«نبرد دوگل؛ نامت را می‌نویسم» و الگوی ساخت فیلمی درباره مصدق

سینماسینما، محمد حقیقت؛

«نبرد دوگل؛ نامت را می‌نویسم» یک فیلم درخشان درباره ژنرال دوگل، شخصیت تاریخی که فرانسه را از اشغال نازی‌ها نجات داد. این اثر داستانی در دو بخش و هر کدام به مدت دوساعت و ۴۰ دقیقه توسط کارگردان فرانسوی انتونین بودری ساخته شده که همزمان منتقدان و تماشاگران را راضی می‌کند.

ابتدا باید گفت که درباره‌ ژنرال دوگل، شخصیت تاریخ ساز به حساب می‌آید که‌ فیلمسازان فرانسوی بارها آثاری درباره وی ساخته بودند. ولی این بار کارگردان بیشتر به شخصیت خود ساخته دوگل می‌پردازد که با پایداری و با اتکا به نفس کم نظری، از وی تصویری بسیار دلپسندتری ساخته است. دوگل در برابر ارتش آلمان نازی‌ که کشورش را اشغال کرده بود از یک طرف و از طرف دیگر در مقابل دولت آمریکا که می‌خواست به نوعی از فرصت استفاده کرده و روی کشور فرانسه چنگ بیاندازد، به مقابله و نبرد پرداخته است.

دوگل که در همان سال‌های ابتدایی جنگ دوم جهانی ناشناخته بود، از فرانسه به انگلستان گریخت و به ضدیت با دولت دست نشانده ویشی وقت (که با هیتلر سازش کرد و بر سر کار ماند) برآمد. دوگل از ژوئن سال ۱۹۴۰ شروع فعالیت کرد و بویژه از سال ۱۹۴۳، هسته مقاومت در فرانسه را با همکاری ژان مولن که به دیدار او در حومه لندن رفته بود، راه اندازی کرد. از سوی دیگر برای پیشبرد ایده خود و نجات فرانسه از اشغال نازی‌ها، وی مجبور بود در جبهه‌های مختلف به جنگیدن ادامه دهد. برای این هدف وی با ژنرال لوکلر فرانسوی که در آفریقا هدایت ارتشی علیه پیشروی نیروهای نازی‌ها در آنجا را به عهده داشت، همدست شد و این پیمان و به موازات آن، تشکیل هسته مقاومت در داخل فرانسه دست به دست هم داد و ژنرال دوگل سر انجام موفق شد دولت موقت خود را در تبعید در حومه انگلستان سازمان دهد.

این مکان‌های گونان (انگلستان، کشورهایی آفریقایی مثل الجزایر، لیبی و همچنین داخل خود فرانسه) بعنوان لوکیشن‌ها برای پرورش یک سناریو کاملا حرفه‌ای و ماجراجویانه و بلند پروازانه و ساخت پر تنشی را در برابر تماشاگران به نمایش گذاشته است. فرم کار به شکل همزمان، در جبهه‌های گوناگون پیش می‌رود و به کارگردان فرانسوی «آنتونین بودری» ۵۱ ساله، زمینه ساخت‌ فیلمی عظیم و نفس‌گیر را داده است تا به بهترین فرم آن را به تصویر درآورد.

این فیلم در دو قسمت مجزا و با فاصله حدودو یک ماه از همدیگر، در فرانسه به نمایش عمومی درآمده است.

در قسمت اول به نام «نبرد دوگل، عصر آهنِ» ماجرا از ژوئن ۱۹۴۰ شروع می‌شود که فرانسه در مقابل هجوم ارتش آلمان شکست خورده و دولت آن آتش بس را امضا کرده است. در میان این آشوب و هیاهو، یک مرد حاضر به تسلیم نیست و او ژنرال دوگل است که کمتر کسی از نام او با خبر بوده است. وی به تنهایی علیرغم اینکه بنظر می‌آید هیچ شانسی برای موفق شدن در نبرد علیه اشغالگران ندارد، به لندن می‌گریزد تا آنچه را که از یک رویا برایش باقی مانده نجات دهد و آن «آزادی فرانسه» است. در آنجا تلاش می‌کند مقامات دولت انگلیس و بویژه چرچیل را متقاعد کند تا با وی همراه شوند اما چندان وی را جدی نمی‌گیرند و بیشتر تابع دولت آمریکا و همراه با سیاست‌های آنان هستند که می‌خواهند هیتلر را شکست دهند و این را هم در دیالوگ‌های صریح در فیلم به زبان می‌آورند که «ما بین اروپا و آمریکا، آمریکا را ترجیح می‌دهیم». این نکته خیلی به دوگل وطن پرست بر می‌خورد‌، دوگل از پا نمی‌نشیند و با وجود تنهایی غریبی که وی را احاطه کرده، با وجود همه دشواری‌ها به خود و ایده‌اش متکی و وفادار می‌ماند.

در‌ قسمت دوم بنام «نامت را می‌نویسم» که از همین جمعه ۲۷ ژوئن به پرده آمد، از همان روز اول تماشاگران بسیاری را علیرغم گرمای ۴۰ درجه از خانه‌ها بیرون کشید تا به سینماها بروند. برای ساخت این فیلم دو قسمته کارگردان چندین سال وقت صرف کرده‌ که از گران‌ترین فیلم‌های فرانسه با هزینه ۷۴ میلیون یورو بوده است.

با توجه به مدت طولانی فیلم هر قسمت و الزاما کم شدن تعداد سانس‌ها در هر روز، برای قسمت اول در هفته نخست حدود ۴۰۰ هزار تماشاگر رفته بودند و انتظار می‌رود بزودی به مرز یک میلیون تماشاگر برسد.

در قسمت دوم به نام «نامت را می‌نویسم» وقایع از سال ۱۹۴۳ تا پیروزی دوگل و رسیدن وی به پاریس و آزادی فرانسه دنبال می‌شود. در این قسمت، میزانسن، دیالوگ‌ها، شخصیت پردازی‌ها، مونتاژ و غیره از قدرت بالاتری نسبت به بخش اول برخوردار است و آن را به مقام یک فیلم باشکوه هنری/ مردمی ارتقا می‌دهد؛ طوری که در یکی از سالن‌های بزرگ نمایش‌دهنده آن که پانصد تماشاگر داشت،  مردم در پایان نمایش به طور خود جوش به تشویق فیلم پرداختند. قسمت دوم عنوانش را از شاعر فرانسوی پل ادوارد، با عنوان «شعر آزادی» وام گرفته است. در کل به دو بخش جاه طلبی و اطمینان به خود دوگل به خوبی پرداخته و قابل درک است و اثر‌ قدرت عاطفی فوق العاده و اجراهای پر شور آن باعث شده که فیلم به ردیف حماسه‌های مهم تاریخی ارتقا یابد.

فیلم همچنان یک رویکرد تاریخ‌نگاری آموزشی را دنبال می‌کند که توسط تصاویر آرشیوی با هوشمندی بکار گرفته شده است. این کار دقیقا قدرت نهفته از رویدادها است که همزمانی که به تصویر کشیده و از نظر واضح بودن و سیال بودن تاریخ چشمگیر است. زیرا آنچه را در پشت اتاق‌های در بسته آن زمان اتفاق افتاده را فیلمساز بررسی و بر ملا می‌کند. فیلمساز همچنین اقدامات بسیاری از مردم عادی را در زمان مقاومت برجسته کرده که حاضر به تسلیم شدن نبوده‌اند و نقش آن‌ها را در پیروزی نهایی از نظر دور نداشته است. کاملا واضح است که کارگردان به همراه سناریس، با مطالعات عمیق و از زاویه‌های گوناگون، به سراغ این سوژه رفته تا برخی از زوایای ناشناخته یا کمتر شناخته شده آن دوران و بویژه شخصیت ژنرال دوگل را به معرض نمایش بگذارد که باعث شده تماشاگران در سالن سینما را به وجد آورد‌.

درباره کارگردان‌؛

آنتونین بودری، در سال ۱۹۷۵ در پاریس بدنیا آمد، در ابتدا تحصیلاتش را در رشته مهندسی در مدرسه پلی تکنیک انجام داد. بعد در رشته ادبیات تحصیل کرد  سپس فوق لیسانس در رشته سینما گرفت و تز خود را درباره آثار وان کار وای کارگردان شناخته شده هنگ گنگی، نوشت که مورد توجه قرار گرفت. وی نیز در دولت فرانسه مدتی مشغول بوده و در سفارتخانه‌هایی کار کرده بود. پس از آن وارد کار سینما و فیلمسازی شد.

اولین فیلم بلند خود را به همراه برتراند تاورنیه در سال ۲۰۱۳ بنام (وزارت امور خارجه) ساخت. دومین اثرش «آوای گرگ‌ها» در سال ۲۰۱۹ و سومین فیلم‌اش «نبرد دوگل» است که به تازگی به پرده آمده. این فیلم در بخش خارج از مسابقه جشنواره کن ۲۰۲۶ به‌نمایش درآمد. به‌نظر من این فیلم «به‌نوعی» می‌تواند الگویی برای یک کارگردان مستعد ایرانی به منظور ساخت فیلمی قابل توجه درباره «دکتر محمد مصدق» نخست وزیر ایران، مقامش در‌ تاریخ معاصر ایران و بویژه ملی کردن نفت باشد. کدام کارگردان ایرانی‌ علاقمند خواهد بود و آستین را برای ساخت آن بالا خواهد زد؟

ثبت شده در سایت پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما کد خبر 216189 و در روز دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ ساعت 00:41:14
2026 copyright.