تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۱/۲۹ - ۱۱:۴۴ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 110804

سینماسینما، حسین سلطان محمدی

وقایع رخ داده درباره فیلم «رحمان ۱۴۰۰» و حواشی آن، نشان داد که در سینمای امروز هستند کسانی که دربرابر ما – به مفهوم مجموعه باورهای حاکم بر جامعه فعلی – ایستاده اند. این موضوع، پیامد گسترش تدریجی نابهنجاری اخلاقی و بخصوص نابهنجاری کلامی در آثار عمدتا موسوم به کمدی سال های اخیر است که با باورهای فرهنگی جامعه ما، خواه با منشأ دینی تحلیل شود و خواه با منشأ دیگر، متفاوت است.

فیلم «رحمان ۱۴۰۰»، اصلاحات می خورد و با محدودیت سنی ۱۲ سال اکران می شود و سیستم ناتوان نظارت بر عملکرد ساختار سینمای ایران، متوجه نمی شود که نسخی از فیلم بدون اصلاحات اعلام شده در حال اکران است و حتی این سیستم آنقدر فشل است که خودش این محدودیت سنی در سالن ها را جدی نمی گیرد و بچه ها نیز همراه والدین بی دقت، به تماشای این فیلم در سالن های سینمایی رفته اند. بعدا از طریق کسانی که از این اقدام توزیع کننده بسیار آشنای این فیلم خبر داشته اند، به طریقی لو می رود که اعتراض های در حال توسعه در اذهان مردم به این فیلم و نیز در بعضی مجاری مجازی، ناشی از این نمایش این نسخ است و در اینجاست که ناظران، به اجبار بیرونی و نه ایفای وظیفه اداری، فیلم را از اکران بر می دارند. اگرچه در زمان نگارش این متن – غروب ۲۸ فروردین – هنوز براساس مندرجات سایت سینما تیکت، در سه شهر بوشهر و لاهیجان و چالوس، اکران این فیلم، ادامه دارد. این خلاصه ساده ماجراست، اما داستان از جهاتی دیگر هم قابل بحث است. چون جمعی از سینماگران سخن سر داده اند که توقیف این فیلم غلط است یا متأسفیم یا فشار بر روی سینما زیاد است و سینما دیگر تحمل این نوع برخورد را ندارد و الخ. اما این دوستان آگاهانه سرنا را از سر گشادش می نوازند.

اصولا در این چهل سال، با هر روشی که بود، تلاش شد تا اندیشه در سینما به همراه سرگرمی توسعه یابد. تلاش شد با محمل قانونی یا با شعار آرمانی و اقدام قانونی منبعث از این آرمان، در سینما اعمال سیاست شود. تلاش شد به عنوان یک انسان، ابتدا به مغز او خوراک داده شود و سپس به قلب و عاطفه و احساس توجه شود. اما با مسامحه بیش از اندازه و با چشمپوشی از همین قانون های نه چندان محکم، آنچه به دست آمد، توجه رو به نزول از مغز و قلب و احساس انسانی به اسافل انسانی در آثار سینمایی است. یعنی به «لذت گناه آلود» تمسک جسته شده است. قاب های بعضا مثالی این فیلم که در آثار دیگر هم همراه با کلمات نادرست، دیده شده، بیانگر این است که عده ای آگاهانه در حال به چالش کشیدن بنیان های فرهنگی جامعه هستند و مردم را به بهانه بشدت پوشالی «نیاز به شادی» و مانند آن، به فروپاشی ذهنی کشانده اند. سینمایی که ادعا می شد به صورت یک مکتب اخلاقی یا مکتبی حاوی اندیشه و سخن، در چهل سال اخیر، در جهان مطرح است، اکنون باید دلنگرانش بود که وسوسه سود مادی آن را به عصر حجر فیلمفارسی برنگرداند.

طبیعی است که این رویه باید همه صاحبان اندیشه را به این محمل نزدیک کند که به جای نظارت ساکت، به اقدام جدی و فعال در مقابله با این نگرش در حال توسعه و رو به عادی نمایی برآیند. اینکه کسی به بهانه فیلم از توقیف درآمده اش بعد چند سال به توقیف این فیلم اعتراض کند، یا هنرمندی که قبلا در یکی از جشن های انجمن منتقدان می گفت ما در فیلم های مان به دنبال هشدار دادن هستیم و نه ایجاد فساد، معترض شود یا سومی که خود کم کم به بهانه تحلیل شرایط اجتماعی و نقد آن به حیطه این نوع فیلمها در حال قربت تدریجی است از عدم تحمل فشار به سینما بگوید (بماند که فشار از کدام سو و چه فشاری؟)، بخواهند اقدام قانونی را به چالش بکشند، کاری بسیار نابجاست.

چهل سال اندیشه فرهنگی در این سینما و وجود چهره های شاخصی در تداوم این نگرش فرهنگی به ما هشدار می دهد که نباید گذاشت سینما بیش از این به ورطه سرگرمی نازل سقوط کند. و شاید وقت آن است که از سازمان سینمایی بخواهیم هر آنچه از اختیارات قانونی در شوراهایی چون اکران یا صدور پروانه نمایش یا مانند آن را که به صنوف تفویض کرده است بازنگری کند و تا وقتی قانون بنیادین وزارت ارشاد و آیین نامه های آن که نظارت بر فعالیت های فرهنگی را از وظایف این وزارت خانه دانسته دچار تغییر بنیادین نشده، آن را بی کم و کاست اجرا کند؛ مگر آنکه حرکتی مبتنی بر اندیشه و سرگرمی سالم برای اصلاح این رویه آغاز شود و ما از این دغدغه که سینما در برابر ما به مفهوم عام جامعه و فرهنگ قرار گرفته، فاصله بگیریم.

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

نظر شما


آخرین ها