تاریخ انتشار:۱۴۰۱/۰۱/۰۳ - ۰۰:۳۴ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 172333

سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه

That Splendid November. 1969، آن نوامبر به یادماندنی، مائورو بولونینی

داستان

یک نوجوان سیسیلی، نینو (پائولو توکو) که با مرگ پدرش دست و پنجه نرم می‌کند، با دختر خاله جوان متأهل بی‌فرزند هوسبازش، چتینا (جینالولوبریجدا)، پیوند عاشقانه‌ای برقرار می‌کند، اما زمانی که او وارد یک رابطه‌ی خارج از ازدواج با شریک خوش‌تیپ و زیبای شوهرش، ساسا (آندره لارنس) می‌شود، حسادت سر برمی‌آورد و زندگی نینوی جوان را دستخوش توفان احساسی زودهنگام عاشقانه‌ای می‌کند.

در مورد فیلم

فیلمی پر از شورِ عاشقانه‌ی جوانی، با بازی حیرت‌آور پائولو توکو در نقش نینو، جوانی ۱۸ ساله که عاشق دختر خاله‌ی بزرگتر متأهل خود با بازی جینالولولوبریجدا می‌شود. در این شاهکارِ کوچکِ سینمای ایتالیا چیزهای غافل‌گیرکننده زیاد خواهید دید. اولی‌اش داستان غریب فیلم است که استادانه توسط مائورو بولونینی به تصویر کشیده شده.

 سراسر فیلم پُر از رنگِ اُخرایی است که خَزان و پائیز را تداعی می‌کند. انگار به تماشای عکسی قدیمی نشسته‌ایم که ناخواسته در معرض تماشای ما قرار گرفته. عنصر بصری دیگر فیلم، آینه‌هایی است که یا تصویر شخصیت‌های فیلم در آن منعکس می‌شود یا اعوجاج تصاویرشان را در آن می‌بینیم. نوعی سوبژکتیوته‌ی ذهنی که با فضای واقع‌گرای داستان آمیخته شده. گویی این نوعی سرکشی است که درون ملتهب شخصیت اصلی داستان، زمانی که هنوز قواعد بازی دنیای بزرگسالانه را فرا نگرفته، را نشان‌مان می‌دهد. قواعدی که ریا عنصر اصلی ساختاری آنست. جایی چتینا به نینوی تازه بالغ می‌گوید “این چیزها را معمولاً میبینن ولی درباره‌اش حرف نمیزنن”. نینو اما با عشق خالصانه‌اش، تمامی نظم این دنیای پوشالی را به هم زده. عشق نینو انگار شورشی باشد به زنجیری که یک پایش در واقعیت است. واقعیتی که با نقابِ ریا آذین شده.

دومین امتیاز فیلم، موسیقی انیو موریکونه است که فضایی پر از شور و التهاب جوانی و نوعی حسرت و آرزوی جوانی از دست رفته را به یاد می‌آورد. موریکونه استاد چنین نغمه‌سرایی‌های عاشقانه‌ای است. آن‌قدر که موسیقی او جزئی از بافت فیلمنامه شده و در شخصیت‌سازی آدم‌های داستان نقشی کلیدی بازی می‌کند. 

شروع فیلم با یک سمفونی روی تصاویری از مراسم مذهبی روز مقدسین در یکی از خیابان‌های شهرهای ایتالیا است که به شیوه‌ی فیلم‌های مستند و با دوربین روی دست گرفته شده. همراهی تصاویر مستندگونه با موسیقی سمفونیک موریکونه، همه‌ی عصاره‌ی داستانی فیلم را در خود گرد آورده. نوعی شور و التهاب که چیزی ناخوشایند در آن موج می‌زند. تقدیری شوم که بر همه‌ی فیلم سایه انداخته. 

به همین سیاق، موسیقی پایانی یک قطعه ی آوازی است در مورد عشقی به فرجام نرسیده با ضربه‌های آرشه‌ی ویولن، انگار فریادی در گلو خفته را بخواهد تداعی کند. چیزی به فرجام نرسیده که مراسم خاکسپاری برایش برگزار کرده‌اند. در همین صحنه‌ی پایانی، ازدواج شخصیت جوان قصه با دختری همسن خود و وداع با دختر خاله‌ چتینا که نینو روزهای پرشوری را با او گذرانده، بیشتر به نوعی مراسم خاکسپاری می‌ماند، به چیزی می‌ماند شبیه نوعی وداع همیشگی با عشقی که دیگر نیست، نوعی بدرقه‌ی موسیقیایی برای شور جوانانه‌ای که با قوانین دنیای دورو برنمی‌خواند. 

سومین نکته‌ی غافل‌گیرکننده‌ی فیلم، بازی پائولو توکو است با آن نجابت و معصومیت خاص جوانی و آن نگاه و به زیر انداخته شده و خشمی که به چهره نمی‌آید. این نوع بازی را در برخی فیلم‌های آلن دلون دیده بودیم و برای تماشاگران ایرانی به طرز غریبی بازی سعید کنگرانی را تداعی می‌کند.نوعی کشاکش درونی برای تصویر کردن آنچه عینی است و به زبان نمی‌آید. با دیدن بازی پائولو توکو و آن شور و التهاب جوانانه‌ی کمیابش تازه می‌فهمیم سینمای ایران با حضور کنگرانی چه خون تازه‌ای به سینمای ایران دمیده بود. چیزی کمیاب همچون عشق جوانانه‌ی نینو که لحظه‌ای سر برمی‌آورد و لحظه‌ای دیگر نیست. بخشی از جذابیت فیلم از حضور پائولو توکو می‌آید. انگار بهار جوانی دستخوش توفان درون این شخصیت را بی‌واسطه‌ای به تماشا نشسته باشیم. 

باید به نسخه‌ی دوبله‌ی شده‌ی فیلم و انتخاب صداها و شخصیت‌سازی‌های استادانه‌اش اشاره کرد که روایتگر دورانی است که دوبله‌ی فیلم خارجی در قله‌های اوج خود بود. سرنوشتِ دوبله در سینمای ایران، شباهت غریب با فرجام شور عاشقانه‌ی نینو‌ی جوان دارد. لحظه‌ای خود را نشان داد و بعد چون سایه‌‌ای گریزپا از کنارمان گذشت. انگار هیچ‌وقت نبوده یا خاطره‌ای بوده که برای لحظه‌ای آمده و رفته.

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

نظر شما


آخرین ها