سینماسینما، محدثه واعظیپور
«زعفران» یک کلاس درس است، در میان انبوه مستندهایی که در این سالها دیدهایم و فاقد نظم تصویری، خلاقیت در روایت و حتی پر از ایرادهای اساسی و فنی هستند، «زعفران» فیلمی است با طراحی درست و پر از جزئیات. مستندی کمتر درک شده و زیبا از یک فرایند تکراری و ساده. فیلمی که ظاهرا شبیه آن در هر سال، تعداد زیادی ساخته میشود و از یاد می رود، اما فیلم ابراهیم مختاری به واسطه نگاه هنرمندانه سازنده آن، جذاب و به یادماندنی است. فیلم با روایت یک مرد روستایی از کشت زعفران شروع میشود، گفتار متن ساده و در عین حال گویا و سلیس است، بیننده با مرد روستایی همراه میشود و مسیر کاشت و برداشت زعفران تا فروش آن را در مستندی کمتر از یک ساعت به تماشا مینشیند.
«زعفران» به دلیل موضوعش قابلیت این را دارد که خسته کننده و ملال آور شود، اما چینش اطلاعات و نحوه ارائه آنهاست که تماشاگر را با فیلم همراه میکند. مختاری در یک فرایند مهندسی شده مجموعه ای از تصاویر زیبا را مقابل دیدگان ما قرار میدهد، سنت ها و آداب را به تصویر میکشد و ثبت میکند و به آنها جانی دوباره میبخشد. مرد همسایه، برای بیدار ماندن اهالی خانه (برای پاک کردن زعفران) نی مینوازد. آنهم بر سر سفرهای زیبا که گلهای زعفران روی آن، پهن شده و زنان و مردان روستایی اطرافش نشستهاند، این سفرههای زیبا در سراسر روستا، حتی در کوچه دیده میشود و تاکیدی است بر این که همه درگیر پاک کردن زعفران هستند تا به نتیجه دلخواه برسند.
مختاری، تعلیق واقعی (نجات گلهای زعفران) را وارد فیلم کرده، ما همراه مرد روستایی به خانهها سرک میکشیم و در جستجوی کسانی هستیم که با او به آماده کردن زعفران کمک کنند، پیشتر مسیر دشوار روییدن گلهای زعفران را دیدهایم و میدانیم که از دست رفتن گلهای زعفران چه خسارتی به بار میآورد. درِ هر خانه که به روی مرد کشاورز بسته میشود، ما نیز نگران سرنوشت او به فرجام این تلاش فکر میکنیم.
فیلم ابراهیم مختاری، سرشار از زیبایی است و تماشای آن به یادمان میآورد که سینمای امروز ایران، چقدر از نظر زیباییشناسی ضعیف است. معماری سنتی خانهها، دالانها، ابرهای آسمان، دشت وسیعی که گلهای زعفران در آن میدرخشند، همچون تابلویی چشم نوازند. در یکی از فصلهای فیلم، دختر نوجوان زیبایی از خواب بیدار میشود تا به خانواده بپیوندد و زعفرانها را آماده کنند. خروج او از اتاق، نوری که روی ساختمان تابیده، نور داخل اتاق و جزئیات این صحنه این لحظه ساده را به جریانی زیبا و از نظر روایتی، کاربردی در فیلم تبدیل کرده است. در سکانسی دیگر، مرد روستایی برهای را کنار زمین قربانی میکند، خون او، آرام به زمینِ زعفران جاری میشود، پلانی زیبا که به سنتی دیرپا اشاره دارد.
«زعفران» در کنار موضوع اصلیاش، روایتی از سنتها و آداب و رسوم خراسان جنوبی است، چهرهها، لباسها، مکثهای کارگردان روی صورتها و دستها و موسیقی، جهانی را خلق میکند که بعید است پس از سه دهه وجود داشته باشد، جهانی فراموش شده و به آخر رسیده.
