تاریخ انتشار:۱۳۹۵/۰۳/۲۰ - ۱۷:۲۶ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 17882

محمد تقی زاده_ فروش ۱۵ میلیاردی فیلم ۵۰ کیلو آلبالو و معرفی مانی حقیقی به عنوان پرفروش ترین فیلمساز سال ۹۵ که همزمان سه فیلم متفاوت را روی پرده دارد و از آن طرف مضمون و محتوای ضعیف و حتی سخیف ۵۰ کیلو آلبالو (که ادعای خندان مردم را دارد ولی کمترین میزان خنده را بر لب مخاطب مینشاند) بیش از هر چیز برای تحلیبگران فرهنگی و اجتماعی و منتقدان سینمایی که حب و بغضی با مانی حقیقی ندارند یاد آور سال ۱۳۸۶ و موفقیت اخراجی ها و ظهور پدیده جالب و بفروشی بنام مسعود ده نمکی  است.

رسوایی

روزنامه نگار تندرویی که ورودش به سینما باعث ناراحتی و تحریم عده ای از سینمایی های سنتی و حرفه ای شد، ولی به عنوان پدیده سالهای بعد انقلاب و دهه ۸۰ و ۹۰ سینمای ایران نام خود را به ثبت رسانید. فیلمسازی که سه گانه معروف اخراجی هایش خیلی خوب فروخت ولی سری جدید فیلم هایش با عنوان رسوایی های ۱ و ۲ نتوانست توفیق فروش اخراجی ها را بدست آورد، اما با این وجود هم از فیلم های به ظاهر کمدی خیلی از فیلمسازان کارکشته این سرزمین بیشتر فروخت و بیشتر تماشاگران را با سینمای در حال مرگ ایران آشتی داد.

۵۰ کیلو آلبالو

اکنون و در سال ۹۵ مانی حقیقی فیلمسازی که سابقه بازیگری و فیلمنامه نویسی هم دارد، با اکران همزمان سه فیلم  یکی مستند ،دومی کمدی و سومی ترکیبی از ژانرهای مختلف سینما! مرد اول سینمای ایران در سال ۹۵ و موضوع بحث و مصاحبه اکثر رسانه ها و سایت های خبری – تحلیلی سینمایی است . مردی که وجود این سایت ها و خبرگزاری ها را بی تاثیر در اقتصاد سینما میداند و بروز و ظهور شبکه های اجتماعی و مثلا اینستاگرام شخصی خودش و دوستانش را بسیار مفید تر و موثرتر از این سایت ها و خبرگزاری ها میداند(نقل به مضمون در گفتگوی حسین معززی نیا از مجله ۲۴ با مانی حقیقی به مناسبت اکران فیلم هایش)

اما شاید جالب باشد که با اندکی تامل میتوان به تشابهات جالب وجذابی بین این دو فیلمساز پرفروش سینمای ایران پرداخت و باوجود تفاوت هایی هم که بینشان قائل هست میتوان این میزان اقبال فروش فیلم ها را مورد بررسی و تحلیل جدی از نظر اجتماعی و فرهنگی بین مردم کشور قرار داد.

حالا به بررسی برخی از این ویِژگی های مشترک دو فیلمساز و فیلمهایشان میپردازیم:

