تاریخ انتشار:۱۳۹۴/۱۱/۱۸ - ۱۴:۲۲ تعداد نظرات: ۰ نظر کد خبر : 11700

سپیده ابرآویز 

۱٫سهیل بیرقی را نمی شناسم و زیاد از بیوگرافی ش نمی دانم .لازم هم نیست .فیلم من را که ببینی همین بس که با فیلمسازی توانا و خوش فکر مواجهی

۲٫من کار عجیبی است.کاری خطرناک .کاری که بایک اختلال و یک مفهوم روان شناسی در گیر می شود و به خوبیراز پس آن بر میاید.

۳٫در سال های اخیر بعد از پرویز که نمونه ای تصویری_سینمایی از یک فرد روان پریش بود ، من تجربه موفق دیگری است در به. تصویر کشبدن یک زن با اختلال خود شیفته و شخصیت نمایشی

۴٫ شاید دانستن ویژگی های این گروه از مبتلایان کار روان شناسان باشد اما همین که زنی را تماشا می کنی که گمان می کند از پس همه چیز بر میاید ، تحمل نه شنیدن ندارد و در تمام

۵رفتارهایش بر محور من بودنش حرکت می کند ، برای متاثر شدن و دوست داشتن فیلم کافی است .

۵٫ گرچه بازی لیلا حاتمی در این نقش شاید انتخاب مناسبی نباشد و یک نابازیگر یا چهره جدید می توانست به پزداخت و ارتقای اثر کمک بیشتری بکند اما در همین حد هم تماشای زنی آنتی پاد (ضد اجتماعی) با رفتارهای ویزان کننده و بیمار گونه حرفی است تازه و البته لازم

۶ .سینمای امروز اگر از طرح ملودرام های نخ نما عبور نکند و در آپارتمان ها و جنگ اعصاب های روزمره جا بماند بی شک سینمای از دست رفته ای است .

۷٫ یکی از در خشان ترین لحظات فیلم انجایی است که در می یابیم این زن بیمار که معلم موسیقی است خود اصلا موسیقی بلد نییست!

۸٫ بازی باورپذیر امیر جدیدی در کنار کارگردانی تمیز ، نقطه های مثبت دیگر من هستند.

۹٫سکانس پایانی با آن دیالوگ طلایی لیلا حاتمی که می گوید :اصلا من خودم این جوری ترجیح می دم تیر خلاصی است که به. مخاطب می فهماند این شخصیت بیمار در اوج استیصال هم حاضر نیست از من بودنش خارج شود و هم چنان در

نمایش من و اینکه همه چیز از من و صلاح دید من شروع و تمام می شود رها نشده و قطعا نمی شود مگر به شرط درمان در فیلم من

لینک کوتاه

مطالب مرتبط

آخرین ها