سینماسینما، ساسان گلفر
دستهایی که بیهدف روی فرمان خودرو ضرب گرفتهاند، صورتهایی خسته که غمی مزمن را پشت لایهای از لودگی پنهان میکنند، کلههایی که بیهوده در میان جمعیت به دنبال گمشدهای میگردند که خودشان هم نمیدانند کیست. واقعیت شخصیتها در «ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا» همین بخشهای وجودی انسانها است، همین انسانهای نصفهنیمهی از هم گسیخته.
نخستین تصویر «ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا» را از داخل خودرویی در روز میبینیم؛ تصویری از دستهایی که سعی میکنند فرمان ماشین را هدایت کنند که آهسته پیش میرود و همراه با زن راننده به سیل عابران در پیادهرو چشم میدوزیم. در اولین سکانس بعد از تیتراژ باز هم دستهای یک زن را میبینیم که از بالای دری دو لنگه پدیدار میشوند و دستهای زنی دیگر که گوشی تلفن همراه/دوربین بطری مانندی را در دست گرفته تا سر زن اولی، تینا (مهناز افشاز) را در دوربین بگیرد و در ادامهی سکانس انواع ظاهرسازی، تغییر ظاهر و لباس، تلاش برای ساختن چهرهای جذاب یا لااقل جالب جلوی دوربین و تظاهر به همخوانی با خوانندهای میبینیم که میخواند:
نیمهی گمشدهی من/ چه کسی میتونه باشه…
و این روال در تمام زمان نمایش بیش از هشتاد دقیقه فیلم ادامه دارد و در این مدت نازنین، بهاره، تینا و بسیاری دستها و سرهای دیگر را میبینیم که به تلاش برای فریفتن دیگران و، از همه مهمتر، فریب دادن خودشان مشغولند تا سرانجام به نمای داخل خودرویی در شب میرسیم و دستهایی را بر فرمان خودرویی میبینیم که آهسته پیش میرود و این ترانه را میشنویم:
وقتی جای خنده، غم میشینه روی لبام/ تشنهی نوازشم، خسته از خستگیهام
وقتی که دستهای من گرمی دستی میخواد/ وقتی یه لحظه خوشی به سراغم نمیآد…
آنچه بیش از همه در طول فیلم به چشم میخورد همین بازی دستها و چهرههای غمزده است که به الکیخوش بودن «تظاهر» میکنند و «تظاهر» و «تلاش برای فریبدادن خود و دیگران» را به درونمایهی اصلی فیلم تبدیل میکنند. فیلمی که عبدالرضا کاهانی در مقام نویسنده، کارگردان و تهیهکننده در سال ۱۳۹۵ ساخت و آخرین فیلم این فیلمساز بود که کاملاً در ایران تولید شد، یک فیلم کاملاً شخصیتمحور بود که تقریباً داستانی نداشت. داستان نیاز به ابتدا و وسط انتها دارد و آنچه آدمهای «ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا» از سر میگذرانند، فقط پایان است، یک پایان بیانتها که از صبح تا شب و از شب تا صبح ادامه دارد؛ داستان نیاز به روابط علت و معلولی و انگیزه دارد و این شخصیتهای همیشه معلول برای هیچ چیز انگیزه ندارند؛ آدمهایی هستند که زندگی نمیکنند و فقط تقلید زندگی میکنند. «ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا» در عین حال فیلم شخصیتمحوری است که شخصیتهایش فقط ظاهر شخصیت را دارند و در واقع نقاب شخصیت را به چهره زدهاند. این شخصیت/تیپها در سراسر فیلم نقش بازی میکنند، به نظر میرسدکه برای فریب دیگران نقش بازی میکنند اما در واقع تمام تلاششان برای این است که خودشان را گول بزنند.
زندگی کردن در قالب اشخاصی که خودشان تقلید زندگی میکنند، احتمالاً یکی از دشوارترین نقشهایی باشد که بازیگری میتواند بر عهده بگیرد. بازیگران فیلم و بهویژه مهناز افشار، طناز طباطبایی، آیدا ماهیانی و سحر دولتشاهی در ایفای این بازی در بازی در بازی بیپایان بسیار موفق عمل کردهاند و تیپ خاصی از خردهفرهنگ الکیخوشی ظاهراً بالاشهری و «تظاهر به» کلهپوکی را تا جایی که محدودیتها اجازه میداد –همان محدودیتهایی که در نهایت عوامل کلیدی فیلم را به فرار واداشت- به شکلی ملموس و باورپذیر به تصویر کشیدهاند؛ گرچه گویش شل و ول خاص این خردهفرهنگ هنگام ادای کلمات در لحظهها و موقعیتهایی برای صدابردار آن مشکل ایجاد کرده است.
تمهید بصری که به نظر میرسد عبدالرضا کاهانی کارگردان، عامدانه یا ناخودآگاه، برای تأکید بر نقص و از هم گسیختگی این آدمها به کار بسته، استفادهی –میتوان گفت- افراطی او از نمای متوسط (مدیوم شات) است، که خیلی بیشتر از کاربرد فراوان این اندازهی نما در فیلمهای سینمایی است و حتی از اکثر آثار تلویزیونی هم فراتر میرود. به ندرت ممکن است یک نمای کامل (فول شات) یا دور (لانگ شات) ببینیم و حتی در چنین مواردی نیز آدمها طوری پشت پوششها یا اشیای صحنه پنهان شدهاند که باز هم نصفهنیمه دیده میشوند. این مفهوم و درونمایه در ترکیب با ترفند دیگر فیلمساز تقویت میشود؛ استفادهی بهجای او از پلان/سکانسها در سراسر فیلم که نوعی پیوستگی فضایی و زمانی در تضاد و تقابل با از همگسیختگی شخصیتی کاراکترها را القا میکند؛ پلان/سکانسهایی به دقت طراحی شده که به یمن استفاده از بازیگرهای حرفهای و حرکتهای دقیق دوربین سیال معین مطلبی کاملاً طبیعی و خودانگیخته به نظر میرسند.
حالا که بیش از هفت سال از تولید و به نمایش درنیامدن «ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا» گذشته، در دورنما مفهوم آن را با روشنی بیشتری میتوان دریافت. انسانهایی که در یک ساختار سراسر تظاهر و فریب دستوپا میزنند و به رنگ آن درمیآیند، چارهای جز تکرار آن در جزء به جزء کنشهای زندگی خصوصی خود ندارند تا جایی که از خود زندگی دست میکشند و به تقلید زندگی بسنده میکنند. فیلم در زمانی ساخته شد که نسل به اصطلاح دهه شصتی و دهه هفتادی پا به عرصه گذاشته بود و نومیدانه جستوجو میکرد:
کسی که هر کلامش/ طلوعی تازه باشه/ غم و تنهایی ما/ به یک اندازه باشه.
اون که از نهایت عشق/ منو با اسمم بخونه/ منو جزیی از وجودش/ یا خود خودش بدونه.
اون که گم شده از آغاز/ تا که من تنها بمونم/ جادهی جستجوهام رو/ تا قیامت بکشونم.
و اکنون، بعد از گذشت این همه سال، شاید این بندهای شعر از طلوع نسلی تازه با درکی تازه خبر میدهد:
کسی که همیشه عاشق/ مثل من دیوونه باشه/ تو دنیا اگه نباشه/ تو آینه میتونه باشه.
لینک کوتاه
مطالب مرتبط
- نگاهی به «اودیسه»/ کریستوفر نولان در دام نفرین کرونوس
- ورایتی خبر داد؛ عبدالرضا کاهانی با «بهشت خالی» به ادینبورگ میرود
- به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان میسازیم
- «نورنبرگ»؛ پیش از آن که گلولهای شلیک بشود…
- یادبود بهرام بیضایی؛ ایرانی بودن بار بزرگی است بر دوش ما
- استوری سحر دولتشاهی از پشت صحنه «هزار و یک شب»
- دربارهی نمایش «زنی که فقط سیگار میکشد»؛ ای کاش که جای آرمیدن بودی
- نمایش «به کفشات نگاه کن»؛ مردم سرباز به دنیا نمیآیند
- به یاد دو استاد موج نو سینمای ایران؛ آرامش در درود بیکران
- «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم»؛ نشانه گرفتن قلب تماشاگر
- «قرار نوامبر»؛ جزئیاتی از فیلم جدید مهناز افشار
- سپتیمیوس ۲۰۲۵؛ شهره آغداشلو، محمد رسولاف و مهناز افشار در هلند جایزه گرفتند
- جشنواره ادینبورگ برگزیدگانش را شناخت/ جایزه شون کانری به عبدالرضا کاهانی رسید
- «مرده شور» مورد توجه منتقدان جهانی قرار گرفت
- آمادهسازی «رستاخیز مسیح» برای ماه مارس ۲۰۲۷
پربازدیدترین ها
- تاریخچه سریالهای ماه رمضان از ابتدا تاکنون/ در دهه هشتاد ۴۰ سریال روی آنتن رفت
- نشانهشناسی «صد سال به این سالها»؛ از اندوه بیپایان ایران تا احیای حس نوستالژی
- «قاعده بازی» حاوی بازیهای پست مدرنیستی است
- «غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود میگریزی
- همه صدا پیشگان فیلم محمد رسول الله (ص)و دیالوگهای برگزیده آن
آخرین ها
- نگاهی به نمایش «ویکنت شقه شده»/ توپها برای که شلیک می کنند؟
- یادداشتی بر بیضایخوایی؛ تجربهای تازه با نسلی تازه
- یادداشت برای دو فیلم مستند/ میراثی که غارت شد
- گزارشی از گیشه سینماها؛ ۳ میلیون و ۲۸۵ هزار تماشاگر و اکران ۲۰ فیلم از ابتدای ۱۴۰۵
- به کارگردانی دوک جانسون؛ تام هنکس، آبراهام لینکلن میشود
- در واکنش به حکم قضایی غزل نهانی؛ کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر بیانیه داد
- برای رقابت در نودونهمین دوره جایزه آکادمی؛ برگزیدههای کن و برلین نماینده آلمان و کانادا در اسکار شدند
- نگاهی به فیلمنامه «زندهشور»/ بخشش لازم نیست اعدامش کنید
- کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»
- رابینهود در حال ترند شدن/ بازاریابی آشفته برای فیلم جدید پل گرینگرس
- بیانیه خانه تئاتر درباره مصوبه اخیر مجلس/ قطع ارتباط با دنیای آزاد، نه عاقلانه و نه شدنی است
- ژیل ژاکوب در ۹۶ سالگی آخرین کتابش را منتشر خواهد کرد
- «ناگهان»؛ فیلم موفق فرانسوی از کارگردانی ژاپنی
- «البنات» به تونس میرود
- نگاهی به بازیگری فائقه آتشین/ خانم سوپر استار
- «بیداد»؛ گونهای پیله تنیدن شبانه با صدای زنانه
- اجراهای تازه از پروژه «بیضائیخوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده میشوند
- صدور پروانه ساخت ۶ فیلم سینمایی/ قرارداد اکران ۴ فیلم جدید
- با معرفی برگزیدگان سی و دومین دوره؛ جایزه قلب سارایوو به فیلم اتریشی رسید
- اسماعیل همتی درگذشت
- «کوچ اجباری» به پرتغال رفت
- آغاز اجرای «مادرکیو» از ۲۲ شهریور/ تئاتر-ارکسترال «آرش» روی صحنه میرود
- داوری سجاد شاهحاتمی در جشنواره یونانی
- نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بیداد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی
- «استخر»؛ روایتی درام در پوستهای سورئال با درونمایه فلسفی
- سیودومین جشنواره فیلم سارایوو؛ نشان افتخاری به اصغر فرهادی اهدا شد
- واکنش کانون کارگردانان سینما به مصوبه مجلس؛ سینما به امنیت اندیشه و امکان آفرینش آزاد هنری نیاز دارد
- اکران مردمی سریال کوری / گزارش تصویری
- بیانیه خانه سینما درباره مصوبه اخیر مجلس؛ جرم انگاریِ بدیهیترین حقوق هنرمندان!
- مریم قربانینیا مدیر روابط عمومی انجمن منتقدان سینما شد





