سینماسینما، زهرا نورا نجفی؛
ما به قهرمانان، اساطیر و پهلوانان نامآور حماسههایمان نیاز داریم تا بتوانیم بخشی از هویت جمعیمان را بشناسیم و با یک هویت مشترک به عنوان ملتی در کنار هم زندگی کنیم. شاید امروز صنعت سرگرمی جهان در حال سرمایهگذاری روی قهرمانان مدرن و تازه باشد، اما قهرمانان مدرن هم در بسیاری از موارد ریشه در همان نیاز انسانی به قهرمان و روایت دارند؛ در این میان، پرسش این است که آیا کودکان ما در کنار قهرمانان جهان، قهرمانان و داستانهای سرزمین خودشان را هم خواهند شناخت؟
در چنین شرایطی است که اجرای نمایشی ویژه کودکان و نوجوانان به نام «بستور؛ سپهسالار کوچک» در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میتواند بسیار مهمتر از یک اتفاق ساده فرهنگی و هنری باشد.
مهرداد بهار، پژوهشگر و نویسندهای که بخش مهمی از آثارش را به تاریخ و اساطیر ایران اختصاص داده بود، سالها پیش به اهمیت بازآفرینی این میراث برای نسلهای جدید توجه داشت. شاید به همین دلیل بود که به دعوت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای نگارش کتابهایی برگرفته از اساطیر برای کودکان پاسخ مثبت داد. «بستور» هم یکی از این کتابها بود؛ روایتی برگرفته از داستان پهلوان نوجوانی که در دل شاهنامه فردوسی، داستان دلاورانهای از خود به جا گذاشته است.
بهار، که پژوهشگری جدی در حوزه تاریخ و اساطیر ایران بود، اهمیت آشنا کردن کودکان و نوجوانان با این میراث را بهخوبی میشناخت؛ چراکه شناخت اسطورهها و روایتهای کهن، فقط آشنایی با داستانهایی از گذشته نیست، بلکه راهی برای شناخت بخشی از حافظه و هویت فرهنگی یک جامعه است. و شاید به همین دلیل است که بازگشت دوبارهٔ داستانهایی مانند «بستور» به میان کودکان و نوجوانان، هنوز اهمیت دارد.
کتاب «بستور» هنوز هم در کانون پرورش فکری تجدید چاپ میشود و بعد از گذشت بیش از پنجاه سال، با تصویرسازی ماندگار نیکزاد نجومی همچنان به کودکان و نوجوانان این سرزمین خدمت میکند و آنها را با یکی از قصههای شاهنامه آشنا میکند.
اما اهمیت ماجرا فقط در ماندگاری یک کتاب نیست. جای بسی شعف و شادی است که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کتابها و قصهها در همان نقطهای که متولد شدهاند باقی نمیمانند. گاهی روی صحنه نمایش میروند، گاهی تبدیل به انیمیشن میشوند و حتی برخی از آنها فرصت پیدا میکنند به فیلم زنده تبدیل شوند و در سینماها به نمایش درآیند. این یعنی یک قصه میتواند در طول زمان، زندگیهای متفاوتی پیدا کند و هر بار از دریچهای تازه با مخاطب خود روبهرو شود.
و البته نکته حائز اهمیت دیگر این است که فعالیتهای کانون پرورش فکری متمرکز در تهران نیست و این قصهها و تولیدات فرهنگی میتوانند در نقاط مختلف کشور به دست کودکان و نوجوانان برسند.
حالا «بستور» یک بار دیگر فرصت پیدا کرده است تا از کتاب به صحنه بیاید. این بار گروهی جوان، این داستان را با استفاده از عروسکهایی با تکنیک سایهای، همراه با نقالی و موسیقی اصیل ایرانی روی صحنه بردهاند؛ موسیقیهایی برگرفته از آلبوم «بیژن و منیژه» اثر استاد حسین دهلوی و «رقص چهلستون» اثر استاد مجتبی میرزاده.
شاید اهمیت چنین اجرایی دقیقاً در همین باشد: یک داستان کهن، قرار نیست فقط در کتابی قدیمی باقی بماند. میتواند دوباره روایت شود، تصویر شود، روی صحنه بیاید و به دست نسلی برسد که جهانش با جهان مخاطبان نخستین آن داستان بسیار متفاوت است.
در روزگاری که صنعت سرگرمی جهان هر روز قهرمانان تازهای خلق میکند، مهم است که کودکان ما در کنار شناخت قهرمانان و داستانهای جهان، فرصت آشنایی با قهرمانان سرزمین خودشان را هم داشته باشند. بستور، با همه فاصلهای که از جهان امروز دارد، میتواند دوباره روایت شود تا شاید یک کودک امروز، در میان یک داستان از شاهنامه، قهرمانی را پیدا کند که پیش از این نمیشناخته است.
اسطورهها زمانی زنده میمانند که هر نسل دوباره آنها را روایت کند. شاید «بستور؛ سپهسالار کوچک» یکی از همین فرصتها برای زنده نگه داشتن قصهای باشد که بیش از هزار سال از تولد جهان آن میگذرد.