«زعفران» بر اساس سفارش ساخته شده است، اغلب آثاری که این روزها به سفارش نهادها و ارگانها ساخته میشوند آنچنان عاری از ساختار و فرم و شعاری و شتاب زدهاند، که نه تماشاگر دارند و نه در تاریخ میمانند. این گونه است که سفارش گرفتن به عملی ناپسند تبدیل شده است. در سینمای مستند، تعریف سفارش شبیه آنچه در سینمای داستانی و شبکه نمایش خانگی مرسوم است، معنا ندارد. در این سینما، چرخه اقتصادی و بازگشت سرمایه ضعیف است و بدون حمایت مالی، بسیاری از موضوعهای باارزش و حیاتی به مرحله تولید نمیرسند. «زعفران» نشان میدهد که سازنده یک سفارش است که میتواند ماهیت اثر را از فیلمی گزارشی درباره کاشت و برداشت و فروش زعفران، به فیلمی گرانبها تبدیل میکند. گرانبها همچون زعفران.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- «یخ بستگی»؛ برف روی کاجها
- «این صحنه خانه من است»؛ افسانه، حمید، تئاتر و باقی ماجرا
- «تهران کنارت»؛ من از تو دل نمیکنم
- درباره مستند «زیر درخت لور»/ رازها و دروغها
- چالشهای حفظ حریم خصوصی، از ناصر تقوایی تا پژمان جمشیدی
- «برف آخر»؛ جادههای سرد
- «آستیگمات»؛ تنها در خانه
- درباره «علت مرگ نامعلوم»/ دایره
- فیلمهایی که از نبود بازیگر لطمه میخورند/ ویترین شکسته
- شهر در دست سینمادارها
- نگاهی به «اکنون»/ هنرِ شنیدن
- درباره «بازنده» / لبه تاریکی
- عشق از راه میرسد/ نگاهی به فیلم «چرا گریه نمیکنی؟»
- پدر، عشق و پسر/ درباره علیرضا داوودنژاد و «در انتهای شب»
- ترانه تنهایی/ نگاهی به فیلم «عامه پسند»
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- درباره «مردی که میخواست سلطان باشد»/ مُردن، بدونِ عاشقی، چه غمانگیز است!
- ارزشمندترین بازیگران زن سینمای ایران بنابر تعداد فیلمهای مؤلف
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
آخرین ها
- به بهانه پایان یک سریال جنایی پلیسی/ اعتراف در چهار دیواری
- دو فیلم ایرانی در جشنواره شبهای سیاه تالین/ گلشیفته فراهانی در یک فیلم از افغانستان
- «فصل شیرین» آماده نمایش شد
- با مشارکت انجمن تئاتر کودک و نوجوان و انجمن نمایشگران عروسکی؛ جشن روز کودک در خانه تئاتر برگزار میشود
- ادغام ۱۱۱ میلیارد دلاری پارامونت و برادران وارنر
- «زیور» از ایتالیا و تایلند جایزه گرفت
- معرفی بازیگران «قطع رابطه در خانه»
- نسخه ویژه نابینایان «نفس عمیق» با صدای پریوش نظریه منتشر میشود
- بازگشت «ویکُنتِ شقه شده»/ میزبانی عمارت نوفللوشاتو از ۳ نمایش
- جرج کلونی در فرانسه رستوران باز کرد!
- مستند «زیر یک آسمان» آمادهی نمایش شد
- بیضاییخوانی به «کارنامهی بُندارِ بیدخش» رسید
- ارزشمندترین بازیگران زن سینمای ایران بنابر تعداد فیلمهای مؤلف
- «بچهخور»؛ حقیقتی که خلاف جهتِ جهان میدود
- پس از ۴۰ سال؛ «مستر بین» به تئاتر بازمیگردد
- «کاغذ بیخط »؛ فیلمی روشنفکرانه با نگاهی فلسفهگرا
- شکست تام کروز و ایناریتو در اولین روز اکران «دیگِر»
- درباره «مردی که میخواست سلطان باشد»/ مُردن، بدونِ عاشقی، چه غمانگیز است!
- یادداشتی بر نمایشگاه نقاشیهای انتزاعی حسین اسماعیلی؛ «سوی بیکرانگی» حاصل جوششی خلاقانه است
- افتتاحیه سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان / گزارش تصویری
- «بچهخرس» در خانه هنرمندان ایران/ علی غریب «تناسخ…» را روی صحنه میبرد
- «روز چهلم» و «منجمد» در جشنواره فیلم کوتاه تهران
- سه فیلم ایرانی در سی و نهمین جشنواره توکیو
- یادداشتی بر نمایشنامهخوانی «غروب در دیاری غریب»؛ شگفتی از ساز و کار جهان، وقتی عروسکها زبان باز میکنند
- اهدای ششمین نشان عالی خورشید به احمد ضابطی جهرمی
- «کودکی سیزیفوس» بهترین مستند کوتاه خارجی هاریانا شد
- «دیگِر»؛ فیلمی که در یک صحنه تئاتر میگذرد
- روزشمار جشنواره تورنتو؛ در حال و هوای سینما
- «مادرکیو»؛ بهرهگیری از فانتزی به عنوان زبان اثر
- «سرزمین فرشتهها» نماینده ایران در اسکار ۲۰۲۷ شد





