سینماسینما، امین نصیری
نام: Rio bravo
کارگردان: howard hawks
سال: ۱۹۵۹
اگر فرم را به مثابه یک پازل که برای تکمیل شدن به تکه های گوناگونی نیازمند است در نظر بگیریم ریو براوو، پازلی کامل و بی نقص است که تمام تکه هایش به محکمی و انسجامی دقیق در کنار هم قرار می گیرند. هاوارد هاکس که از بزرگان و استادان سینمای کلاسیک محسوب می شود در ریو براوو به اوج پختگی و غایت فیلمسازیاش دست یافته و یکی از مهم ترین وسترن های تاریخ سینما را خلق کرده که به راحتی میتوان در توصیفش عنوان شاهکار را به کار برد.
هاکس در سه چهار دقیقه ابتدایی اثرش قهرمان، مکمل قهرمان و ضدقهرمان را برایمان معرفی و موتور قصه اش را روشن، و سپس سریعا گره افکنی میکند. کارگردان با زبان میزانسن هر سه شخصیت را میسازد و جایگاه اخلاقی که در طول درام خواهند داشت را بدون وقفه به ما نشان میدهد. در چهره و حرکات دود حالاتی از تحقیر، پریشانی، اضطراب و اضمحلال موج می زند. با توجه به نما و زاویه لوانگلی که هاکس در آغاز از چنس میگیرد او را در توامان موضع قدرت، خشونت و کمک قرار می دهد و ساحت پروتاگونیستی اش را ارائه میدهد. و جو هم با پرتاب سکه برای دود و تحقیر کردن هر چه بیشترش و قتل یک بیگناه ساحت آنتاگونیستی خویش را آشکار میکند.
هاکس چون در حیطه سینمای ملودرام فیلم میساخت سیستم فکریاش به گونهای است که هیچوقت شخصیتی را بدون دراماتیزه کردن، هویدا سازی انگیزه هایش و سپس الصاق به موقعش به روایت، وارد فیلم نمیکند. تمامیِ شخصیتهای ریو براوو در این چارچوب قرار میگیرند و سپس به یک نوع کنش گرایی دراماتیک میرسند. یک نکته دیگر اینکه راز ریو براوو در داستانش نیست و با شرح داستان نمیتوان ارزش آن را به درستی و آنطور که شایسته است مشخص کرد، چون در این صورت از انسجام فرمال و کارگردانی درجه یک آن غافل خواهیم شد. در ادامه بحث شخصیت پردازی را به عنوان بخش مهمی از فرم، باید افزود که هاکس هیچکدام از پرسوناژها را از قلم نمی اندازد و ساده از کنارشان نمیگذرد. به طور مثال کلورادو به نوعی کنش گرایی میکند و به شکلی منطقی سر بزنگاه به روایت اضافه می شود و چنس را نجات میدهد. فیچرز هم با اقناع عاطفی چنس(به عنوان رهبر قطب پروتاگونیست و مردی خودکامه)و حتی در جایی کمک به او، کنش گراییاش را به نوعی بروز می دهد. حتی کسی مانند ویلر با مرگ زود هنگامش موجب پیشبرد روایت و در نهایت خودنمایی، مانور و احیای مردانگی دود می شود (منظور جایی است که دود قاتل ویلر را می کشد). ورود نتان برودت هم (برادر جو) به فیلم با مقدمه پردازی هایی همراه بوده و راجع آن از قبل حرف زده میشود و او از قبل برای مخاطبین با اینکه غایب بوده، به عنوان رهبر قطب آنتاگونیست معرفی شده است. درواقع هاکس علاوه بر اینکه شخصیت هایش را از موضع منفعل بودن خارج میکند، با اتصال به موقع آن ها به بستر داستان، هرگز اجازه نمیدهد ضرب روایتش کند شود و از نفس بیافتد.
