سینماسینما، آریو همتی
بهروز وثوقی با درک میدان نیرو و آفرینش هنری در مقوله بازیگری، برای تاریخ سینمای ایران گنجینهای شاخص و والا را به یادگار گذاشته است که در آن میتوان انواع حسها و همافزایی آنها، جامعالاضداد بودن کاراکترهای تألیفی را دید که قله این آفرینش در اتفاقهای جهانی در بازیگری، مانند «گوزنها» ۱۳۵۳، «کندو» ۱۳۵۴ و «سوتهدلان» ۱۳۵۶ است.
وثوقی مهمترین بازیگر تاریخ سینمای ایران به سبب کمیت نقشهای او در سینمای مؤلف، بالاتر از علی نصیریان، عزتالله انتظامی، خسرو شکیبایی و شهره آغداشلو، کیفیت والای بازیهای تألیفی و همچنین پیونددهندگی سینمای اندیشهمحور با سینمای سرمایهمحور در دوران محوریت موج نو در سینمای جریان اصلی است. وثوقی همزمان هم بازیگر مؤلف و هم سوپراستار سینما با موجسازی در سینمای جریان اصلی بود که در کتاب «بوطیقای سینرژیسم در سینمای ایران و جهان؛ تیپ کاراکتر و ابرکاراکتر»، چاپ مردادماه ۱۴۰۵ ـ تألیف آذرپیک ـ همتی در انتشارات ارشدان، در مبحث تفاوتهای بازیگران حرفهای، بازیگرهای استار، بازیگران مؤلف، بازیگران معمولی، سیاهیلشکر و نابازیگر شرح داده شده است.
کارنامه بازیگری بهروز وثوقی در سینمای جریان اصلی ایران به چهار دوره تقسیم میشود:
۱) ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۸: نخستین دوره حضور او در سینما، به دوران محوریت شمایل محمدعلی فردین در سینما مربوط است. وثوقی در این زمان تعدادی فیلمفارسی بازی کرد که هرچند آوردهای تألیفی برای او در بر نداشت، اما مواجهه با کارگردانهای سینمای ساختار کلاسیک ایران مانند عباس شباویز، سیامک یاسمی، اسماعیل کوشان، مهدی رئیسفیروز، ساموئل خاچیکیان، امیر شروان، صابر رهبر و محمد زریندست توانست او را با مدیوم سینما آشنا کند. هماهنگی در صحنه و درک دوربین و همچنین شناخت برخی از اصول بازیگری و نقش بدن به او کمک کرد که آماده اتفاقهای مهم بازیگری شود. برخی از آثار شاخصتر او در سینمای ساختار کلاسیک عبارتند از: «دزد بانک» (کوشان) ۱۳۴۳، «خداحافظ تهران» (خاچیکیان) ۱۳۴۵، «هاشم خان» (زریندست) ۱۳۴۵، «دالاهو» (یاسمی) ۱۳۴۷ و… .
۲) ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۳: این عصر در سینمای جریان اصلی، دوران غلبه شمایل خود بهروز وثوقی است. اکران «قیصر» مسعود کیمیایی آغازگر و تثبیتکننده این محوریت که حاصل همافزایی سینمای گیشه و اندیشه بود را رقم زد. همکاری وثوقی با فیلمسازان مؤلفی مانند مسعود کیمیایی، علی حاتمی، امیر نادری، جلال مقدم، فریدون گله، ناصر تقوایی، خسرو هریتاش و… مهمترین اتفاق بازیگری در سینمای ایران را رقم زد.
«قیصر» کیمیایی ۱۳۴۸، با بازی درونگرای برونریز از بهروز وثوقی، مقابل بازی برونگرای درونریز ناصر ملکمطیعی، بازی درونگرای درونریز جمشید مشایخی و بازی برونگرای برونریز جلال پیشوائیان، مهمترین اتفاق سینمایی در دهه چهل را رقم زد. همزمان، پیروزی در گیشه و توفیق در جهان اندیشه، این اثر را به عنوان یکی از آغازگران موج نو، همراه با «گاو» داریوش مهرجویی و البته فراتر از «گاو»، به عنوان تثبیتکننده این موج سر زبانها انداخت.
