تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۴/۱۵ - ۱۱:۳۸ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 116030

سینماسینما، پویا نبی
یک . جدول فروش آثار سینمایی را مرور می کنیم، در کمال تعجب می بینیم که بخش قابل ملاحظه ای از آثار پر فروش سال را فیلمهای به اصطلاح کمدی تشکیل داده اند. سینمای ایران در چند سال اخیر گرایش عجیبی به جریان کمدی های نازل پیدا کرده و تقریبا می توان ادعا کرد در هر فصل اکران بین دو الی سه فیلم از مجموع فیلمهای اکران شده را این دست از آثار تشکیل می دهند و وا حیرت ها که علی رغم قصه های بی سر و ته، ترکیب بازیگران تکراری و حتی شوخی های بی نمک همچنان قدرت مطلق در چرخه اکران بشمار می آیند و با فروش های ده ها میلیاردی به مخاطبین جدی سینما دهن کجی می کنند.

اما واقعا ماجرا از چه قرار است؟ مافیای اکران؟ شیوه صدور پروانه ساخت و نمایش؟ تصمیم سینماداران و پخش کنندگان ؟ و یا رغبت سینماگران برای ساخت این دست آثار؟ البته باید در هر پدیده فرهنگی مجموعه ای از علل را نام برد و در مورد تک تک آنها به تفصیل نوشت، نگارنده به هیچ عنوان عوامل سینمایی و مدیریتی را در پیدایش این آشفته بازار کتمان نمی کند و برای هر کدام سهمی شایان قائل هستم، اما باید این پرسش بنیادین را یکبار و بدون تعارف از خود بپرسیم که این شبه فیلمها چرا انقدر متقاضی دارند؟ طبیعتا تقاضای غیر قابل چشم پوشی است که این عرضه گسترده که حداقل شصت درصد تولیدات سینمای ایران را شامل می شود را به وجود آورده است. چرا این شبه فیلمها در کشورهای دیگر نمود عینی ندارند؟ چرا فقط سینمای ایران با این حجم از زباله فرهنگی باید رو به رو شود؟ پاسخ بسیار ساده است چون مخاطبین حال حاضر سینمای ایران فقط و فقط به تماشای این آثار می نشینند و حاضر هستند برای این مدل از سینما پول بدهند.

شاید تعبیر سینمای ملی برای این نوع نگرش به سینما دقیق ترین و بهترین تعبیر باشد، سینمای ملی چیزی نیست جز سلیقه سینمایی یک جامعه، اگر امروز از این شبه فیلمها این میزان استقبال می شود باید اعتراف کنیم که سینمای ملی حال حاضر ایران همین به اصلاح فیلمها هستند.

دو . برای شناخت بهتر و بیشتر این پدیده باید نگاهی به وضعیت فرهنگی جامعه ایران بیندازیم، وقتی در جامعه ای هنوز فرهنگ آپارتمان نشینی حتی در کلان شهرهای مثل تهران جا نیفتاده، وقتی هنوز در یک رانندگی ساده نتوانستیم فرهنگ ترافیکی را جا بیندازیم، وقتی در ساده ترین مثال های فرهنگی هنوز دچار سوتفاهم هستیم واقعا چرا باید سینمای فرهنگی و استاندارد ایران دارای مخاطب باشد؟ برای یک بار هم که شده بهتر است به جای ساخت دشمنان خیالی انگشت اشاره را به سمت خودمان بگیریم، این آثار تولید می شوند چون مخاطبین بالقوه ای دارند و این جریان فرهنگی به انحطاط می رود چون جامعه ما به دست خود می خواهد هر آنچه که نشان از اصالت دارد را نابود سازد، نگاهی به ستارگان موزیک پاپ این روزها بیندازید، نگاهی به سلبریتی های نو آمده سینمای ایران کنید، وضعیت تیراژ روزنامه ها و کتاب ها را نگاهی دقیق تر کنید ، فروش فیلمهای استاندارد و سلامت ایرانی را در چند سال اخیر بررسی کنید، به چه چیزی می رسید؟ جز اینکه سونامی فرهنگی همه جامعه ایران را بلعیده است و هرچیزی که نشان از فرهنگ داشته باشد توسط همین جامعه پس زده می شود؟

سه . نگارنده بارها در تحلیل های مکتوب و شفاهی گفته است که حضور طیف گسترده ای از افراد تحصیل کرده با مدارک شاخص تحصیلی به هیچ عنوان به معنای جامعه ای مترقی نیست، بارها در مکالمات روزمره با آقایان و خانم های تحصیل کرده ای رو به رو شدم که در بدیهیات آداب یک جامعه شهری دچار سو تفاهم هستند. هدف از نگارش این یادداشت به هیچ عنوان غر زدن و یا یادآوری وضعیت فرهنگی کشورمان نیست، چون این نکات به قدری نمود عینی در رفتار اجتماعی ما پیدا کردند که بی هیچ یادداشت و گفتاری می توان آنها را رصد کرد ، بلکه یادآوری این نکته تاریخی است که سینما و به طور کلی هنر ایرانی بالاتر از حد موجود نمی رود چون فرهنگ عمومی جامعه ما دچار مشکلات بنیادین است . تا زمانی که این مشکلات را به وHسطه دستگاه های متولی عرصه فرهنگ و همچنین یک اراده جمعی برطرف نکنیم همین آش است و همین کاسه و تا زمانی نا معلوم باید با ساخت دشمنان فرضی مقصر این التهابات فرهنگی را به گردن این و آن بیندازیم.

 

 

برچسب‌ها:

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها