تاریخ انتشار:۱۳۹۸/۱۲/۲۹ - ۱۴:۴۶ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 133023

سینماسینما، محمدرضا امیراحمدی

آغاز سال در هر فرهنگی، یک نماد و شکلی دارد. تقویم چینی و سال نو چینی، تقویم مسیحی و سال نو میلادی، یا تقویم ایرانی و نوروز. برای هر فرهنگی، این آغازها خوش یمن و زیباست و با نشانه هایی تقریبا یکسان از حیوانات، مفهوم خوانی شده و پیش بینی پذیر می نماید. این آغازها در عالم سینما هم، تصاویری در هر جامعه ای دارد و فیلم هایی یادآور آن است.

دنیای غربی، از آغاز سال نو با کریسمس و بابانوئل، نشانه دارد و کاج هایی تزیین شده و البته چون روز آغاز سال، در زمستان است، با بارش برف، آذین می شود. هرگاه در فیلمی یکی از سه عنوان را می بینیم، از فرارسیدن سال نو خبردار می شویم و وقایعی که معمولا با سفر و دور هم بودن و تعطیلات و شادی همراه است. ساده ترین و آشناترین فیلم غربی را شاید بتوان، “تنها در خانه” دانست که اصولا با سال نو، داستان را به حرکت در می آورد. فیلم های غربی، کنار کاج بودن را با شادی و هدیه و خانواده در کنار هم، جمع می کنند.

در سینمای ایران، آغاز سال نو با شکوفه، سفره هفت سین و دید و بازدید و مسافرت، نمادیابی می شود و البته بسیار کم از ننه سرما و عمونوروز، در آثار ایرانی، تصویر و نشانه داریم. در اندک آثار سینمایی ایرانی هم که من به یاد دارم، اگر قهرمانان داستان در نوروز به سفر می روند، برای گریز از جمع بودن است و می خواهند تنها باشند و کمتر، شخصیت های متنوع را به عنوان مهمان یا همراه، در کنار آنان می بینیم. سینمای ایران، البته این را از برداشت نادرست از روایت پردازی دارد که نمی تواند داستانی با کاراکترهای متعدد تعریف کند – البته مثال های اندکی از تجمع شخصیت ها را داریم مثل “یک حبه قند”، که خوشبختانه همه، فامیل هستند و شلوغ. اما داستانی که بیانگر نوروز باشد و در قاعده سینمایی و ما را از خرید نوروزی، مهمانی، سفره هفت سین، خانه تکانی، طبیعت در حال نو شدن یا سیزده بدر و مانند آن، محظوظ کند، حافظه من اثری را به یاد ندارد.

اکنون در آستانه نوروزی دیگر قرار داریم که ویژگی های متفاوت را با خود به همراه دارد و آن، محدودیت های لازم الاجرای ناشی از شیوع ویروس کروناست. برخلاف قاعده نوروزی، نباید خرید کرد، نباید دور هم جمع شد، نباید دید و بازدید کرد، خانه تکانی بی مفهوم شد و البته سفر، ممنوع اعلام شده است. یعنی همه قواعد نوروزی، شکسته شده است. برای چنین وضعیتی سینمای ما باید، داستان و طرح هایی متعدد داشته باشد که اینها را بپروراند و البته عمق روایت را به گونه ای بیان کند که بعد از عبور از این دوره، با دیدن چنین آثاری، همه ابعاد آن را به یاد آورده و سپس، به جمع گرایش پیدا کند و همیشه، آرزوی بودن در جمع را به نیکی، اجرایی کند. داستان ها باید در عین واقعی بودن، در عین حقیقت گفتن، امید و بالیدن را سر دهد. باید بتوان از پس این ماجرا که یادآور حکایت فعالیت جمعی همه مردم در دوران جنگ هشت ساله است یا شاید از خارج گفت و آنچه در جنگ جهانی دوم در خیلی از کشورهای درگیر بروز کرد و همه اقشار به سمت مقابله با بحران رفته بودند، به خوبی و با استواری و افتخار به بودنی دیگر در کنار هم، عبور کنیم. یعنی بتوان به مانند انتهای “تنگه ابوقریب”، بعد از آن همه مبارزه، نسل جدید، پرتوان برآید.

جشنواره فیلم فجر امسال که نه ولی در جشنواره فجر سال ۱۴۰۰، باید بتوان فیلم هایی داشت که تصویر همت جمعی مردم باشد، مردمی که جدابودن و در خانه ماندن را به زبانی دیگر تعبیر کردند و از هنرمند تا سیاستمدار، از کارمند بانک تا کادر درمان، در کنار یکدیگر، در حال عبور از این بحران هستند.

سینمای ایران، باید در این نوروز، این مفهوم امیدواری را با دقت و روشنی و در بستر انبوه مردم، در اذهان پرورانده و سپس نشان دهد، تا ما بعد آن، مفتخر به هویت جمعی به نام “مردم ایران” باشیم.

لینک کوتاه

نظر شما


آخرین ها