«پنجره» (جلال مقدم) ۱۳۴۹ و بازی درونگرای درونریز وثوقی کنار بازی برونگرای برونریز گوگوش و بازی درونگرای برونریز نوری کسرائی، دیگر بازیگر مطرح موج نو، اثری ماندگار را بر محور اقتباس از ادبیات جهان خلق کرد.
«رضا موتوری» ۱۳۴۹ کیمیایی و بازی برونگرای درونریز از وثوقی در مقابل فریبا خاتمی و بازی درونگرای برونریز او، اثر ماندگار دیگری در اواخر دهه چهل بود.
«طوقی» علی حاتمی، بازی برونگرای برونریز وثوقی، مقابل بازی درونگرای برونریز ناصر ملکمطیعی و بازی درونگرای برونریز آفرین عبیسی، اثر ماندگار دیگر وثوقی بود.
«داش آکل» مسعود کیمیایی ۱۳۵۰، «فرار از تله» جلال مقدم ۱۳۵۰، «رشید» پرویز نوری ۱۳۵۰، «بلوچ» کیمیایی ۱۳۵۱، «دشنه» فریدون گله ۵۱، «غریبه» شاپور قریب ۵۱، «تنگسیر» امیر نادری ۵۲، «خاک» مسعود کیمیایی ۵۲، «گرگ بیزار» مازیار پرتو ۵۲، «نفرین» ناصر تقوایی ۵۲ و «گوزنها» کیمیایی ۵۳ دیگر آثار مطرح او در این برهه هستند.
«نفرین» به گونهای یکی از شکستخوردهترین و البته مهمترین آثار اوست که بازی نفسگیر و جدال برای سیطره بر فضای اثر را در آن با مهمترین بازیگر زن موج نو، فخری خوروش، دارد. بازی درونگرای برونریز فخری خوروش و بازی درونگرای درونریز وثوقی، دیالکتیکی جذاب و لحظاتی ماندگار از تجربهٔ انواع حسهای همافزا و حسهای متضاد سینرژیستیک خلق کرده است.
«گوزنها» و مفهوم بدن به عنوان خاستگاه تودهها، یکی از مهیجترین و تأثیرگذارترین آثار به لحاظ بازیگری را در تاریخ سینما خلق کرده است. رویارویی و همراهی وثوقی و فرامرز قریبیان یادآور تجربه «خاک» ۵۲ و البته در مرحله فاخرتر و ماندگارتر است.
۳) ۱۳۵۳ ـ ۱۳۵۷: این برهه با غلبه موج فرزان دلجو و سینمای تینایجری با دلجو، آیلین ویگن، داریوش اقبالی، لیلا فروهر و… برای بهروز وثوقی عرصهای دو مسیری پیش آمد؛ از یک طرف سینمای گیشه و «سازش» محمد متوسلانی ۵۳، «ممل آمریکایی» شاپور قریب ۵۳، «همسفر» مسعود اسداللهی ۵۴، «بت» ایرج قادری ۵۵ و «ماه عسل» فریدون گله ۵۶ و از سوی دیگر «ذبیح» محمد متوسلانی ۵۴، «کندو» فریدون گله ۵۴، «بتشکن» شاپور قریب ۵۵، «ملکوت» خسرو هریتاش ۵۵، «سوتهدلان» علی حاتمی ۵۶ و «کاروانها» جیمز فارگو ۵۶ که کارنامهاش را در جهت تثبیت او به عنوان مهمترین سوپر استار و پرمخاطبترین به نسبت تعداد اثر و میزان فروش تثبیت کرد و البته همچنان در سینمای اندیشه و شاهکار بازیگری در «سوتهدلان» با آن تداخل عجیب جهان درون و برون و برونگرای درونریز و درونگرای برونریز در زمانهای مختلف بازی در آن و البته نقش علی حاتمی در تسلط کمنظیر بر صحنه و بر شخصیتپردازی در کنار دیالوگهایی که هنوزاهنوز تأثیرگذار و جلوهگر خود را بر مخاطب عریان میکنند.
۴) پسا ۵۷: وثوقی پس از خروج از ایران دیگر هرگز نتوانست به آنچه معنا بخشیدن به دیالکتیک بازیگر و کاراکتر است برگردد و نقشی تألیفی از او به جز «فصل کرگدن» بهمن قبادی نمیتوانیم پیدا کنیم.