تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۰۱/۱۹ - ۱۲:۰۵ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 110012

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی

سینما به عنوان رسانه ای پرجاذبه و تلویزیون در حکم رسانه ای پرنفوذ و فراگیر، با دسترسی به نسبت آسان به مخاطبانی گسترده و پر شمار با ترکیب سنی گروه متنوع مخاطبان خود از لحاظ جنسیت، سواد، شغل و… از قالب های پرتنوع تولیدات فرهنگی هنری سود می جویند که البته سهم هریک از گونه های تولیدی، به عنوان رسانه های تأثیرگذار بر مخاطبان، به روشنی متفاوت است.
در کنار فیلم های سینمایی، مجموعه های تلویزیونی، فیلم های داستانی، نمایش های تلویزیونی، سرگرمی ها، ورزش و… و مسابقه های ورزشی، میزگردها، نشست ها و گفت وشنودهای علمی، فرهنگی و هنری و انواع فیلم های مستند را نمی توان از یاد برد که بی هیچ تردیدی، بدون پشتوانه ی یک پژوهش جدی، هرگز به آثاری قابل اعتنا بدل نخواهند شد.

تحقیق و پژوهش با استفاده از شیوه ها و روش های تجربه شده و شناخته شده و علمی به سادگی می تواند در غنا بخشیدن به محتوای همه ی آثار تلویزیونی و سینمایی سهم و نقش انکارناپذیری داشته باشد. برای تولید فیلم های مستند یا مستند داستانی و به ویژه نمایش های تلویزیونی (تله تئاترها) و نظایر آن، تنها در سایه ی پژوهش های جدی و عالمانه و ادیبانه می توان از منابع غنی و پربار ادبیات ملی ، به عنوان مناسب ترین منابع و مراجع به نمونه های ارزنده ای دست یافت که از طریق بازنویسی و اقتباس ماهرانه ی آثار بزرگانی چون: مولانا، سعدی، عطار، سنایی، حافظ و… آثار تازه ای به دوستداران ادبیات قومی و ملی این مرز و بوم عرضه داشت.

تأسف آور است که «پژوهش گُریزی» در جریان تولید یک فیلم سینمایی یا مجموعه ی تلویزیونی، کم کم دارد به امری عادی بدل می شود که به دلیل تکرار، دارد عادت بسیاری از فیلمسازان می شود! البته نباید فراموش کرد که در روند طبیعی تولید فیلم (چه در سینما و چه در تلویزیون) دست کم در جریان برآوردهای مالی و بودجه نویسی یک برنامه ی تولیدی، در همه ی برگه ها و مدارک مستند برنامه سازی، «پژوهش» و «تحقیق» پیش از تولید، جایگاه ویژه ای دارد. اما در عمل، کم تر پیش می آید که فیلمنامه‌نویس یا تصویرنامه‌ نویس، در سینما یا تلویزیون بر مبنای دستاوردها و حاصل کار پژوهشگرانی که پیش از وی دست به قلم برده اند، به نوشتن موضوع و داستان فیلم یا مجموعه ی تلویزیونی روی بیاورد. به عبارت ساده تر، فیلمنامه نویس ما کاری با پژوهشگر یا پژوهشگران یک فیلم ندارد. به همین روی است که متأسفانه در شرایط کنونی، پژوهش به عنوان بخش مهمی از فعالیت فیلمسازان ما، یا به صورت یکی از حلقه های مفقوده درآمده و یا بسیار شتابزده و آسان پسندانه با آن برخورد می شود.

پرواضح است که هر برنامه ی تلویزیونی، حتی برنامه های زنده و میزگردها و گفت وشنودها و… در صورتی که از پشتوانه ی پژوهشی جدی و در خور اعتنا برخوردار نباشد، نمی تواند گام به گام، درست و سنجیده، شکل بگیرد و حرکتی چشمگیر تلقی شود. شاید به همین دلیل است که در اکثر تولیدهای سینمایی یا تلویزیونی همواره فیلمسازان ما اسیر کلی گویی، مبهم گویی و افتادن در دام توهم و خیال پردازی می شوند و نتیجه ی کارشان باورپذیر به نظر نمی رسد.

