سینماسینما، ابوالفضل نجیب؛
برای جامعهای که سرتاپای آن را غمباد گرفته، ساخت سریال پایتخت آیا میتواند پادزهری باشد برای افسردگی و استیصال و یاس و درماندگی و فقر و شرمندگی پدرها و مادرهایی که با آه و حسرت به جای زندگی کردن روزمرگی میکنند. همه آنچه باید درباره پایتخت نوشت به میزان انصاف ما برای پاسخگویی به این سوال بر میگردد. هر چند پایتخت خواسته و توانسته باشد به طرز رندانهای بخش و گوشههایی از حسرت آدمهایش را برای داشتن یک زندگی معمولی تصویر کند. اما این سرک کشیدنهای گاه شوخ طبعانه نه پیام سریال پایتخت بود و نه حتی هدف و منظور سریال. پیام سریال در همان سکانس داخل حرم و گفتگوهای نقی و اوس موسی خلاصه میشود. و البته کمی قبل تر در گریه های هما در داخل اتوموبیل برای فروریختن ارزش های ویران شده. اشارهای به درستی و تلخی، که سوای نگاه سطحی به چندوچون و دلایل واقعی آن، اما به فیلمهای هندی تنه میزند و در نهایت به مخاطب آدرس اشتباه میدهد. به گمانم اهل بصیرت با همین دو اشاره و ارجاع پیام پایتخت را دریافته باشند. با این توضیح که هیچکس فی النفسه با شاد کردن جامعهای که غمباد گرفته مخالف نیست. آدم باید خیلی بخیل باشد که با خنداندن و شاد دیدن جامعه مشکل داشته باشد. آدمهای اینگونه علی القاعده میباید دچار اختلال روانی باشند که از شاد بودن و شاد کردن جامعه مشکل داشته باشند. اما واقعیت این است که نمیشود با تحریف و تخدیر جامعه را شاد کرد. حتی اگر جامعه خواسته از روی ناگزیری یا ناخواسته از روی کج فهمی به مضحکه شدن خود بخندند و خشنود شود. اگر ملاک این باشد و این رویکرد بتواند تغییری در روح مرده و فسرده جامعه ایجاد کند، در این صورت باید قبول کنیم که خیل تولیدات بنجل و کپی برداری های کمدی سینمابی این سال ها در تغییر روحیه مردم موفق بوده اند. به گمانم همه کسانی که زودتر از بخش پایانی پایتخت با خوش بینی درباره آن نوشتند و یا به این بهانه که پایتخت توانسته بطرز رندانه ای شکاف های زمانی یک دهه اخیر را تصویر کند، به نوعی به بیراهه رفتند. در این که پایتخت سریال خوش ساخت و جذاب و پرزحمت است تردیدی ندارم. اما آیا صرف لحاظ این فاکتورها برای داوری نهایی کفایت میکند. حتی اگر شهاب سنگ پایتخت تلاش رندانهای باشد برای حسرت خوردن فرصتی که میتوانست همه چیز را تغییر دهد و به زعم ارسطو به حسرت های داشتن چند خانواده پایان دهد. پایتخت از این منظر بسیار شبیه پایان برادران لیلا است. اما با نتیجه و پیامی که نه از دل واقعیتهای تلخ جامعه که ناشی از ارادهای بیرون از زمین سخت واقعیت. شاید هم پاسخی است به فرجام تلخ برادران لیلا. از نگاه حقیر پایتخت بسیار شبیه طرح یک موضوع انشا اخلاقی است که مخاطب را در انتخاب نقی معمولی با فرصت از دست رفته ای که مشروع هم هست به چالش میکشد. اما پیش از آن که فرصت انتخاب این چالش را به مخاطب بدهد، پاسخ خود را به مخاطب حقنه میکند. این حقیقت البته قابل انکار نیست که اغلب پایانهای اینچنین نه خواست سازنده که معطوف به اراده دیگران است. آدرسی که پایتخت برای پر کردن شکافهای خانواده و جامعه میدهد، معطوف به ارادههای پیدا و ناپیدای پشت همه تولیدات سینمایی و بطور مضاعف تولیدات سیمایی است.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- در نشست خبری سیمافیلم مطرح شد؛ آخرین وضعیت تولید و پخش «پایتخت۸»، «مرد سه هزار چهره»، «سلمان فارسی» و…
- به مناسبت ۲۸ تیری که سالمرگ خسرو شکیبایی بود/ دیداری که خاطرهای ماندگار شد
- از «هامون»، «تایتانیک» و «پیرپسر» تا «بدنام»
- روایت غالب، در تقابل با روایت مغلوب
- بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن
- برای رفتن غریبانه شیرین یزدانبخش؛ وصیتی به مثابه گلایه
- «بامداد خمار»؛ در منزلت فرودستی
- نمایش مناسبات داخل زندانها در سریالهای نمایش خانگی چگونه است؟
- در حسرت آن سینمای شریف
- به بهانه مرگ درمندرا بازیگر فیلم «شعله»؛ شعلهای که هرگز خاموش نشد
- متفاوتترین بدمن تاریخ سینمای ایران
- مطالبهگری، میراث تقوایی برای هنرمندان
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- نگاهی به مستند «ثانیه های سربی»/ در ستایش سینما
آخرین ها
- وداع با پیکر جواد مجابی / گزارش تصویری
- جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۶/ پایانِ پایتختِ واحد و بازنویسی جغرافیای قدرت در سینمای جهان
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- درباره فیلم «مرغ»/ منم اسپارتاکوس
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- نمایش تازه علی اصغری؛ روایتی کمدی از تاریخ تئاتر عامهپسند
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی
- «کوری»؛ وقتی جنایت از یک فرد به شبکه قدرت و سکوت میرسد
- سیکل معکوس نظارت و سانسور بر سینما
- مادری با سه فرزند هنرمند / خاویر باردم: خوششانس بودم که او مرا بزرگ کرد
- جشنواره فیلم بوسان ۲۰۲۶؛ نخستین اکران فیلم مجید مجیدی و نمایش ۵ فیلم ایرانی
- «ضیافت» به پروژه بیضاییخوانی رسید/ «اژدهاک» دوباره خوانده شد





