سینماسینما، گلاره محمدی
جشنواره فجر که در سالهای اخیر با سرعت فزایندهای از روزهای اوج خود فاصله گرفته و مراحل رسیدن به نزولیترین جایگاه سالیان اخیرش را تجربه میکند، از چهل و سومین ویترین خود رونمایی کرد.
طرحی از ابراهیم حقیقی برپایه عکسی که عزیز ساعتی از چهره رقیه چهره آزاد در فیلم «مادر» ثبت کرده است.
عناصر چهره که با بهره گیری نادرست از ابزار هوش مصنوعی دستکاری شده با چشم غیرمسلح و توسط آماتورترین بینندگان هم قابل تشخیص است و پوستری که به سختی میتوان آن را با استانداردهای ابتدایی یک اثر گرافیکی تطبیق داد، چندین «چرا»ی بیپاسخ را برای مخاطبانش مطرح میکند.
چرا برای برگزاری یک رویداد سینمایی با عمر و قدمتی چهل و سه ساله سادهترین اصول طراحی در نظر گرفته نمیشود؟
اگر بنا به استفاده از چهره یک شخصیت ماندگار سینمایی است چرا رقیه چهره آزاد؟ نه اینکه او ماندگار نباشد، اما باید پرسید که شخصیت ماندگار «مادر» قرار است چه ویژگی منحصر به فردی را به بیننده یادآوری کند؟ حضور مادر بعنوان عمود خیمه خانوادهای با شخصیتهای گوناگون؟ پذیرش تفاوتها و در کنار هم ماندن و ساختن؟ مرگ؟ سنت و مزایای آن؟
در همین فیلم چهره مسحورکننده فریماه فرجامی قابلیت بیشتری برای پرداخت و طراحی ندارد؟ هر دوی این عزیزان هم که چهره در نقاب خاک کشیدهاند و از بد و خوب نتیجه نه میتوانند شکوه کنند و نه قدردان مسئولان جشنواره باشند!
چرا از رنگ در پوستر آنقدر محافظهکارانه استفاده شده و روحی در اثر ندمیده است؟
و چراهای دیگری که در این یادداشت کوتاه مجال پرداختن به آنها نیست.
سابقه نشان داده است که دستاندرکاران خواسته اند طیفهای متفاوت را با نتیجه کارشان راضی نگه دارند؛ در پوستر از چهره زن استفاده شده، حجاب دارد اما بخشی از موهایش پیداست، انگشتر فیروزه دارد، طرحهای اسلیمی در پس زمینه در همراهی با خط نستعلیق، ملی بودن را به بیننده القا میکند و …
یادآوری این نکته ضروریست که صِرفِ استفاده از عناصر سنتی، نه تنها هیچ طرح تجسمی را تبدیل به اثری ملّی و بومی نمیکند، بلکه میتواند کیفیت آن را با تغییرات جدی مواجه سازد.
نتیجهای که در این پوستر شاهدش هستیم، به گمانم، حاصل جمع موارد فوق و عدم تسلط طراح به ابزار نسبتا تازه وارد هوش مصنوعی است که باعث شده کیفیت متوسط اثر به شدت افت داشته باشه و شاهد یکی از ضعیفترین پوسترها برای جشنواره فیلم فجر باشیم.
در پایان باید این را هم اضافه کنم که من و دوستان دیگری که در سالهای اخیر از این جشنواره دولتی فاصله گرفتهایم و فقط شاهد نزول تدریجی آنیم همچنان دلبسته سینمای ایرانیم و امیدوار به دیدن دوباره روزهای اوجش.
پس ساده نیست ببینم و احساس کنم پوستر برای اسیران خاک طراحی شده تا معدود دوستداران جشنوارهای سینمایی که از آن جز سایه محوی باقی نمانده است.
*بخشی از ترانه سنگ صبور محسن چاوشی