سینماسینما، فریبا اشوئی
روایت «کوری» با چند اتفاق تلخ مشابه (مرگ و کوری) آغاز میشود، اما خیلی زود از سؤال ساده مجرم کیست؟ عبور میکند و به پرسش پیچیدهتری میرسد: این که چه کسانی و چگونه امکان وقوع این فجایع را فراهم میکنند؟ همین جابهجایی سوال و پاسخ آن، سریال را از یک معمای جنایی معمولی جدا میکند و به روایتی درباره قدرت، رابطه، منفعت و سکوت تبدیل میکند؛ جایی که مرز میان مجرم، قربانی، شریک جرم و ناظر خاموش مدام جابهجا میشود.
ریشه ماجرا به پانزده سال پیش بازمیگردد؛ پرونده ریتالین تاریخگذشتهای که مرگ چند دانشجو را رقم زد و زندگی یونس و شیدا را برای همیشه تغییر داد. یونس، بازپرس پرونده، میان قانون و خانواده اش قرار میگیرد. تلاش او برای اثبات بیگناهی محسن، برادر همسرش، به فرار او، زندانی شدن شیدا و فروپاشی زندگی مشترکشان منجر میشود. پانزده سال بعد، تکرار نشانههای همان جنایت، گذشته را به زمان حال بازمیگرداند؛ اما گذشته این بار تنها یک خاطره تلخ نیست، زخمی است که هنوز باز مانده است. ساختار روایت «کوری» بر همین پیوند میان گذشته و حال بنا شده است. گذشته صرفاً برای ایجاد راز وارد داستان نمیشود، بلکه خود، علت بسیاری از اتفاقات امروز است. آدمها دیگر با یک پرونده قدیمی روبهرو نیستند؛ با انتخابهایی مواجهاند که سالها پیش داشته اند و هنوز هم هزینه آن را میپردازند. بازگشت شیدا هم فقط یک چرخش داستانی نیست؛ بازگشت بخشی از زندگی یونس است که هیچوقت امکان دفن و فراموشی پیدا نکرده است.
اما سریال زمانی جذابتر میشود که تعریف جرم را گسترش میدهد. در «کوری» جنایت الزاماً با چهرهای خشن و دستی مسلح ظاهر نمیشود. جنایت ممکن است از یک معامله، یک امضا، یک رابطه، یک منفعت یا حتی یک سکوت آغاز شود. در واقع جرم در زنجیرهای از مناسبات شکل میگیرد و متاسفانه قربانی ممکن است کسی باشد که هیچ سهمی در این مناسبات نداشته است. اینجاست که لایه اجتماعی سریال شکل جدیتری پیدا میکند. «کوری» با شکل پیچیدهای از معضل یقهسفیدی روبهروست؛ معضلی که حقیقت وقوع جرم است. قدرت اقتصادی، اعتبار اجتماعی، ارتباطات و نفوذ، گاهی به اندازه خود عمل مجرمانه تعیینکنندهاند. قدرت در جهان «کوری» فقط توانایی انجام دادن نیست؛ توانایی وادار کردن دیگران به انجام دادن است.
شخصیت شمس از همین منظر اهمیت پیدا میکند. اگر او فقط یک شخصیت شرور و قدرتمند بود، چیز تازهای به جهان تریلر جنایی اضافه نمیکرد. جذابیت او در این است که قدرتش را لزوماً مستقیم اعمال نمیکند. او بخشی از شبکهای است که میتواند یک تخلف فردی را به مسئلهای اجتماعی تبدیل کند و در عین حال فاصله خود را از پیامدهای آن حفظ کند. خطرناکترین شکل قدرت همیشه قدرتی نیست که قانون را آشکارا بشکند؛ گاهی قدرتی است که کاری میکند دیگران قانون را به جای او دور بزنند. در چنین ساختاری، شخصیتها نیز به سادگی در جایگاه قهرمان و ضدقهرمان قرار نمیگیرند. «کوری» از خاکستری بودن آدمها استفاده میکند؛ کسی که امروز قربانی است، ممکن است دیروز انتخابی کرده باشد که دیگری را قربانی کرده باشد؛ کسی که سکوت کرده، الزاماً بیخبر نبوده و کسی که حقیقت را میخواهد، الزاماً از انگیزههای پاکی برخوردار نیست.
