سینماسینما، رایحه راستانی؛ بابا…
وقتی به بابا فکر میکنم یک کادر مربع سفید، تصویری سیاه و سفید، شفاف،با کنتراست بالا، فکر شده، شکارشده، در ذهنم میآید.
به نظرم آدمها شبیه عکسهایی هستند که میگیرند، شبیه خانههایشان، چیدمانشان، میز کارشان، فضای داخل ماشینشان، کمدشان حتی محتوای جیبشان!
بابا همینقدر پر کنتراست بود؛ سیاه و سفید، کمی خاکستری. اخلاقش، حرف زدنش، راه رفتنش. یا تو را مثل صلح، سبک، پاک و سفید میدید یا مثل جنگ پر از حادثههای تلخ و تاریک.
شما هم در کنارش همینقدر دچار نوسان میشدید؛ یکباره عصبانی می شد اما بسیار خلاق، دقیق و جسور و سریع بود. هرچه میدویدم به او نمیرسیدم.
بابا یادت در قلب ما خواهد ماند.
دخترت رایحه…




