تاریخ انتشار:۱۴۰۱/۰۶/۳۰ - ۲۳:۰۶ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 181535

سینماسینما، حسین سلطان محمدی

دوران کرونا، جمعی دیدن فیلم را محدود و مسدود کرد. اما اکنون، با وجود کرونای متلاطم و متلون و نوسان‌دار، جمع بودن، ممدوح و حتی واجب شمرده می‌شود؛ البته بیشتر در حوزه دانش آموزی و دانشجویی. بخش دوم را که بگذاریم کنار، بخش نخست، امسال برابر آمار رسمی اعلام شده، حدود هشت میلیون دانش آموز فقط در مقطع ابتدایی دارد. این ظرفیت استثنائی، همیشه بوده، اما سینمای ما به آن، خیلی جدی نیندیشیده است. حتی الان که فیلم «پسر دلفینی» در اکران عمومی است، به رقم‌های هزاران نفر، راضی شده است. هزارانی که بخش قابل توجهی از آن، دانش آموز نبوده و والدین را نیز دربر گرفته است.
حالا سینمای ما چه کند تا از خالص جمعیت هشت میلیونی استفاده کند؟ بماند که ظرفیت دانش آموزی متوسطه یا دانشجویی، هم هست. در گذر از دوران انسداد کرونایی، که تدبیری بجز ورود به پلتفرم‌ها، برای این وضعیت دیده نشد. استثنای نمایش «عمار»گونه نیز برای آثار خاصی بوده است. اما حالا که قرار است فضای مراکز آموزشی باز شود و مخاطب هدف، گرد هم آید، چرا سینما به سمت آن نرود؟
بر مبنای تجارب مشهود، عمده ظرفیت سالن‌های نمایشی رسمی و حتی غیر رسمی از جهت اکران، ساعات روز را عمدتا، با کمترین ضریب اشغال صندلی و حتی بدون استفاده، طی می‌کنند تا به غروب و شب برسند و از فرمت حضور اعضای خانواده و خانوادگی دیدن، بهره بگیرند. حالا چرا تجربه سالیان دور «زنگ سینما» را احیا نمی‌کنیم؟ در آن تجربه، جدول آثار سینمایی مناسب مدارس عمدتا ابتدایی، تنظیم و سپس برای مدارس فرستاده می‌شد تا در سئانس های اعلامی سالن‌های سینمایی مشارکت کننده در طرح، دانش آموزان را با معقول‌ترین هزینه و آمدوشد، به سینما بیاورند و فیلم ببینند. همان کاری که در دوران جشنواره فیلم‌های کودک و نوجوان اصفهان، انجام می‌شود و دانش آموزان مدارس، به سالن‌ها آورده می‌شوند. جایی شنیدم که برای این مهم تلاش شده اما وزارت آموزش و پرورش احتیاط کرده از جهت احتمال ابتلای فراگیر دانش آموزان به کرونا. خب، برای این مهم، می‌توان فاصله صندلی‌ها را برای حضور دانش آموزان، یک در میان یا دو در میان درنظر گرفت، که در این صورت هم ضریب اشغال صندلی بالایی به نسبت الان خواهد بود. اگر همچنان نظام آموزشی محتاط می‌ماند، نمایش فیلم در مراکز آموزشی را پی بگیریم، همانند تجربه «عمار»گونه یا «رشد». یادمان نرود که درصدی از نمایش‌های درآمدزای مستمر برای فیلم‌های سینمایی ما، نمایش در محافل فرهنگی و مانند این است که معمولا در جمع‌بندی درآمد به دست آمده از فیلم، محاسبه یا اعلام نمی‌شود؛ اما ضریب بسیار مهمی است. ما سالن‌های بسیاری داریم که در ساختار و قالب رسمی سالن نمایش نمی‌گنجند، اما می‌توان در آن‌ها فیلم را به مخاطب رساند. شاید تنها اشکال این روش، مخالفت سینماداران باشد که احساس کنند درآمدشان، کاهش می‌یابد؛ اما می‌توان با تدوین سازوکاری، آن‌ها را هم در این ساختار، همراه و سهیم کرد و کلیت سینما، برای رساندن آثار خود به مخاطب خارج از سالن تلاش کند. درباره فیلم‌ها هم می‌توان خساست به خرج نداد و دست کم از سینمای ۴۰ ساله اخیر و حتی آثار استثنای پیش از انقلاب مانند «سازدهنی»، «امیرو»، «عمو سبیلو» و آثار انیمیشن کانونی بهره گرفت. فراموش نکنیم که نسل‌ها عوض شده‌اند و خیلی از بچه‌های الان، آثار حتی ده سال پیش را ندیده‌اند، چه برسد به سی یا چهل سال پیش یا بیشتر.
به این مقوله خوب فکر شود. محصول تصویری، محصولی فرهنگی است و در سبد مصرف مخاطب، باید جایش تثبیت شود. سینما، دیدن جمعی را ترویج و تحکیم می‌کند که برای انسجام اجتماعی، عنصری مطلوب و پسندیده است. نباید این ویژگی را از دست داد. حتی می‌توان برای حوزه‌های دیگر نیز طراحی مناسب داشت؛ برای نمایش در ساختارهای دیگری چون دانشگاه ها یا مراکز اداری یا حتی مساجد و مانند آن. به درآمد کم قانع نباشید. طمع اقتصادی در این حوزه، نتیجه فرهنگی به جا می‌گذارد.

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

آخرین ها