نوع روابط در این سریال صرف حاشیه داستان نیست؛ بخشی از معماری معما است. عشق، خانواده، اعتماد و گذشته، همزمان میتوانند پناهگاه و نقطه ضعف باشند. آدمها از طریق رابطه به یکدیگر نزدیک میشوند و درست از همان مسیر هم آسیبپذیر میشوند. در «کوری» معما فقط در پرونده نیست؛ در تک تک آدمهای قصه است. شیدا نیز یک قربانی ساده نیست. پانزده سال گذشته و زخم او به شکل خطرناکی به میلی برای جبران بدل شده است. بازگشتش میان انتقام و جبران معلق میماند و همین ابهام، شخصیت را از تیپ قربانی دور میکند. رابطه او با یونس نیز بر پایه یک عشق قدیمی ساده شکل نمیگیرد؛ گذشته، بیاعتمادی، حسرت و حسابکشی در آن همزمان حضور دارند. یونس هم قهرمان بینقص قانون نیست. تناقض اصلی شخصیت در همینجاست: مردی که سالها در سمت قانون ایستاده، اما خودش بیش از دیگران از همان قانون آسیب دیده است. حالا بازگشایی پرونده قدیمی، او را وادار میکند نه فقط به دنبال مجرم، بلکه به سراغ تصمیمهای پانزده سال پیش خودش برود. پرونده جنایی برای یونس به یک مسئله اخلاقی تبدیل میشود؛ اینکه اگر دوباره در همان نقطه بایستد، آیا همان انتخاب را خواهد داشت؟ تعلیق در «کوری» برآیندی از تعقیب و خطر های بیرونی نیست؛ بخش مهم این تعلیق در حقیقت از بیاعتمادی نشات گرفته است. اطلاعات قطرهقطره وارد روایت میشوند و هر پاسخ، پرسشی تازه میسازد و مخاطب هم در این پرسش و پاسخ چالشی حضور پررنگی دارد.
او گاهی می داند و گاهی نمیداند که چه اتفاقی افتاده، و مدام به برداشت خود از آنچه دیده هم شک می کند. شکلی از معما که از بازی با اطلاعات فراتر میرود و به بازی با ادراک بدل میشود. سجاد پهلوانزاده، با پشتوانه سالها تجربه در تدوین، ریتم و توزیع اطلاعات را به یکی از عناصر مهم روایت «کوری» تبدیل میکند. اگر «سقوط» ( سریال دیگر کارگردان) بیشتر بر موقعیت بحرانی و تعلیق بیرونی متکی بود، «کوری» تلاش میکند التهاب را از دل روابط، گذشته و شبکه قدرت بیرون بکشد. این مسیر دشوارتر است؛ چون تعقیب و خطر فیزیکی بهسرعت هیجان میسازند، اما ایجاد تعلیق از یک سکوت، یک رابطه یا یک تصمیم قدیمی، نیازمند هماهنگی دقیقتر فیلمنامه، بازی، میزانسن و تدوین است.
«کوری» در بهترین لحظاتش زمانی موفق است که راز را توضیح نمیدهد، بلکه اجازه میدهد راز از رفتار آدمها بیرون بیاید.( گفتگوی سروان بازپرس با شمیم درباره شوهرش، یا باز پرسی پرسنل مهد کودک)
عنوان سریال نیز دقیقا در همین نقطه معنا پیدا میکند. کوری فقط نابینایی قربانیان نیست؛ ندیدن حقیقت است. دیدن و سکوت کردن. دانستن و پنهان کردن. ترجیح دادن منفعت، خانواده یا تسلیم در برابر حقیقت و دیدن واقعیت.
در «کوری»، چشم داشتن الزاماً به معنای دیدن نیست.(نماد آن کوری عروس خانواده)
تلخترین انگیره ساخت این سریال می تواند همین موضوع به ظاهر ساده باشد که جامعه ما همیشه حقیقت را نمیبیند چون حقیقت پنهان است؛ و زمانی هم که آن را میبیند باز ترجیحش به ندیدن است.
وقتی جنایت از یک فرد عبور میکند و وارد شبکهای از رابطه، قدرت و سکوت میشود، دیگر پیدا کردن یک مجرم نمیتواند پایان ماجرا باشد.( خطایی که ۱۵ سال پیش با مدیریت پدر یونس رقم خورد)
مسئله «کوری» اما پیدا کردن دستی نیست که ماشه را کشیده؛ بلکه آشکار کردن تمام دستهایی است که پیش از آن، راه را برای کشیده شدن ماشه هموار کردهاند.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- اکران مردمی سریال کوری / گزارش تصویری
- آخرین پلان مرد هزارچهره؛ اکبر عبدی در قاب جاودانگی
- «دکتر خوب»؛ از نقص تا نبوغ، جراحی که قواعد انسان بودن را دوباره مینویسد
- به یاد استاد بیضایی؛ صدایی که نه فریاد بود، نه خطابه
- «کفایت مذاکرات» و خندههایی که از دل موقعیت میآیند
- «بامداد خمار»؛ عشق، طبقه و زبان تصویر
- تقوایی، کاشف سکوتها و رازهای ناگفته
- «ناتوردشت»؛ قصهای از وجدان، آبرو و جمعیت
- «صددام»؛ بدلی که مختصر برقی میزند، اما طلا نیست
- وحشیسازی یا وحشیزادگی؟/ روایتی از داود اشرف و زخم فرودستان در «وحشی»
- یک درام جنایی تازه برای شبکه نمایش خانگی کلید خورد
- «خاتی»؛ در حلقه داستان تکراری و نخنما
- «بچه مردم»؛ نگاهی جدید به موضوعات تلخ
- یادداشتی بر «آبستن»؛ تعلیق نصفه نیمهای که ناکارآمد میشود
- «۱۹۶۸»؛ هیاهو برای هیچ
پربازدیدترین ها
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نگاهی به فیلم پرویز ساخته مجید برزگر / پرویز، مستند یک سقوط پس از هبوط
- نگاهی به مستند «ثانیه های سربی»/ در ستایش سینما
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
آخرین ها
- گذری در جشنواره فیلم ونیز / گزارش تصویری
- نمایش «رومولوس»؛ این رومولوسِ مغموم
- رونمایی از ۶ کتاب درباره فیلمهای شاخص سینمای ایران در موزه سینما
- دو جایزه جشنواره «جامو و کشمیر» به «زیبا صدایم کن» رسید
- فرهادی از رفتن به اسکار باز ماند
- وداع با پیکر جواد مجابی / گزارش تصویری
- جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۶/ پایانِ پایتختِ واحد و بازنویسی جغرافیای قدرت در سینمای جهان
- همگام با بهروز وثوقی در قلههای بازیگری
- درباره فیلم «مرغ»/ منم اسپارتاکوس
- «پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است
- نمایش تازه علی اصغری؛ روایتی کمدی از تاریخ تئاتر عامهپسند
- جشنواره ونیز ۲۰۲۶ از نیمه گذشت؛ آیا نتفلیکس با چند فیلم در بخش مسابقه شیر طلا را میبَرد؟
- «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» پیشتاز گیشه آمریکا/ فیلم نولان در رده دوم
- یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راههای رفته بیهوده!
- «بدون ایرج»؛ جسارت و عریانی فیلم در روایت تنهایی انسان ایرانی
- نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی
- «دوازده مرد خشمگین»؛ دوازده مرد، یک اتاق، یک تصمیم
- یادداشتی بر بیضاییخوانی؛ تاریخ فقط با نامهای تازه تکرار میشود
- جواد مجابی درگذشت
- نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنهها
- «۱۵/۱۸» (محلی برای شفا)؛ صدای عصیان جوانان فرانسوی
- حسین وخشوری دبیر اولین جشنواره فیلم فجر و مدیرمسئول هفتهنامه سینما درگذشت
- سینمای تینایجری در ایران/ از دهههای دور تا «تهران کنارت» و «بیداد»
- همزمان با برگزاری ونیز ۲۰۲۶/ آلبرتو باربرا: جشنواره امسال نسبت به سالهای گذشته سیاسیتر است
- پس از کسب چهار جایزه بینالمللی/ ادامه حضور جهانی « این صداها واقعیست» در هشت جشنواره
- مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
- «نفرین توقیف» راهی جشنواره فیلم لندن میشود
- نخستین نمایش جهانی «در جاده با کیارستمی» در بوسان
- اندیشکده خانه تئاتر تاسیس شد
- نمایش «سر به سر» در جشنواره کره جنوبی





