های فیلم پر بازیگرند و اصلا مشخص نمی شود که زالاوا، فیلم اول ارسلان امیری است، آنقدر که همه چیز چفت و بست مناسبی دارد. دو بازی متفاوت هم داریم. نوید پورفرج که با مِِغزهای کوچک زنگ زده و با بازی به شدت برون گرایانه اش کاندید سیمرغ شد، اینجا کاملا ایستا و زیر پوستی و با چهره پردازی کاملا دیگرگونه بازی می کند و از طرفی دیگر پوریا رحیمی سام که بیشتر نقش آدم های شوخ و شنگ و جوانان امروزی را بازی می کند، در این فیلم، در قالب کسی قرار گرفته که قابلیت های ویژه‌ای دارد و همین امر، چهره و شمایلی مخوف از رحیمی سام ساخته که تاکنون در کارنامه اش ندیده ایم. به هر حال امیری بر عکس هم نسلانش که عشق نمایش زندگی چرک طبق ضعیف جامعه را در چند سال اخیر پیدا کرده اند، سراغ داستانی پر تعلیق و در راستای تنوع ژانر رفته و خوشبختانه حاصل ساختنِ فیلمی ضد جریان اصلی سینمای ایران، موفقیت آمیز بوده است.

گیج گاه/ عادل تبریزی

تبریزی سالیان زیادی دستیار کارگردان بوده. نه کارگردان های درجه چندم بلکه بهترین کارگردان ها. داریوش مهرجویی، حمید نعمت الله، مسعود کیمیایی و… چندین فیلم کوتاه ساخته که جایزه هم گرفته اند و حالا با فیلم اولش گام نخست را محکم برداشته است. فیلم با ارجاعات بسیار جزئی نگر به سینما و زندگی روزمره در دهه شصت و دهه هفتاد، بسیار نوستالژیک و البته به طور توامان تلخ عمل می کند و تبریزی مرز و تعادل میان این شیرینی و تلخی را در فیلمنامه با همکاری ارسلان امیری و‌ اجرا‌ به خوبی رعایت کرده است. فیلمی که بهترین کلمه برای شرح حال آن صداقت است. کارگردان، بدون فرم گرایی کاذب اغلب فیلم اولی ها که تمام کوپن های خود را می خواهند در اولین فیلم خرج کنند، صادقانه بر علاقه اش به فیلم هایی که او را شیفته سینما کرده اند با روایتی ساده و صمیمی تاکید می کند. البته نه تاکیدی که توی ذوق بزند بلکه دقیقا در راستای اوج و فرود داستان است. کنترل حامد بهداد و باران کوثری یکی از سخت ترین کارهای تبریزی بوده که به خوبی از عهده اش برآمده و به نظر می رسد سخت ترین کار داوران جشنواره امسال در بخش بازیگری باشد. چون بیست بازیگری که قبلا سیمرغ گرفته اند، همگی در جشنواره حاضرند‌! از فاطمه معتمد آریا و پرویز پرستویی و هدیه تهرانی گرفته تا الناز شاکردوست و حامد بهداد و باران کوثری. به هر حال برای فیلم اول، تبریزی سعی کرده مرز میان مخاطب خاص و عام را رعایت کند که موفق بوده است و به همین دلیل می تواند با تبلیغات مناسب، فروش خوبی هم داشته باشد.

البته بی انصافی است در این متن که به نوعی به پیشواز جشنواره رفتن است، به چند فیلم که صلاحیت حضور در جشنواره را از طرف داوران و مدیران نداشتند، اشاره نکرد؛ چون طبق معمول، منتقدان این فیلم ها را تحسین کردند اما معلوم نشد بر چه اساسی این فیلم ها به بخش اصلی راه پیدا نکردند. از جمله سه روز سه قتل، ساخته مسعود امینی تیرانی که به معنای دقیق کلمه یک فیلم تجربه گرایانه و غافلگیرکننده است اما شاید چون هیچ کدام از داوران محترم در کارنامه خود فیلم تجربی نداشتند، فضایش را درک نکردند. گورکن ساخته کاظم ملایی که دومین فیلمش را ساخته و جزو بهترین های چند سال اخیر است با فیلمنامه ای که نشان می دهد حتی در سینمای ایران هم می توان فیلمنامه ای ممتاز نوشت اما قواعد من در آوردی جشنواره، باعث شد فیلم به جشنواره راه پیدا نکند. یا فیلم صحنه زنی به خصوص با ترکیب متفاوت بازیگرانش که دومین فیلم علیرضا‌ صمدی بعد از فیلم بی نامی است که به فقر می پردازد، اما مهمترین نقطه قوتش این است که به هیچ وجه دچار شعار دهی و سانتی مانتالیسم نمی شود و از همه اینها مهمتر، فیلم قاتل و وحشی ساخته حمید نعمت الله که می توانست به اعتبار جشنواره بیفزاید اما مهر توقیف خورد.‌ ولی دلایلی که برای توقیف آن گفته اند به‌هیچ وجه قابل توجیه و منطقی و سینمایی نیست. اگر با سر کچل لیلا حاتمی مورد دارند، از فریماه فرجامی تا رویا نونهالی قبلا این کار را کرده اند و در همین جشنواره تحسین شده اند. اگر خشونت مد نظر بوده که کاملا در راستای قواعد ژانر عمل کرده و اینکه بعد از مدت ها یک نفر سراغ تنوع ژانر رفته به جای اینکه مثل بقیه فقط فیلم رئالیستی جعلی بسازد ، باید قابل تحسین باشد اما با بدسلیقگی فیلم از جشنواره بیرون ماند.

توضیح ضروری اینکه نگارنده فقط ۱۰ فیلم از آثار بخش اصلی که ۱۶ فیلم هستند را دیده و شاید در میان فیلم های دیگر، عناصر غافلگیر کننده ای موجود باشد و این نوشته صرفا بر اساس یک بار دیدن فیلمهاست.

در میان فیلم های کوتاه نیز، تماشای دو فیلم موجز و معجز شاهد ساخته علی عسگری و ناهید ساخته صمد علیزاده و در میان فیلم های مستند، فیلم ایساتیس ساخته خلاقانه علیرضا دهقان را می‌توان توصیه کرد.

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها