چند نکته دربارهی «عنکبوت مقدس» بگویم و خلاص.
اول اینکه من فیلم را ندیدهام. فقط چیزهایی شنیدهام. حدس هم میزنم که به لحاظ کیفی فیلم خوبی نباشد، چرا که تجربه نشان میدهد فیلمهایی که خارج از ایران درباره ایران ساخته میشوند، غالبا نه از نظر سینمایی قابل توجهاند، نه بقدر کافی با واقعیات داخل کشور منطبق هستند، معمولا هم زود فراموش میشوند. چه آنها که در هالیوود ساخته شدند و چه آنها که ایرانیهای آنطرف میسازند. نمونهها کم نیستند. از بدون دخترم هرگز و آرگو و سنگسار ثریا بگیر تا سپتامبرهای شیراز و زنان بدون مردان و حتی فیلمهای تاریخی مثل اسکندر و سیصد و شبی با پادشاه. بعید نیست «عنکبوت مقدس» هم چنین وضعیتی داشته باشد. (از آن تصاویر مبتدیانه مربوط به راکوردِ آستین بازیگر مرد که چنین برمیآید)
برخی از این فیلمها نقد تند اجتماعی و سیاسی میکنند و معمولا هم با مخلوطی از واقعیت و خیال و چاشنیِ کینهورزی، ولی آنها که به عقاید و اعتقادات مذهبی توهین میکنند، طبیعتا قابل دفاع نیستند. این امری بدیهی است. گفتم که؛ من «عنکبوت مقدس» را ندیدهام. اگر نتوانسته باشد به قدر کافی و متقاعد کننده به واقعیات موجود در ایرانِ امروز، نزدیک شود، سرنوشت محتومش فراموشی است. و اگر به اعتقادات و باورهای مذهبی مردم یا بخشی از آنها توهینی کرده باشد، بیشک محکوم است.
دوم اینکه تریلر و تیزر این فیلم که پانزده بیست روز پیش از نمایش فیلم، همه جا منتشر شد حاویِ تمام چیزهایی بود که دوستان حالا به آنها معترضند. از تصویر هوایی مشهد تا صحنه تجاوز تا دیالوگ مربوط به امام رضا(ع) و غیره. دوستانِ منتقد و روزنامهنگارِ معترض که اتفاقا بهشدت مدعیِ حرفهای بودناند و میگویند با یک نما از فیلم تا تهش را میخوانند، چرا همان موقع چیزی نگفتند؟ چرا همان موقع واکنش نشان ندادند؟ یعنی تیزر آن فیلم را ندیده بودند؟! به صداقتشان نباید شک کرد؟
سوم اینکه درشگفتم از برخی دوستان که ظاهرا اهل رسانه و نقدند. یعنی نمیدانند با انتخاب این نوع و شیوه از حمله و سروصدا درباره این فیلم، دارند کاملا برای فیلم تبلیغات میکنند؟ یعنی نمیدانند شدهاند کارمندِ بیمزد و مواجبِ بخش تبلیغات آن فیلم؟ نمیدانند الان تهیهکننده و سرمایه گذار و پخش کنندهی آن فیلم دارند از خوشحالی بشکن میزنند؟ ناشیگری هم حدی دارد به خدا. پس این همه سال چه چیزی را تجربه کردهاید؟ موهایتان را کجا سپید کردید؟ وااسفا… امیدوارم این سروصداها به نیت فراموش شدن و تحت الشعاع قرار گرفتن مسایل داخلی یا به جایزهی آن بازیگرِ خانم مرتبط نباشد.
حالا بگذارید یک خاطره بگویم. با یکی از همکاران روزنامهنگار که سالها پیش در شورای سردبیری کیهان بود و بعدا متعادلتر شده بود، جایی دیگری همکار بودیم. تعریف میکرد زمانی که در کیهان بود، روزی یک کارگردان خیلی مطرح سینما در حوزه سینمای جنگ (که البته الان در قید حیات نیست) به او تلفن زد و پیشنهادی عجیب داد. گفته بود پنجاه هزار تومان میدهم به شرطی که یک مطلب علیه فیلم جدیدم(که جنگی هم نبود) در کیهان چاپ کنی. تا میتوانی هم فحش بدهی که آمار فروش فیلمم برود بالا. ظاهرا حقوق آن موقعِ این همکار ما کمتر از پنجاه هزارتومان بوده. حالا نمیدانم همکار محترم ما که حالا اتفاقا اصولگرای توی بورسی هم هست، خودش تمایل دارد با جزئیات بیشتری این خاطره را تعریف کند یا نه ولی امیدوارم برخی دوستان لااقل پنجاه هزارتومانهایشان را گرفته باشند.
چهارم اینکه اگر پیامبر و امام رضا و امام حسین و بقیه ائمه اطهار سلام الله علیهما قرار بود به مدافعینی چون شما دلخوش باشند باید تا بحال بارها بساطشان از تاریخ برچیده میشد. آنها را مدافعان راستین و آزادهشان جاودانه کردند و خدایی که بیشتر از شما دوستشان دارد و مقابل دشمنانشان و مقابل دفاع بدِ طرفدارانشان، هوایشان را داشته است. او و بندگان صادقش که نسبتی با سیاسیکاری ندارند خودشان خوب میدانند چطور از ساحت آنها حفاظت کنند. اگر قرار بود با یک فیلم و یک کتاب به حریم آنان خدشهای وارد شود که قرنها ماندگار نمیشدند.