سینماسینما، دامون ترابی
این سایکودرامِ دارک و تلخ، عجیب درگیرم کرد!
چه تلفیق زیبا و دُرستی با الهام از افسانه و اسطورههای باستانی با رویکردی مدرن و تا حدودی گروتسک در پسزمینهای تاریک و سیاه… و چه طراحی نور جذابی، ایضاً چه میکسینگ صدا و موسیقی با شکوهی، صحنهای که اساساً خالیست، اما با نورهای باشکوه طراحی شده، در واقع نورپرداز در قامت یک طراح صحنه حرفهای نیز عمل کرده است، و البته چه هماهنگی فوقالعادهای بین صدا و نور و بازیها.
«پسماند» یک سایکودرام روانشناختی پُرتعلیق در فُـرمی نیمه سورئال است. حتی شاید یک آوانگارد پیشرو نیز تلقی شود،گاهی هم به ادبیات گوتیک نزدیک میشود. این دقیقاً همان ژانر مورد علاقهام است که اگر به درستی پرداخت شود حالم را خوب میکند و خوب این نمایش حالم را اساسی خوب کرد !عنوان «پسماند» در مواجهه با کلیت اثر، معنای قابل تأملی پیدا کرده. آنچه از آدمها، روابط، تصمیمها و تجربهها باقی میماند، چیزی جز پسماند انسانی نیست که در واقع با نگاهی دوپهلو میتواند یا استنباطی از دورریزی مُتعفن باشد و یا نشانگانی از نتیجهای اثر بخش؟! در واقع پسماندِ یک رخداد گاهی مهمتر از خودِ اتفاق است. نمایش در همین نقطه میتواند مخاطب را از تماشای صرف فراتر ببرد و او را با پرسشهایی تامل برانگیز درباره آنچه از پسِ یک تجربه انسانی باقی میماند مواجه کند.
در اینجا همه چیز بهجا و اندازه است… بازیها استاندارد و متکی به ژانر است…حمید رحیمی طبق معمول در این تئاتر هم درخشان ظاهر شده، بیتپق، بینقص…دیگران همگی خوش درخشیدهاند حتی بازیگر نوجوان با آن صدای دورگه خاصش که با قامت بینابین کودکی و نوجوانیاش شماتیکی غریب و پارادوکسوار ایجاد کرده… مردهایی که در نقش زن ظاهر شدند، اما هیچ المان مشخصی از زن بودن ندارند … این ایدهها به تمامی فکر شده و کار کرده است.
نکته قابل توجه در این نمایش، پرهیز اثر از سادهانگاری است. «پسماند» برای مخاطب نسخه آماده ارائه نمیکند و تلاش ندارد همه چیز را به شکل توضیحی و مستقیم بیان کند. بخشی از لذت تماشای آن در همین امکانِ کشف و شهود و تفسیر شکل میگیرد؛ تماشاگر میتواند در لایههای اثر حرکت کند و برداشت شخصی خود را از آن داشته باشد. در «پسماند»، خون و خونبارش صرفاً بیانی از خشونت نیست؛ گویی چیزی از اعماق تاریک روح و روان کاراکترها به سطح میآید و بر صحنه جاری میشود. خونریزیها و کشتنها، بیش از آنکه تلاشی برای شوکه کردن تماشاگر باشند، امتداد همان خشونتی هستند که پیشتر در لایههای پنهان ذهن و روابط شخصیتها و از پس عقدههای فروخفته و رنجهایشان شکل گرفته است؛ خشونتی که دیر یا زود باید راهی برای فوران و دیدهشدن پیدا کند. هر قطره خون، انگار ادامه جملهای است که شخصیتها قادر به گفتنش نیستند. هر مرگ، تنها حذف یک انسان از صحنه نیست؛ شکافی است که در روان اثر ایجاد میشود و پس از آن، هیچچیز دیگر به وضعیت پیشین خود بازنمیگردد. این همان تسلسل کابوسی ست که از پس رنجهای تلنبار شده به تفالهای متعفن تبدیل میشود.
باید به مهدی برومند تبریک گفت بابت خلق یک سایکودرام تاریک و پرتعلیق که کاملا روی اصول حرکت کرده و کم نمیگذارد. نگاه برومند در این اثر منسجم است. او توانسته عناصر مختلف اجرا را در خدمت یک جهان واحد قرار دهد؛ از میزانسن و طراحی فضای صحنه گرفته تا ریتم اجرا و نحوه هدایت بازیگران. در این اثر، هیچچیز صرفاً برای پر کردن صحنه یا ایجاد جلوهای نمایشی به نظر نمیرسد. اجزای اجرا در ارتباط با یکدیگر معنا پیدا میکنند و همین هماهنگی، به نمایش هویتی مشخص و قابل تشخیص میدهد. در کنار او باید به حمید رحیمی بابت نویسندگی این اثر تبریک گفت که بیادعا و بدون قیل و قال داستانی سنگین را در همکاری با برومند نوشته که نه مخاطب را لزوما گیج و گنگ نگه میدارد و نه سطحی و فرومایه رهایش میکند.