جدا از بحث شخصیت پردازی، هاکس به کمک میزانسن هایی که طراحی می کند سعی دارد فضایی آمیخته به روایت و پرسوناژهایش خلق کند. یعنی مثلا جایی که چنس و دود برای گشت زدن بیرون میروند کارگردان با پی ریزی یک سری تمهیدات که به تمامی به زبان بصری و صدا مرتبط هستند حسی از عدم امنیت، خفقان و حتی حالتی تعلیق وار به صحنه میبخشد. درواقع حس خفقان آلودی که چنس و دود دارند حالا برای تماشاگر هم به مرحله ابژگی میرسد. یا در آن صحنه هایی که چنس و فیچرز با هم صحبت می کنند هاکس با ایجاد یک حد فاصله معین میان آنها به کمک میز بار، بر عدم پذیرش کامل این دو از سوی یکدیگر (مخصوصا چنس که حالت نسبتا شکاکی در زبان بدنش به چشم می آید) تاکید دارد. صحنه ای هم هست که دود و چنس به سراغ قاتل ویلر در کافه میروند و در اینجا میزانسن متعلق به شخصیت مکمل یعنی دود است و نه چنس. او از در جلویی وارد میشود و در نهایت هاکس با دگرگون کردن اکسسواری که مدت ها موجب تضعیف و تحقیر شدن دود بوده، اکنون آن را به عاملی حیاتی در پس گرفتن ابهتش بدل میکند. صحنه ای که دود رفتاری دوگانه و دو دل در خوردن الکل نشان می دهد را به یاد آورید. هاکس با نزدیک کردن دوربین به دود در نمای مدیوم کلوزآپ (و مکث بجایی که دارد)، میمیک چهره مرددی که رفته رفته به حالتی مصمم تبدیل میشود و سپس اضاف شدن بسامد موسیقی به بهترین شکل تغییر حالت دود را میسازد. در بخش های پایانی فیلم، آنجایی که قرار است دود و جو با هم معاوضه شوند نمایی هست که چنس در یک مدیوم شات در نقطه نظر نزدیک و گوشه کادر قرار دارد و در روبرو در نمایی لانگ شات یک انباری که بک گراندش کوهی سر به فلک کشیده و جثه کوچک نتان که قابل مشاهده است؛ این صحنه بسیار درخشان است و کارکردی کاملا فرمیک دارد. هم ما را همنگاه چنس می کند و وزنه حسی مان را شدیدا به سوی او(که حالا ساحتی اسطوره وار پیدا کرده)متمایل میکند و هم وجود نتان به عنوان عامل شر در برابر دیدگان ما ناچیز و عاری از هیبت به نظر می رسد. سکانسی که قبلا از آن نام بردم یعنی جایی که دود قاتل ویلر را می کشد از دریچه ای دیگر هم قابل بررسی است. زمانی که دود و چنس وارد کافه می شوند و به نظر می رسد دود در پیدا کردن قاتل ناکام بوده و دیگران مانند گذشته شروع به ریشخند او می کنند. در این بین یک نمای هایانگل می بینیم که سریعا و در لحظه تعلیق را چاشنی صحنه می کند. بنابراین هاکس با دادن یک کات، باعث تقویت و گیرایی هر چه بیشتر موقعیت برای تماشاگر می شود و در ادامه هم می بینیم که دود با جسارت و خودباوری به طرف قاتل شلیک می کند و او را از بالا به پایین می اندازد. این نکاتی که گفته شد به تمامی قدرت کارگردانی هاوارد هاکس را مستقل از فیلمنامه ثابت می کند.
دو ایراد جزئی را به فیلم وارد میدانم. یکی سکانس های چنس و فیچرز که در جاهایی دیگر زیادی کش دار و لوس میشود و روایت را کمی از جان می اندازد چون آنچنان در خدمت استحکام بخشیدن به شاه پیرنگ نیست و بهتر بود هاکس قدری زمان آن را کمتر می کرد. و همچنین آن حُقه ای که دار و دسته نتان طنابی در دو طرف پله می بندند و چنس در حالتی غیرمنطقی و بی پایه بیهوش می شود و به دام می افتد.