در جریان برآورد بودجه ی تولید فیلم (سینمایی یا تلویزیونی) برابر مستندات موجود برنامه سازی، به طور معمول، جایی نیز برای پژوهشگران در چرخه ی تولید فیلم در نظر می گیرند اما هنوز جز در موارد استثنایی نمی توان به نمونه های بی شماری اشاره کرد که کارهایی را بر پایه ی پژوهش های سفارش داده شده آغاز نمایند یا تصویر نامه نویسان و فیلمنامه نویسانی را بشناسیم که از پژوهش های مدون و مشخصی، استفاده کنند و…

اگر یک فیلم داستانی به لحاظ محتوا و درونمایه ی اثر، کمی تا قسمتی غیرواقعی، خیالی و پندارگرایانه به نظر می آید، شک نداشته باشیم که از پژوهش و تحقیق جدی و عالمانه بی بهره بوده است. پژوهش درباره ی یک موضوع که در واقع جانمایه ی اصلی درونمایه ی یک فیلمنامه به شمار می آید، در انسجام نهایی یک فیلمنامه ی قوام یافته و کم نقص بسیار مؤثر خواهد بود. به همین روی، هیچ تولید سینمایی و تلویزیونی به جز برنامه هایی مثل پخش خبرهای زنده و گزارش های لحظه ای نمی تواند بدون تکیه بر عامل مهم و اثرگذار تحقیق در چرخه ی تولید قرار گیرد. فیلم هایی که با محور قرار دادن جوانان و خانواده سعی در بازگویی مشکلات و نابهنجاری های رفتاری موجود در جامعه را دارند بدون تکیه بر تحقیق و پژوهشی جدی در هر موضوعی که دستمایه ی کار فیلمنامه نویس قرار می گیرد راه به جایی نخواهند برد. واقعیت این است که به دشواری می توان فیلم یا مجموعه ای را یافت که بی نیاز از این بخش اساسی کار تولید فیلم، بتواند سلامت اثر را تضمین نماید و کاری با کیفیت قابل اعتنا ارائه دهد.

گروه های تصویب برنامه های تلویزیونی، تأیید کنندگان طرح ها و فیلمنامه های پیشنهادی برای تولید فیلم های سینمایی در این راه وظیفه ی سنگینی بر عهده دارند. به ویژه «ناظران کیفی» تولیدات تلویزیونی باید با وسواس بیش تری به مسئله ی پژوهش نگاه کنند. باید شرایطی به وجود آورد که هر فیلمساز، تنها پس از بررسی و تأیید نمونه های پژوهش جدی و قابل قبول مربوط به تولید مورد نظرش اجازه ی ورود به مرحله ی بعدی تولید را پیدا کند. تنها در این صورت است که می توان به غنای آثار سینمایی و تلویزیونی از طریق تأیید فیلمنامه هایی منسجم و قوام یافته کمک کرد و به آثاری دلپسندتر دلخوش شد.

پژوهش و تحقیق تنها برای نویسندگان تصویرنامه ها و فیلمنامه ها سودمند نخواهد بود. مدیران تولید، مدیران گروه های تولید تلویزیونی و همه ی کسانی که در عرصه سینما و تلویزیون، سرگرم تولید فیلم می باشند به انواع پژوهش ها نیاز دارند. باید دید که آیا به راستی تاکنون پژوهشی جدی صورت پذیرفته است که مشخص کند، ملاک های واقعی درجه بندی فیلم های سینمایی یا تولیدات تلویزیونی چیست؟ آیا مجموعه های پرهزینه یا فیلم های سینمایی سرشار از جلوه های ویژه باید در ردیف برنامه های به اصطلاح «الف”» جای گیرند و برنامه ها ی دیگر، هر چند دارای درونمایه ای قوی و قابل اعتنا و ساختاری مناسب باشند، در ردیف «ب» قرار داده شوند؟