  • یکی از عوامل موفقیت هر دو فیلم که موجب توجه و عنایت تماشاگران ایرانی داخل کشور شده بود حرکت و یا عبور این دو فیلمساز از خط قرمز های رایج فرهنگی اجتماعی کشور بود. ده نمکی با روابط و جایگاهی که داشت توانست شوخی هایی را بین رزمندگان در جنگ هشت ساله ایران و عراق مطرح کند که فیلمسازان دیگر حتی جرات و توان نزدیک شدن به آنها را نداشتند و از آن طرف مانی حقیقی با مطرح کردن برخی مضامین و شوخی های جنسی که پیشتر خیلی شاهد آن در سینمای ایران نبودیم، توانست نظر نسبی تماشاگران داخلی را که هنوز شاهد قبح این مسایل در صدا و سیما و حتی فیلم های دیگر هستند به خود  جلب کند.
  • هم مانی حقیقی و هم مسعود ده نمکی در آغاز اکران و تحلیل و نقد فیلمهایشان از خود فیلم ها مهمتر بودند. بطوری که کمتر نقد و تحلیلی را میتوانید پیدا کنید که برای مثال ابتدا این دو عزیز را مورد حمله یا نوازش قرار نداده باشد و یا در نوشته و سخن خود به شخصیت حقیقی و عقبه فکری و تحصیلی این دو فیلمساز اشاره نکرده باشد.
  • نظر اکثر منتقدان سینمایی و کارشناسان هنری در مورد دو فیلم اخراجی ها و ۵۰کیلو آلبالو نظر یکسان و تقریبا مشخصی است و هر دو فیلم از نظر هنری تقریبا رد شده و یا ضعیف و بعضا بی ارزش تلقی شدند، در حالیکه هردو فیلم از پرمخاطب ترین و پرفروش ترین فیلهای تاریخ سینمای بعد انقلاب هستند. شاید این موضوع به عدم توجه عموم مردم به فیلم های جدی هنری، روشنفکری و عمیق دلالت داشته باشد و استقبال چشمگیر سینمای کمدی هرچند ضعیف و غیر استاندارد را بین عموم مردم بازگو کند.
  • هردو فیلمساز فروش بالای فیلم را به عنوان یک مزیت و موفقیت بسیار مهم و تکرار نشدنی تلقی کردند و هیچ کدام حاظر به قبول نقد های جدی و مهم درباره فیلم هایشان نشدند. چنانکه هم حقیقی هم ده نمکی، بارها شخصیت پردازی های ضعیف و داستان غیر واقعی و باورناپذیر را نادیده گرفتند و فروش بالا و استقبال مردم را دلیل مهم و انکارناپذیری بر موفقیت فیلم عنوان کردند و در خیلی از مباحث اکادمیک و مجالس نقد فیلم شرکت نکردند.
  • با وجود اینکه هر دو فیلمساز از تحصیلکرده ها و افراد فرهنگی کشور محسوب میشوند .مانی حقیقی دانش آموخته فلسفه از کانادا است و سابقه فیلمنامه نویسی چهارشنبه سوری را با اصغر فرهادی داراست. ولی هیچ دغدغه فرهنگی- اجتماعی مهم و قابل تاملی از فیلم های این دو فیلمساز برداشت نمیشود و بیشتر از ژانر کمدی بعنوان گونه ای مخاطب پسند و پرفروش که با تکیه بر دیالوگوهای خنده دار و بازیگران امتحان پس داده میتواند تضمینی برای فروشش شود، سعی کردند به سطحی ترین و ساده ترین روش فیلم بسازند درحالیکه همه کارشناسان سینمایی متفقا براین باورند که ژانر کمدی اگر سخت ترین گونه سینمایی در جهان نباشد بی شک از مشکلترین و ظریف ترین گونه های سینمایی در جهان سینماست.

حال که مقایسه ای نسبی بین دو فیلمساز و و فیلم هایشان انجام دادیم باید این سوال جامعه شناسی را از خودمان به عنوان یکی از جمعیت ۸۰ میلیونی این خاک بپرسیم که چه شد و چه اتفاقی برای مردم و سینماگران این کشور افتاد که فیلمساز فیلم موفق اجاره نشینها به ساخت نارنجی پوش رسید ؟ کارگردان کنعان و پذیرایی ساده و هامون بازها به ساخت ۵۰ کیلیو آلبالو فخر میفروشد؟ و مردمی که با اجاره نشینها و دایی جان ناپلئون و لیلی با من است میخندیدند دل به فیلمهایی چون ۵۰ کیلو آلبالو و اخراجی ها دادند و با آنها میخندند؟

 

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

نظر شما


آخرین ها