سینماسینما، آریو همتی
سنت بازیگری زنان در ایران یکی از پربارترین سنتهای بازیگری زنان در جهان سینما محسوب میشود. این امر نخست به سبب حضور سینماگران اندیشهمحور و دوم اندیشهگرایی طیف زیادی از زنان بازیگر که توانستند تعداد زیادی از کاراکترها را در دیالکتیک بازیگر ـ متن شکل بدهند به دست آمده است. نیکی کریمی در میان بازیگران زن سینما به لحاظ تعداد بازی و محوریت داشتن در فیلمهای اندیشه محور در تاریخ سینما همراه با لیلا حاتمی و هدیه تهرانی، مثلث جنس سومی از «سوپر استار ـ اندیشهگرا» را تشکیل دادهاند. همافزایی این دو بعد سینمایی در این سه بازیگر برای مخاطبان سینما همواره جذاب بوده است .
هم به لحاظ زمان محوریت، هم به لحاظ کمیت در محوریت، و هم به لحاظ کیفیت آن میتوان نیکی کریمی، لیلا حاتمی و هدیه تهرانی را در تاریخ سینمای ایران میان زنان بازیگر بینظیر دانست.
فیلمهای مهم و بازیهای تاثیرگذار نیکی کریمی از «ردپای گرگ» مسعود کیمیایی و «سارا» داریوش مهرجویی هر دو ۱۳۷۱ شروع شد. هوش غریزی نیکی کریمی که پیش تر در سینمای سرمایه با عروس تثبیت شده بود او را بر آن داشت که در سینمای اندیشهمحور خودش را تثبیت کند و در تاریخ سینمای ایران ماندگار شود.
در فیلم «ردپای گرگ» شکل بازی نیکی کریمی در کنار فرامرز قریبیان و گلچهره سجادیه به شکل بازی درونگرای درونریز است که این امر منجر به ایجاد هارمونی در بازیها شده است. با فیلم «ردپای گرگ» کریمی جوان توانست به کشف و شهود در جهان درونی خویش بپردازد . فیلم «سارا» اما تجربهای ویژهتر برای او بود. امین تارخ با بازی درونگرای درون ریز، خسرو شکیبایی با بازی درونگرای برونریز و یاسمین ملک نصر با بازی برونگرای برونریز تنوع و جامعیتی از بازی در کنار نیکی کریمی را ارائه میدادند و خود کریمی در دیالکتیک با آنها وجوهی دیگر از جهان درون و برون را در بازیگری کشف میکرد. بازی کریمی همچنان درونگرای درونریز بود. این دو اثر اندیشهگرا سبب شد که نیکی کریمی برای بازی تالیفی خویش آماده شود. «پری» داریوش مهرجویی در سال ۷۳ و قرار گرفتن کنار خسرو شکیبایی ، علی مصفا و… فضا را برای مانور بازیگری نیکی کریمی آماده ساخت. بازی درونگرای برونریز با کاراکتر یک زن فیلسوف که جنس سومی از محوریت بازیگر و کاراکتر بود نام او را در بلندترین نقطههای بازیگری زن تاریخ سینمای ما ثبت کرد.
«بوی پیراهن یوسف » ابراهیم حاتمیکیا ۱۳۷۴ در کنار علی نصیریان شاهد دو بازی برونگرای درونریز بودیم که برای نیکی کریمی تجربه تازهتری نسبت به بازیهای پیشین به لحاظ بازیگری بود.
«دو زن » تهمینه میلانی ۱۳۷۷به عنوان نخستین تجربه نیکی کریمی در جهان جنسیت سوژهگرایی – زن سوژهگرایی ـ فمینیستی به او امکان تجربه نوع دیگری از بازیگری یعنی «برونگرای برونریز را داد و تنوع بازیهای او به گونهای سمت تکمیل شدن رفت.
نیکی کریمی با حفظ وجهه سوپر استار بودن و درخشش در آثار پرفروش، اما همچنان در سینمای اندیشهمحور نیز فعال بود. «روانی» داریوش فرهنگ ۱۳۷۶، « نسل سوخته» رسول ملاقلی پور ۱۳۷۸، «نیمه پنهان» تهمینه میلانی ۱۳۷۹، «دیوانه از قفس پرید» احمدرضا معتمدی ۱۳۸۱، «محاکمه در خیابان» کیمیایی ۱۳۸۷، «شبانهروز» امید بنکدار و کیوان علیمحمدی ۱۳۸۷، «شیرین» عباس کیارستمی ۱۳۸۷، «چهارشنبه۱۹ اردیبهشت» وحید جلیلوند ۱۳۹۳ و… اما یکی از اتفاقات جالب حضور او در کارگردانی ـ بازیگری همزمان «سوت پایان» ۱۳۸۹ است. در زمانی که بعد از کارگردانی «یک شب» و «چند روز بعد» در کارگردانی به پختگی لازم رسیده بود و توانست در واقع در فیلم خودش بازی مورد توجه خود، یعنی یک بازی درونگرای برونریز را در اتمسفری که مورد پسندش است ـ زن سوژگی ـ ارائه دهد .
شمایل زن فیلسوف و پرسشگر در جهان اندیشه و خرد، در اثر فاخر داریوش مهرجویی همچنان قله بازیگری او و از مهمترین اجراهای یک زن در تاریخ سینمای ماست.