سینماسینما، آریو همتی
سینمای تینایجری ایران به دلیل انقطاع پیاپی سوژه، از برخی جهات ـ مانند سن ـ دچار اشکال شده است؛ اما با همه کمبودها، نقاط برجسته سینمای تینایجری ایران شامل «یاران» (دلجو ـ امیر مجاهد)، «فریاد زیر آب» (سیروس الوند)، «در امتداد شب» (پرویز صیاد)، «عروس» (بهروز افخمی)، «مصائب شیرین» (علیرضا داودنژاد)، «متولد ماه مهر» (احمدرضا درویش)، «پر پرواز» (خسرو معصومی)، «من ترانه ۱۵ سال دارم» (رسول صدرعاملی)، «نفس عمیق» (پرویز شهبازی)، «رویای خیس» (پوران درخشنده)، «تهران کنارت» (علی بهراد)، «بیداد» (سهیل بیرقی) و… میشود.
دوره نخست: آغاز سینمای تینایجری ایران با موج موسوم به فرزان دلجو و با چهرههای دیگری مانند آیلین ویگن، داریوش اقبالی، گوگوش، سعید کنگرانی، وفا، لیلا فروهر و … شکل گرفت. این موج بر محور جوانان دبیرستانی ـ دانشجو و همچنین محوریت خیابان بهماهو خیابان شکل گرفت و برخلاف موجهای سینمایی پیش از خود، قهرمانهای آن جوانانی زیبارو، خوشتیپ، با بدنهای ظریف و بدون حضور قهرمان لوطی و زورخانهای فناناپذیر اتفاق افتاد.
آغاز سینمای تینایجری با آثاری مانند «یاران» (دلجو ـ امیر مجاهد) و شکوه آن با آثاری مانند «در امتداد شب» (پرویز صیاد)، با حضور کنگرانی ـ گوگوش و رویاییترین فروش دهه پنجاه سینمای ایران اتفاق افتاد.
دوره دوم: موج دوم سینمای تینایجری بعد از انقطاع مهم دیگری در سال ۱۳۶۹ اتفاق افتاد. شیفت اقتصادی سینما از کلیشه «فقیر خوبپندار» به کلیشه «سرمایهدار خوبپندار» در این برهه برای نخستین بار اتفاق افتاد.
جوانانی مانند ابوالفضل پورعرب و نیکی کریمی را با فیلم «عروس» سال ۶۹ به عنوان سوپراستار معرفی کرد. جوانانی مانند عاطفه رضوی، فریبرز عربنیا، فاطمه گودرزی، امیر صادقیان، بهاره رهنما، فاطمه صامتی و… در این موج حضور داشتند. البته در این دوره نباید از نقش سریال «در پناه تو» (حمید لبخنده) با معرفی حسن جوهرچی، رامین پرچمی، پارسا پیروزفر و استاری مانند لعیا زنگنه به سادگی عبور کرد.
دوره سوم: تینایجریسم با مباحث جنبشهای دانشجویی در ایران پسا دوم خرداد و اتفاقات سال هفتاد و هشت دچار شیفت از جنبش تودگانی به جنبش نخبگانی شد. از مهمترین آثار با شاخصه آرمانخواهی میتوان به فیلمهایی مانند «متولد ماه مهر» (احمدرضا درویش) با فروتن و حجار، «اعتراض» (مسعود کیمیایی) با فروتن و حجار، «دو زن» (تهمینه میلانی) با نیکی کریمی، مریلا زارعی و فروتن، «نیمه پنهان» (تهمینه میلانی) با نیکی کریمی و البته در ساحت سینمای سرمایهمحور نیز تأثیر جنبش دانشجویی را بر آثاری مانند «آواز قو» (سعید اسدی) با بهرام رادان و ساره آرین، «شام آخر» (فریدون جیرانی) با محمدرضا گلزار، هانیه توسلی و… میبینیم.
دوره چهارم: تینایجرها با فیلم «نفس عمیق» پرویز شهبازی وارد نوعی از پوچانگاری پسا دهه هفتاد شدند. جوانان خسته از شعار تغییرات و اصلاحات که هیچ آینده و امید خاص و چشمانداز روشنی نداشتند و زندگی در حال را با محوریت حالمحوری ـ حال خوب ـ حال بد ـ پی گرفتند. این فیلم با وجود ساختار آوانگاردش، جنبش تینایجری را وارد عصر پسامدرن کرد. از مهمترین کارکردهای این دسته آثار، ساختن معنای پسینی ـ متنی بدون حفظ و در واقع با شکستن معانی پیشینی بود. بعدتر شدت گرفتن شکستن معانی پیشینی و الگوهای متعین آن، اثری ضد اخلاق اجتماعی به نام «بیداد» (سهیل بیرقی) را شکل داد که به نوعی یک واکنش طبیعی به یک مطالبه همهگیر اجتماعی و البته سرکوب شدید آن بود.
دوره پنجم: دوره پنجم با چهره نامآشنای سینمای مبتنی بر پژوهش و راهکار برای بحرانهای اجتماعی، یعنی پوران درخشنده و «رویای خیس» در سال ۱۳۸۴ شکل گرفت. نوع رویکرد چندصدایی مرکزافزا با انضمام خانواده و کارکرد پدر، مادر و همافزایی اعضا در روند خیابانمحوری تینایجر، وقفهای برای قرار گرفتن خانواده در جایگاه سوژه ایجاد کرد. البته در فیلم «من ترانه…» (صدرعاملی) با ترانه علیدوستی نیز پیشتر مفهوم خانواده، سوژهگرایی و نقش صافیگرای آن در پیوند جهان پیشارابطه و فرزند با جهان پسا آن را دیده بودیم.
دوره ششم: بازگشت تینایجریسم با فیلم «تهران کنارت» (علی بهراد) به خط اصلی خود، یعنی جوان سوژهگرایی، حضور خیابان بهماهو خیابان، نزدیک شدن به جهان واقعی که نشاندهنده هوش کارگردانی است که میفهمد بسیاری از تکنیکها و دستاوردهای ژانریک، در ژنوم «سینما بههو سینما» تثبیت شده است و البته دیالوگنویسی روز و جذاب جهت انتقال مفهوم «پرده ـ آینهگی» و فضاهای واقعی و کنش و واکنشهای واقعی در کنار بازیهای برونگرای برونریز از علی شادمان و آناهیتا افشار که به سبب درک درست جوانهای متفاوت و شناخت درستتر تهران توسط بهراد شکل گرفته است و با قرائت رسمی که در برنامههایی مانند «هفت» و طرفداران تکصدایی و تکروایتی آن در پوشش کارشناس وجود دارد، متفاوت است.