تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۵/۱۸ - ۲۳:۱۷ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 118481

سینماسینما، معین محب علیان:

واج آرایی تصویری نوعی جریان استقرایی است که وابسته به تصاویری است که خود گویای معانی خویش هستند، مجموعه این تصاویر یا عکس ها در کنار یکدیگر هدفش داستان سرایی نیست بلکه به دنبال کشفی در ذهن مخاطب است تا او را وارد حیطه ای از مفاهیم به نام «منطق استدلال» کند و درست از همین نقطه است که تصویر تبدیل به زبان می شود و عضوی جدایی ناپذیر از روایت فیلم.

سینما به بیانی دیگر زبانی نیست که داستان های جذاب را روایت می کند بلکه به واسطه قصه ها تبدیل به نظامی از یکپارچگی زبان شده است و اتفاقا همین حضور سیستم زبانی او را بدل به مفهومی به نام هنر کرده است یعنی بسته ای قابل اندازه گیری از لحاظ مفهوم و معنا.

سوسور اولین کسی بود که مطالعه زبان شناسی را مطرح کرد و در ادامه به مرحله عمیق تری به نام نشانه شناسی پرداخت. فاعل و فعل و مفعول نحو زبان در سینما به شکل استعاری تبدیل به دلالت کننده می شود و شکافی را مابین مفهوم و بیانگری خودبه خود ایجاد می کند گویی تصویر دلالت کننده است و دال چیزی است که تصویر القا می کند و بازی با این فاصله میزان واقع گرایی فیلم را کم و زیاد می کند.

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

نظر شما


آخرین ها