ریو براوو در کل اثری منظم، منسجم و سیستماتیک است که به خوبی اجزایش به یکدیگر پیوند می خورند و در انتها یک انضباط ساختاری را تشکیل می دهند. اینجاست که کارگردانی مثل هاوارد هاکس که کاملا با حوزه تکنیکال سینما آشناست، با گذر از مرحله تکنیک به جادویی به نام «فرم» دست پیدا می کند که با گذشت بیش از نیم قرن همچنان پابرجاست.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- فیلمهای بخش کلاسیکهای ونیز معرفی شدند/ به یاد دسیکا و ماسترویانی
- شورِ زندگی و جادوی سینما/ نگاهی به کتاب «ریو براوو»
- جستوجوی سرزمین زرین در درههای تاریک / نگاهی به فیلم «الدورادو»
- سکانس طلایی/ خواب ابدی
- سکانس طلایی/ مرد آرام
- تقاضا برای تغییر نام فرودگاه جان وین/ محکوم کردن اظهارات نژادپرستانه ستاره فیلمهای فورد
- صحنههایی از مرگ جان وین در فیلمهایش + ویدئو
- برادران کوئن با نتفلیکس همکاری میکنند/ پخش وسترن به صورت آنلاین
- به خاطر یک مشت دلار/هر شب همراه سینماسینما باشید
نظر شما
پربازدیدترین ها
- بیانیه انجمن بازیگران سینما در واکنش به وقایع اخیر و هتک حرمت هنرمندان/ پژمان بازغی استعفا داد
- حقایقی درباره بازمانده ساخته سیف الله داد/ماجرای توقیف فیلم بازمانده به دلیل حجاب!
- ۱۵ اثری که برای فهرست اولیه اسکار فیلم بینالمللی شانس بالاتری دارند
- نگاهی به فیلم «بیسر و صدا»؛ ایده خلاقانه، مسیر اشتباه
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
آخرین ها
- مصاحبه با نوآ بامباک درباره فیلم آخرش «جی کلی»؛ چگونه او دوباره عاشق سینما شد؟
- با موافقت شورای پروانه فیلمسازی؛ پروانه ساخت سینمایی برای ۷ فیلمنامه صادر شد
- تردید لئوناردو دیکاپریو درباره تصاحب هالیوود توسط هوش مصنوعی
- مستندساز جاسوس نیست
- نمایش موزیکال «رابین هود» ۲ / گزارش تصویری
- کنسرت ارکستر موسیقی ملی ایران به خوانندگی وحید تاج / گزارش تصویری
- چهار نامزدی برای «یک تصادف ساده»؛ نامزدهای گلدن گلوب ۲۰۲۶ معرفی شدند
- نگاهی به نمایش موزیکال «رابین هود»؛ وقتی صلح آواز میخواند
- اکران و نقد «مادر» در سینما اندیشه
- جهانِ پشتِ یک تصادف
- رونمایی از پوستر «مُک» در آستانه نمایش در جشنواره سینماحقیقت
- «یک تصادف ساده» نامزد ۴ جایزه WAFCA ۲۰۲۵ شد
- جشنواره بینالمللی دریای سرخ؛ اهدای جایزه دستاورد به مایکل کین/ نگرانی آدرین برودی از هوش مصنوعی
- از وعده تحول تا نداشتن نگاه سمپات
- پایان جشنوارهای با داوری پیمان معادی؛ «آسمانِ موعود» بهترین فیلم جشنواره مراکش شد
- خوانشی روانشناختی از «چشمبادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی
- بیانیه یکصد سینماگر درباره حکم تازه جعفر پناهی
- «سایت اند ساوند» ۵۰ فیلم برتر ۲۰۲۵ را انتخاب کرد؛ فیلم اندرسون در صدر/ «یک تصادف ساده» ششم شد
- یک چرخش استراتژیک بزرگ؛ نتفلیکس برای خرید برادران وارنر، وارد مذاکرات انحصاری شد
- دربارهی نمایش «زنی که فقط سیگار میکشد»؛ ای کاش که جای آرمیدن بودی
- «تاجی» به اسکار رفت/ «آمیگدال» آماده نمایش شد
- نخستین نشست هیئت مدیره انجمن منتقدان برگزار و رئیس انجمن انتخاب شد
- ماجرایِ ظریفِ وزارت خارجهی سوئیس
- فیلم-کنسرت «هری پاتر»و «ارباب حلقهها» به آخرین اجرای پاییزی رسیدند
- پوستر «باد زرد – ونگوگ» رونمایی شد
- مولف بودن در آینه مکتب نقد عمیقگرا
- نگاهی به فیلم سینمایی «سامی»؛ دوربین به مثابه سمفونی برای سفری طولانی
- معرفی برندگان هیئت ملی نقد آمریکا ۲۰۲۵/ «یک تصادف ساده»؛ بهترین فیلم بینالمللی/ «نبردی پس از دیگری» ۵ جایزه گرفت
- ۱۵ اثری که برای فهرست اولیه اسکار فیلم بینالمللی شانس بالاتری دارند
- تأملی بر حضور نوری بیلگه جیلان در جشنواره جهانی فیلم فجر؛ داور غایب