تماشای این نمایش برای من تجربهای بسیار لذتبخش بود و از آن اجراهایی است که بعد از خروج از سالن همچنان دربارهاش فکر میکنید. «پسماند» توانسته میان فرم و محتوا تعادل ایجاد کند و به جای آنکه صرفاً یک داستان را روی صحنه روایت کند، تجربهای بسازد که در ذهن و احساس مخاطب ادامه پیدا کند.
پنج ستاره درخشان برای «پسماند»؛ اجرایی که پس از تماشایش چیزی از خود در ذهن تماشاچی باقی میگذارد…

لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نمایش «رومولوس»؛ این رومولوسِ مغموم
- «خون بس»؛ زخمهایی که التیام نمییابند
- نمایش «دیوانه خانه زری بوره»/ جُـنون آرام
- «ماهی بلژیکی»؛ سُرخوردن در فضایی انتزاعی
- نمایش «برادران کارامازوف»؛ وفادار به روح اثر نه کالبد
- «دِویل» به ۵ اجرای پایانی رسید/ بررسی نمایش در یک گفتگوی مجازی
- «دِویل» با ردهبندی سنی روی صحنه میرود
- «بوف آوازهایش را میخواند» روی صحنه عمارت نوفل لوشاتو
- «ناصدا» به تهیهکنندگی سارا بهرامی روی صحنه میرود
- چهار بازیگر به «گالیله» پیوستند
پربازدیدترین ها
آخرین ها
- «کاغذ بیخط »؛ فیلمی روشنفکرانه با نگاهی فلسفهگرا
- شکست تام کروز و ایناریتو در اولین روز اکران «داگر»
- درباره «مردی که میخواست سلطان باشد»/ مُردن، بدونِ عاشقی، چه غمانگیز است!
- یادداشتی بر نمایشگاه نقاشیهای انتزاعی حسین اسماعیلی؛ «سوی بیکرانگی» حاصل جوششی خلاقانه است
- افتتاحیه سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان / گزارش تصویری
- «بچهخرس» در خانه هنرمندان ایران/ علی غریب «تناسخ…» را روی صحنه میبرد
- «روز چهلم» و «منجمد» در جشنواره فیلم کوتاه تهران
- سه فیلم ایرانی در سی و نهمین جشنواره توکیو
- یادداشتی بر نمایشنامهخوانی «غروب در دیاری غریب»؛ شگفتی از ساز و کار جهان، وقتی عروسکها زبان باز میکنند
- اهدای ششمین نشان عالی خورشید به احمد ضابطی جهرمی
- «کودکی سیزیفوس» بهترین مستند کوتاه خارجی هاریانا شد
- «دگر»؛ فیلمی که در یک صحنه تئاتر میگذرد
- روزشمار جشنواره تورنتو؛ در حال و هوای سینما
- «مادرکیو»؛ بهرهگیری از فانتزی به عنوان زبان اثر
- «سرزمین فرشتهها» نماینده ایران در اسکار ۲۰۲۷ شد
- تجلیل از اصغر فرهادی در ترکیه
- «پسماند»؛ کابوسی از یک رنج
- «سکس و فلسفه»؛ دلا خو کن به تنهایی
- «توپ سیاه»؛ رکورد شکن گیشه اسپانیا
- جایزه کوروساوا به محمد رسولاف داده میشود
- وودی آلن در اسپانیا فیلم میسازد
- پروانه نمایش «ذوق مرگ» صادر شد
- صورتبندی مبحث سوپراستار در سینمای ایران
- با فروش ۲۶ میلیون دلاری؛ اکران مجدد «انتقامجویان: آخر بازی»، «قلب هیولا» را پشت سر گذاشت
- «نقطه ضعف»؛ سفری از رئالیسم به سوررئالیسم
- نمایش «ژولیت و شاه» و برگزاری نشست «انیمیشن؛ میان هنر و چالش»/ اشکان رهگذر داور بخش «استعدادهای جدید» جشنواره انیمیشن برلین شد
- کدام فیلمها اسکاری خواهند شد؟
- مراسم یادمان محمدرضا شجریان / گزارش تصویری
- فستیوال واک؛ تلاش برای پیوند نسل قدیم و جدید گویندگی
- برنده شیرطلای ونیز در راه آکادمی داوری/ «زن ناشناس» نماینده دانمارک در اسکار۲۰۲۷ شد