بدیهی است که در رده بندی آثار سینمایی و تلویزیونی باید به عواملی چون توجه به پژوهش و تحقیق (به عنوان نخستین گام های پیش تولید یک مجموعه یا فیلم سینمایی) توجهی جدی داشت. علاوه بر این، مسئله ی پرهیز از انتخاب موضوع های تکراری و دوری جستن از قالب های کلیشه ای و غیرجذاب و نظایر آن ها نیز می تواند در درجه بندی تولیدات نقشمند و اثرگذار باشد. اگر جز این باشد ضعف های کیفی تولیدات آن هم در رسانه ای هم چون تلویزیون، اشتیاق چندانی برای مخاطبان حرفه ای و پیگیر مجموعه های تلویزیونی باقی نخواهد گذاشت.

وقتی پذیرفتیم که پژوهش در چرخه ی تولید فیلم یکی از اساسی ترین مراحل کار به حساب می آید باید شرایطی فراهم سازیم که در هر گروه تولید فیلم چه در سیما و چه در تلویزیون، از وجود پژوهشگران و محققان به خوبی استفاده شود و نقش و جایگاه آنان به روشنی مشخص باشد. طبیعی است که در همین راستا با تکیه بر آموزش (آموزش های مستمر و حین خدمت) باید شرایط مناسبی به وجود آورد که پژوهشگران، همواره فرصت رشد و ارتقا پیدا کنند. تنها در این صورت است که به مدد پژوهش های میدانی یا پژوهش های کتابخانه ای و اسنادی و با توسل به شیوه های شناخته شده ای چون: پژوهش پیمایشی (survey) و تحلیل محتوا (analyse content) و روش اسنادی یا کتابخانه ای (archival) در کارهایی چون سنجش افکار یا نظرسنجی ها و سنجش نگرش مخاطبان سینما و تلویزیون گام های جدی تر برداشت. هیچ مدیر برنامه ریز و آینده نگری را نمی شناسیم که بتواند بدون استفاده از پژوهش های جدی و در خور اعتنا، دست به برنامه ریزی بزند. وقتی پژوهشی در کار نباشد، بسیاری از اطلاعات ضروری در اختیار ما قرار نخواهد گرفت و در کار برنامه یزی تولید فیلم نیز خللی جدی ایجاد خواهد شد.

پژوهش به مدیران تولید هم امکان برنامه ریزی می دهد و هم برای آن ها شرایط مناسبی فراهم می سازد که به هنگام ضرورت از خود واکنش های مناسبی نشان دهند و از اهمیت و نقش انکارناپذیر پژوهش و پیوستگی تام و تمام آن با فعالیت های تولیدی (در سینما و تلویزیون) تمام قد دفاع کنند چراکه بسیاری از آثار سینمایی و تلویزیونی، همواره از فقدان پژوهش هایی در خور توجه، آسیب دیده اند.

در پژوهش های جدی و عالمانه، به مدد تعریف نظری از موضوع مورد نظر و انتخاب نمونه های مناسب و با استفاده از روش های اجرایی مساعد و موافق با شرایط تحقیق می توان به یافته های اطمینان بخشی دست یافت که چه در مرحله ی «پیش تولید» و چه در «مرحله ی تولید» و «پس از تولید» می تواند بسیار سودمند تلقی شود. اگر برای کار پژوهش به ویژه پژوهش هایی که پیش از تولید آثار سینمایی یا تلویزیونی، شکل می گیرند، اهمیت ویژه ای قایل می شویم، بیش تر به این دلیل است که برنامه سازی، بدون پشتوانه ی مطمئنی چون «پژوهش» درست همانند رها کردن تیر در تاریکی است! تقدم کار پژوهش بر هر فعالیت دیگری در چرخه ی تولید فیلم، به صرفه جویی در وقت و هزینه در تولید و ارتقای کیفی اثر منجرخواهد شد.

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها